همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

گرفتار لمپن ها و فرصت طلبان دروغگو هستیم / پژمان امجدیان

30027477784361851534.jpg

واژه ی لمپن ، واژه ای وارداتیست که نیروهای چپ آنرا وارد ادبیات سیاسی کردند . این واژه از مارکسیسم گرفته شده است و مارکس آنرا درباره ی کارگرانی به کار برده که در جوامع صنعتی ، با قرار دادن نیروی کار خود در اختیار صاحبان سرمایه ، مانع قدرت یابی طبقه کارگر میشوند. به بیانی دیگر در فرهنگ مارکسیستی لمپن به افرادی گفته می شود که ظاهر پرولتاریایی دارند ولی فاقد فهم و شعور طبقاتی هستند.

لمپن های ایرانی بیشتر برآیند توده ای بودن جامعه ایران هستند و تا زمانیکه جامعه ما رفتارهای توده ای داشته باشد ؛ لمپن ها بهترین افرادی هستند که می توانند در فعالیت ها و کنش های سیاسی اجتماعی ایران نقش آفرینی نمایند .

لمپن ها در یک پیوند ذاتی با فرصت طلبان و منفعت جویان ؛ در مسائل سیاسی و اجتماعی در نوسان بوده و گاه در جبهه موافق و گاه در جبهه مخالف قرار می گیرند و این نه بر اثر شناخت و معرفت بلکه بدلیل منافع کوتاه مدت و ویژگیهای روانی و فرهنگی حاکم بر آنها صورت می گیرد . لمپن ها همواره بنده و برده ی زور و قدرتند و نسبت به هر فرد قدرتمند تری احساس بندگی بیشتری دارند و در واقع خودفروشانی هستند که همواره مورد سوء استفاده ی قدرتمندان قرار می گیرند ولی هر گاه احساس کنند فرادستانشان در آستانه ی شکست قرار گرفته اند بلافاصله جایشان را عوض میکنند و به صف ضعفا می پیوندند.

نمونه های زیادی از آثار ویرانگر لمپنیسم و ابزار شدگی آنان در تاریخ ایران موجود است . مثلا : محمدعلیشاه بدلیل امضای قانون اساسی ، شرایط مخالفت علنی با مشروطه را نداشت ازین رو به فکر استفاده از نیروهای غیر رسمی افتاد و در مناطق عشایری و روستایی از روسای ایلات و عشایر سود جست و در مناطق شهری نیز لمپن ها را وارد نبرد علیه مشروطه خواهان نمود . نمونه دیگر ؛ استفاده ی استبداد داخلی و استعمار خارجی از نیروی لمپن ها علیه دولت دکتر مصدق است .

اپورتونیستها یا فرصت طلبان و منفعت جویان نیز به سرعت و بر حسب تغییر اوضاع سیاسی ، تغییر عقیده می دهند و به هیچ عقیده و خط مشی سیاسی اجتماعی پایبند نیستند و اصطلاحا از هر طرف که باد بوزد گندم خود را باد می دهند . اینان که برای حفظ منافع خود نان را به نرخ روز می خورند به هیچ یک از موازین اخلاقی و اجتماعی متعهد نیستند .

درین برهه زمانی نیز همچون گذشته دروغ، تهمت ، افترا و ناپاکی نقطه پیوند و سلاح مشترک لمپن ها و فرصت طلبان علیه خادمان و دلسوزان مردم ، دولت و نظام است و سوگمندانه باید گفت که رذایل اخلاقی یاد شده تبدیل به مکانیسمی زیستی برای عاملین پلیدش گشته است .اگرچه باید امیدوار بود که روزی ماسک لمپن ها و فرصت طلبان امروز نیز مانند اسلافشان ، برداشته می شود و چهره اصلی آنان نمایان می گردد اما ؛ " اجازه تکرار به رفتارهای ناشایست ، آنها را رفته رفته به سنتهایی تبدیل می کند که از فرط تکرار به شیوه ی خود انگیخته ای از عمل تبدیل می شود " و به علت کارکرد زیستی اش دائما بازتولید خواهد شد و خطر سرایت آن به نسل های آینده فاجعه ای جبران ناشدنی را رقم خواهد زد .

