« جوان و آزاد که بودم ، تفکرات و آرزوهایم محدودیتی نداشت . در خیال خود می خواستم دنیا را تغییر دهم . پیر تر و عاقل تر که شدم ، دریافتم که دنیا تغییر نمی کند ، بنابراین توقعم را کم کردم و تصمیم گرفتم کشورم را تغییر دهم . اما این آرزو هم غیر ممکن بود . به میانسالی که رسیدم ، آخرین توانم را به کار گرفتم تا فقط خانواده ام را تغیر دهم.... اما افسوس آنها هم نمیخواستند عوض شوند . و اینک در بستر مرگ و در حال احتضار ، ناگهان فهمیدم که : اگر فقط خودم را تغییر می دادم ، خانواده ام تغییر میکرد ، با دلگرمی آنان میتوانستم کشورم را تغییر دهم و کسی چه میداند شاید میتوانستم دنیا را هم تغییر دهم » .
از کتاب سوپ جوجه برای تقویت روح
إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ ... [الإسراء : 27]
اسرافکاران، برادران شیاطینند؛ ...
چرا برخی از ما اینقدر اهل اسرافیم
چرا باید مصرف آب ، در کشور ما ، 2 برابر میانگین جهانی باشد؟!
داستانک 1 :
دکتر محمود بروجردی: من بارها ناظر وضو گرفتن امام خمینی بوده ام و دیده ام که ایشان در فاصله به جا آوردن اعمال وضو، شیر آب را می بستند و در موقع لازم دوباره باز می کردند تا مبادا آب اضافی از شیر خارج شود.
داستانک 2:
حجت الاسلام و المسلمین صادق احسان بخش: حضرت امام هیچ گاه اسراف نمی کردند. حتی اگر می خواستند دارویی بخورند و یک لیوان آب به ایشان می دادند، اگر نصف آن مورد استفاده قرار می گرفت، کسی حق نداشت نصف دیگر را دور بریزد، باید از آن استفاده می کردند. این خط مشی، تمرینی است جهت خودسازی که از اول جوانی داشته اند.
[مجله طوبی ؛ خردادوتیر 1385، شماره 7 صفحه 149]
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ
اى کسانى که ایمان آورده اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند [سوره حجرات آیه 11]
خداوند در این آیه، پس از آنکه مسخره کردن را عملی ناپسند بیان می فرماید ، در ادامه این نکته را گوشزد می کند که شاید آنکس که مسخره اش می کنید از شما بهتر باشد مثلاً
شاید کفش پاره ای داشته باشد ....... اما ممکن است از ما بهتر باشد.
شاید قیافه ی زشتی داشته باشد ........ اما ممکن است از ما بهتر باشد.
شاید لباس کهنه تری داشته باشد ........ اما ممکن است از ما بهتر باشد.
شاید منزل کوچکی داشته باشد ........ اما ممکن است از ما بهتر باشد.
شاید قیافه ی مذهبی نداشته باشد ........ اما ممکن است از ما بهتر باشد.
و شاید...
و شاید...
وشاید...
...
داستانک:
آیت الله شیخ مهدی امامی مازندرانی می فرمود
عده ای از مازندرانی ها برای زیارت به عتبات عالیات وارد شدند. شخص ساده ای دربین آنها بود که اگر چراغ سبز بارگاه حضرت علی (علیه السلام) را می دید وبه او ومی گفتند آن نور علی (علیه السلام) است باورمی کرد .
بعداز زیارت و درحال برگشت ازحرم ، یکی از افرادکاروان از او پرسید آیا تو برات آزادی از جهنم را گرفتی؟
شخص ساده گفت نه ، مگر شما گرفتید؟
گفتند آری !آن شخص ساده به حرم برگشت که برات آزادی ازجهنم رابگیرد.
همراهان ودوستان هرچی به او گفتندکه ما شوخی کردیم ، او باور نکرد و با همان سادگی و صفای باطن به حرم حضرت امام علی (علیه السلام) رفت و کنارضریح نشست وگفت: اینهامن را ساده پنداشته اند! مگرشما هم من را ساده گرفته ای !؟ تا برات آزادی از آتش جهنم راندهید از اینجا نمی روم .
درهمین اثناء ، دستی مُنور به نورسبز از ضریح بیرون آمد و نوشته ای به دست آن مرد ساده داد که بر روی آن نوشته بود ، اَنتَ بَریءُ مِنَ النّار" تو ازآتش دور هستی."[ جرعه ای ازاقیانوس ، صفحه 291]
وال استریت : پول هرگز نمی خوابد
Wall Street: Money Never Sleeps
محصول : 2010 آمریکا
ژانر: درامکارگردان: الیور استون

نامزد دریافت یک جایزه گلدن گلوب . برنده و نامزد ۴ جایزه بین المللی دیگر
خلاصه داستان : در حالیکه اقتصاد جهانی در آستانه فاجعهای بیسابقه قرار دارد، کارگزار جوانی از وال استریت با گوردن جکوِ کهنهکار اما بدنام همکار میشود تا ماموریت دوجانبهای را به سرانجام برسانند.
آنها از یک سو میخواهند جامعه مالی را از سرنوشت شومی که در راه است مطلع سازند و از سوی دیگر به هویت کسی پیببرند که مسئول مرگ پیشکسوتِ سابقِ کارگزار جوان بوده است …
این فیلم دنباله فیلم وال استریت است
بازیگران :مایکل داگلاس، شیا لبوف، جاش برولین و کری مولیگان
مدیر دوبلاژ : ناهید امیریان
گویندگان :
مایکل داگلاس : سعید مظفری / شایعا لبوف : سعید شیخ زاده / کری مولیگان : مریم رادپور
ماریا بارتیرومو: زهره شکوفنده / جاش برولین :غلامرضا صادقی / فرانک لانگلا : شایان شامبیانی
شراره حضرتی ، کریم بیانی و ناهید امیریان
تو ای دانشی چندنالی زچرخ
که ایزد بدی دادت ازچرخ برخ
نگر نیک و بد تا چه کردی ز پیش
بیابی همان باز پاداش خویش
چو ازتو بود کژّی و بی رهی
گناه از چه بر چرخ گردان نهی
ز یزدان شمر نیک و بدها دُرست
که گردون یکی ناتوان همچو توست
به رنج است آن کهش هنرها مه است
نکوکاری ونیک نامی به است
که ماند نکوکاری ایدر به جای
بود با تو نیکی به دیگر سرای
شمر یاوه تر زندگانی تو آن
که نکـْنی نکوییّ و داری توان
بود دوری از بد، ره بخردی
بهی نیکی و دوریات از بدی
به تلخی چو زهر است خشم از گزند
ولیکن چو خوردنش نوش است و قند
