بسم الله الرحمن الرحیم
نبرد یکپارچه
منبع:کیهان
سال 1967 بود که انتصابی معنادار در دستگاه اجرایی ایالات متحده رخ داد، انتصابی که شاید تا آن زمان اولین و آشکارترین نمونه از یک «ارتباط آمریکایی» در ساختار پیچیدهای از قدرت بود: ژنرال رابرت مکنامارا وزیر دفاع جانسون –رئیسجمهور دموکرات ایالات متحده- به ریاست بانک جهانی منصوب شد. مکنامارا واضع طرح مفتضحانه بمباران ویتنام شمالی و وزیر جنگ شکستخورده ایالات متحده در ویتنام بود که حالا در منصبی تازه و در ظاهری کاملا متفاوت مشغول به کار میشد. کارشناسان و اقتصاددانان آمریکایی اما تحلیلی دقیق و جالب توجه از این انتصاب داشتند: «به نظر میرسد میتوان ... .
محرمی درباره شوخی احمدرضا عابدزاده در جلسه پیشکسوتان پرسپولیس گفت: خنده های من و احمدرضا برای خاطرات خوش گذشته بود اما او طوری دستم را پیچاند که الان آتل بستم!
محرمی در گفت و گویی اظهار داشت: وقتی تیم ملی نتیجه نمی گیرد همه فقط تا مدتها شعار می دهند که به تیم های پایه توجه کنید. اما در عمل حداقل در سالهای اخیر هیچ اتفاقی نیفتاده است. ما همیشه می گوییم باید به ساختارها بیشتر توجه کنیم. هزینه کردن در رده های پایه می تواند جواب بدهد. اما تا به حال چه زمان دیدید که به این صحبتها بها دهیم و برای آنها برنامه ریزی کنیم.کی روش مربی خوبی است اما او به سیستم دفاعی اعتقاد دارد و این مساله در فوتبال ما جواب نمی دهد. به عقیده من یک مربی نمی تواند به فوتبال ما چیزی اضافه کند. آن هم در مقطع بزرگسال که دیگر فوتبالشان ساخته شده است.
او ادامه داد، در جلسه هیات مدیره پرسپولیس هیچ نتیجه گیری خاصی گرفته نشد. به هر حال پیشکسوتها صحبتهایشان را کردند و در نهایت این وزارت ورزش است که باید شرایط را بپذیرد. اما از آقای هدایتی و عابدینی متشکرم که این جلسات را ترتیب می دهند و پیشکسوتها را دور هم جمع می کنم.
محرمی در مورد کمیته پیشکسوتان گفت؛ در عکسها دیدید که من و احمدرضا عابدزاده به یاد خاطرات قدیم با هم شوخی می کریدم. اما او طوری دستم را پیچاند که الان آتل بستم. وحید قلیچ هم چپ چپ، نگاه نمی کرد. بلکه به یاد حرفها و کری های گذشته افتاده بود.
وی افزود، من دیگر تصمیم گرفته ام در تمرینات پرسپولیس حاضر نمی شوم. چون تکلیف من مشخص نبود و من بین زمین و هوا بودم. برای همین ترجیح دادم که بیشتر به زندگی خودم برسم. باز هم از آقای هدایتی تشکر می کنم که پیشکسوتان را دور هم جمع کرد.

دو تصویر از مثانه ...
شنیدم رفت مردی شهرداری
برای یک سری کار اداری
ببخشید از ادب دور است گویی
گرفت او را در آنجا دستشویی
زمانی چند با این درد، سر کرد
پس از آن کم کم احساس خطر کرد
الهی حالت این وقت انسان
نگردد قسمت گرگ بیابان
به فکرش خورد تنها راه چاره
چه راهی؟ دستشویی اداره
اگرچه بود مشکل، استقامت
ولی خود را رساند آنجا به زحمت
همین که خواست داخل گردد آن مرد
یکی از پشت سر او را صدا کرد
که ای آقا همین طوری کجا؟ ایست
ببینم نظم و ترتیبی مگه نیست؟
بهت کی گفته این بخش از اداره
روالش کشکیه قانون نداره
برو پر کن هزار و صد تومن فیش
بریزش به حساب جاری جیش
به همراه دو تا عکس سه در چار
برو پیش مدیر بخش ادرار
ببر درخواستت رو عاجزانه
ضمیمهَ ش کن دو تصویر از مثانه
همون جا باش بعدش تا دم ظهر
دعا کن تا بشه در خواستت مهر
اگه صادر شد از اون جا اجازه
اتاق بعدی امضا میشه تازه
بده ثبتش کنند و در ادامه
بگیر از قسمت بهداشت نامه
مرتب حال اون بیچاره بد شد
از اون حالت که قبلش داشت رد شد
نشست و پا شد و نالید صدبار
سرش رو چند دفعه زد به دیوار
فشارش که از این حد بیشتر شد
زبونم لال، سر تا پاش تر شد
شعر از : «طنزهای حکیمانه»

کسی که خوب فکر می کند لازم نیست زیاد فکر کند. آلمانی
هرگز درباره چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام . اپیکتوس
کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست. ژاپنی