باید بزرگان جریانات اصلاح طلب و اعتدال گرا با توجه به اثرگذاری بیشترشان در دولت ؛ آنچه را که رصد می کنند نه اشخاص ؛ بلکه  نوع نگرش و بینش افراد به اعتلا و توسعه استان و استفاده ی حداکثری از نیروهای خلاق ، پاکدست ، مردمی ، توانمند و شایسته در سطوح مدیریتی و وفاداری به آرمانها ، اندیشه ها و شعارهای دولت تدبیر و امید با توجه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی باشد . 

ضمن تاکید بر این نکته که در آینده موضوع مصداقی تر بحث خواهد شد ، این نوشتار را با سخنانی از امام راحل (ره) به پایان می برم .

" فرصت طلبی یکی از آفات بزرگ انقلاب است و تحرک فرصت طلبان از خطراتیست که به شدت نهضت اسلامی را تهدید می کند . "

پندها و اندرزهای یک محکومیت!

بسم الله خیر الاسماء

سلام

..............................

چند روزی از اعلان حکم محکومیت آقای محمرضا رحیمی معاون اول دولت دهم بیشتر نمی گذرد که اکثر رسانه های داخلی و خارجی به پردازش این خبر مشغول شدند اصلاح طلبان که سالها مدعی تخلفاتی در دولت آقای  احمدی نژاد بودند پیروزمندانه از این کشف با رسانه های مختلف به یادداشت نویسی و مقاله نویسی و مصاحبه مشغولند و فاتحانه از این مچگیری در باد پیروزی خوابیده اند و اصولگرایان بینوا نیزدر صدد انکار و فرار روبه جلوو ماست مالی نمودن این افتضاح و گند تاریخی همکارشان هستند اما این پیروزیها و شکستهای سیاسی یا این بردها و باختهای جناحی فی نفسه نه حُسن است بر حزب و دسته ای و نه قبح است بر جناح دیگری که این مجرمیتها و محکومیتها درس عبرتی است که همه ما انسانها و علی الخصوص مسئولان را باید به صرافت واداشته تا دیگر شاهد چنین منکراتی نبوده و نباشیم لذا برای اصلاح وضع موجود ذکر چند توصیه و عبرت خالی از لطف نخواهد بود.

1-      محکومیت آقای رحیمی گرچه گفته های دولتمردان تدبیر و امید و اصلاح طلبان را به اثبات رساند و حمایتهای آقای احمدی نژاد از دولتش که به پاکدستی! نام گرفته بود را زیر سوال برد اما دولت تدبیر و امید و یا هر دولت دیگری باید بداند که دولتش روزی به انتها خواهد رسید و دیگران نیز با همین متر و میزان به سراغ آنان نیز خواهند آمد و چه بسا خدای نکرده در میان صدها خدمت و زحمت موردی هم برای باز خواست و توبیخ در میان زحمتکشان آن دولت هم پیدا شود و این مشکل در همه زمانها و مکانها قابل اتفاق و عملی شدن است پس نه اصلاح طلبان را غرور بردار و نه اصولگرایان را با این اتفاق باید به فنا داد که در جامعه ای که یک صدا حاکم باشد آن جامعه مرده است پس نباید برای اصلاح و خشکاندن این غده چرکین همه خوبی ها را خشک کنیم

2-      در اینکه آقای احمدی نژاد درحمایت و تعریف و تمجید از دولت خود حدّ تعادل را رعایت نکرد و به جاده افراطی گری افتاد جای شک نیست و این خود شیفتگی و بلیه از خصوصیات لاینفک آن رئیس رفته بود اما نباید از یاد ببریم که این افراط گریها و مبالغات غیر واقعی ریشه در حمایتهای بی چون وچرای دیگرانی داشت که به جای توبیخ تشویقش کردند و به جای ساکت باش ، خود سکوت اختیار کردند تا او را وهم و خیال بر دارد که نکند جایی خبریست و علی آباد هم شهری شده مثل تهران بزرگ! و نیزکوتاهی مسئولان نظارتی اعم از وزارت اطلاعات (آقایان مصلحی و محسنی اژه ای)  وقوه قضائیه (بازرسی کل کشور) و مجلس شورای اسلامی(دیوان محاسبات) بی تاثیر نبود که خود کرده را تدبیر نیست !

3-      رذایل اخلاقی حاکم و محکوم اصلاح طلب و اصولگرا نمی شناسد  پس دولت تدبیر و امید آقای روحانی باید از این اعتمادها و خوشبینی های خیالی و بی جهت خود را به دور نگهداشته و قاطعانه و صادقانه از همکاران و دولتمردان کابینه اش حساب بکشد تا به بلیه دولت پاکدست دیروز و دولت دستهای آلوده امروز دچار نگردد.

4-      ماجرای محکومیت آقای معاون اول دولت سابق هر چه که بود گذشت چه به زندان بیفتد و یا نیفتد ویا با حکمی و سفارشی آزاد شود! ویا تخلف دولتمرد دیگری از دولت گذشته آشکار و رسانه ای شود با تمام این اما و اگرها دولت تدبیر و امید باید بداند که ماجرای بگیر و ببند های دولت قبل نباید در روند خدمت رسانی به مردم تعللی ایجاد کند که این بند و بست ها چه واقعی باشد و یا یک سناریوی حواس پرت کن وصدا خفه کن دردی از ملت محروم و مظلوم دوا نمی کند ملت ما چه زنان و چه مردان این جامعه محکومیت و بی گناهی امثال رحیمی ها دیگر برایشان توفیری نداشته وندارد زیرا بیکاری و تورم واجاره خانه و دستمزدهای بخور نمیر و... نه حسی برایشان گذاشته و نه حالی که بینند و یا بدانند محکومیت معاون اول رئیس جمهور به کجا می انجامد ملت ایران با این اتفاق نه کارت صد آفرین به اصلاح طلبان می دهند و نه زرشک طلایی به اصولگرایان آنچه که ملاک رغبت بیشتر به یک جناح و گروه خاص در کشور در انتخابات آینده است آبادانی کشور، رونق اقتصادی و مهار تورم و آرامش روحی و روانی بیشتراین مردم است و یادمان باشد سو گند به قرآن در مجلس توسط رئیس جمهور برای احقاق حقوق قانونی و شرعی تا آخرین روز و ساعت برای کار و تلاش صادقانه به این ملت همچنان الزام آور و مسئولیت بخش خواهد بود !

 

سخنان علی مطهری و مواصع اصلاح طلبان

با گذشت پنج سال از جریان فتنه ۸۸ هنوز شاهد این موضوع هستیم که در درون کشور برخی از افراد و جریانات سیاسی به مرور زمان و با امید به نفوذ در بدنه دولت روحانی، در پی رفع حصر سران فتنه و آزادی بی قید و شرط و بدون محاکمه آنان بر آمده اند.

سوگمندانه نطفه این حرکت بدلیل وجود ظرفیت های منفی اصلاح طلبان در جامعه، با تلاش همین جریان، در درون جریان اصولگرایی بسته شده است به این معنا که آنانی که تا دیروز جرات بیان برخی از مطالب درباره فتنه را نداشتند با استفاده از سخنان یک آقازاده خاص؛ امروز این جرات را یافته اند تا نیات درونی و چهره واقعی خود را در پهنه سیاسی کشور آشکار سازند.

علی مطهری در سخنانی ضمن تاکید بر حفظ حریم ولایت فقیه و علیرغم اینکه وی خود در دیدار حضوری با رهبر انقلاب از نظرات ایشان درباره سران فتنه آگاه شده بود ولی باز هم بر رویه و روش خویش مبنی بر اصرار بر تعیین تکلیف سران فتنه پافشاری کرد. مطهری بارها و بارها با تاکید بر ضرورت رفع حصر سران فتنه آورده است: «این غلط است که ما بدون حکم قضایی و تشکیل دادگاه عده‌ای را در حصر بگذاریم و بعد بگوییم به شما لطف کردیم.» وی به حصر آیت الله منتظری نیز اشاره و بر همین اساس می گوید: «این رفتار تند با او ضرورتی نداشت.»

جالب توجه آنجاست که امثال این سخنان زاویه کاملی با دیدگاه و نظر امام (ره) و رهبر معظم انقلاب دارد. رهبر انقلاب دیدار با خانواده شهدا و فرزندان شاهد فرموده بودند: «اگر دادگاهی تشکیل شود، شما تحمل نتایج آن را نخواهید داشت.»

علی مطهری امروز علیرغم اینکه از نظر سیاسی در درون جبهه اصولگرایی تعریف شده و هویت سیاسی پیدا می کند اما این قبیل مواضع و رفتارهای دوگانه و بعضا چند گانه خصوصا در پیدا کردن زبان مشترکی با سران فتنه و اصلاح طلبان، می تواند آینده سیاسی وی را در هاله ای از ابهام قرار دهد، آنگونه که شاید در بزنگاه های سیاسی پیش رو، مجبور شود تا شخصیت و جایگاه سیاسی خود را در ظل توجهات شخصیت های سیاسی دیگر و با توجه به سایه قدرتمند پدر، در جایابی سیاسی اش جستجو نماید.

از سوی دیگر این اظهارات زمینه را برای ایجاد موجی سیاسی در میان ساختارشکنان برای القای «رفع حصر سران فتنه» به عنوان یک خواست عمومی فراهم آورده و اگر بگوییم که در آینده ای نه چندان دور دامنه این فعالیت ها گسترش خواهد یافت سخنی بیراه نگفته ایم.

هنوز یادمان نرفته که علی مطهری پس از ثبت نام در فرمانداری تهران به منظور نامزدی در انتخابات مجلس هشتم علت حضور خود را به این صورت بیان کرد: "در دوره حساس کنونی که همه گروه‌ها با تمام نیرو به میدان آمده‌اند من هم با احساس خطر از شدت گرفتن فعالیت اصلاح طلبان، وارد شده‌ام." خطر اصلاح طلبانی که امروز در سخنرانیهای علی مطهری برایش کف و سوت می زنند.

این احساس خطر از اصلاح طلبان در سال۸۶ و همراهی مطهری با اصلاح طلبان در دفاع از سران فتنه در سال ۹۲ (به بعد) مهر تاییدی است بر رفتار متناقض و دوگانه علی مطهری در عالم سیاست.

اما داریوش سجادی مشاور سابق کروبی و از چهره های شاخص اصلاح طلب در خارج از کشور، در واکنش به رفتارهای خاص مطهری می آورد: پیش از شما بودند کسانی که همین مسیر زاویه با نظام را رفتند و به فراموش شدگی مبتلا شده‌اند؛ اکبر گنجی نمونه نزدیک آن است که پیش‌تر از جنابعالی با طی همین مسیر بازیگر نقش اول نمایشنامه‌ای شد که اینک جنابعالی عهده‌دارش شده‌اید. بیشتر متأسف از آنم که مطمئنم علی مطهری امروز نیز مانند گنجی دیروز وقعی به این خیراندیشی نخواهد گذاشت و سرخوش و مشعوف از کف زدن‌های «جنود فتنه» به همان جائی می‌رود که اسلافش رفتند!

این سخنان و سخنانی از این دست نشان می دهد که نه جریان اصولگرایی وی را در قالبی محض و همسو با خویش قلمداد می کند و نه جریان اصلاحات وی را در مجموعه خود به طور دربست و کامل خواهد پذیرفت. به عبارت دیگر عالم سیاست، مطهری را به فردی که در اعتقادات سیاسی اش از ثبات قدم برخوردار نیست، خواهد شناخت.

اما جریانی که علی مطهری طی ماه های اخیر با طرح ضرورت رفع حصر سران فتنه به راه انداخته، می تواند زمینه را برای سودجویی و «ماستمالی» کردن تمامی اتفاقات سال ۸۸ فراهم آورد. زمینه ای که بدویات آن در اظهارات مصطفی کواکبیان نمود پیدا می کند. وی در این باره می گوید: «موضوع حصر ربطی به دستگاه قضایی ندارد اگر قرار باشد به آنجا برود می‌گویند باید محاکمه علنی انجام شود. ما نمی‌خواهیم کار به این مسائل بکشد ما می‌خواهیم موضوع فیصله پیدا کند.»

کواکبیان در حالی این اظهارات را مطرح می کند که علی مطهری بارها در کنار مطرح نمودن ضرورت حصر سران فتنه، از لزوم محاکمه آنها نیز سخن به میان آورده است.

اما براستی چه جریانی به دنبال فراموشی فتنه۸۸ است. فراموشی‌ای که مقام معظم رهبری صراحتا با آن مخالفت کرده و بارها تاکید کرده اند که «فتنه ۸۸ نباید به فراموشی سپرده شود.»

جریانی که با تمسخر واژه «فتنه» ضمن قبح زدایی از اغتشاشات سال ۸۸ به دنبال تحت فشار قرار دادن دولت روحانی است. این فشارها در حالی است که شخص اول اجرایی کشور بارها تاکید کرده است که موضوع رفع حصر سران فتنه در محدوده اختیارات او نیست و مراجع ذیربط باید در این مورد تصمیم گیری نمایند.

با توجه به موارد یاد شده و بسیاری از دلایل دیگر می توان این چنین نتیجه گرفت که فتنه گران رادیکال اصلاحات و اصلاح طلبان میانه‌رو با مشاهده اختلاف رفتارها و مواضع اصولگرایان و اشخاصی مانند علی مطهری و همچنین برخی جریانات سیاسی درون مجلس، تلاشها را در راستای رفع حصر سران فتنه دنبال خواهند کرد که در صورت تحقق این امر تبعات زیادی را در متن و حاشیه بدنبال خواهد داشت.

البته بار دیگر لازم به تاکید است که چهره های تندرو اصلاحات تنها به دنبال رفع حصر نبوده و هیچ ضرورتی برای محاکمه سران فتنه نمی بینند. در حقیقت آنان به دنبال تحقق این ضرب‌المثل قدیمی هستند که می گوید: «نه خانی آمده و نه خانی رفته». اما آیا می توان حافظه تاریخی مردم را پاک کرد؟

حصر موسوی و کروبی و رهنورد را غیرقانونی میدانیم

عضو شورای هماهنگی اصلاحات گفت: حصر موسوی و کروبی و رهنورد را غیرقانونی می‌دانیم.

 
 
غریبانی: رفع حصر یک مطالبه ملی است
علی محمد غریبانی در همایش سراسری جبهه اصلاحات طی سخنانی با بیان اینکه رفع حصر یک مطالبه ملی است اظهار داشت: حصر موسوی و کروبی و رهنور را غیر قانونی می دانیم و از برگزاری دادگاه در این زمینه حمایت می‌کنیم. یک نمایندهٔ مجلس ششم شورای اسلامی هم با انتقاد از رفتارهای مجلس گفت: ما مجلسی می‌خواهیم که در سایه قانون اساسی پیگیر مطالبات مردمی باشد. فاطمه راکعی در همایش سراسری اصلاح طلبان ضمن گلایه و انتقاد از رفتار برخی وکلای مجلس گفت: این چه مجلسی است که یک نماینده در آن نمی‌تواند آزادانه صحبت کند. وی افزود: اعتقاد دارم برخورد بسیار نامناسبی با علی مطهری در مجلس شد. راکعی افزود: سهم مشارکت زنان در فضای سیاسی کشور همچنان کمتر از 5٪ است که انتظار می رود این قضیه با نگاهی به‌اینده کشور و توسعه همه جانبه افزایش یابد.
فاطمه راکعی دبیر کل جامعه زنان نواندیش در همایش سراسری اصلاح طلبان گفت: می خواهم به نمایندگی از تمامی زنان مسلمان نواندیش بعضی از آرزوهای کوچک که امروز بسیار بزرگ جلوه می کنند را بیان کنم. وی ادامه داد: اولین مساله و آرزو حل موضوع حصر و آزادی انسانهای شریف از جمله دکتر زهرا رهنورد باشم.
این شاعر و نویسنده افزود: دومین آرزوی ما آزادی همه زندانیان سیاسی در بند از جمله دکتر محسن میردامادی و مصطفی تاج زاده می باشد. (مجری برنامه: خانم راکعی قرار بود شما در مورد مسائل زنان صحبت کنید که صحبتهای خانم راکعی با تشویق حضار ادامه پیدا کرد). راکعی افزود:‌آرزوی سوم ما مجلسی کار آمد و در ارتباط با قانون می باشد و در چارچوب قانون اساسی حرکت کند و نمایندگان مردم همچون علی مطهری بتوانند حرفهایشان را بزنند.
وی در مورد نقش زنان نیز بیان کرد: زنان از اوایل انقلاب نقش بسیار برجسته ای داشته اند و ما نباید دیگر نباید حقوق خود مان را مطرح کنیم بلکه امروز حرف اول را در عرصه سیاسی کشور می زنیم و همه باید آن را باور کنند. وی به رهبری امام خمینی اشاره کرد و بیان کرد: ایشان همچون پیامبر به نقش زنان اعتقاد بسیاری داشتند و آن را با قرآن که بسیار انسان است مقایسه می کردند.
این نماینده مجلس ششم تصریح کرد: ما نگران مسئله منطقه و جهان هستیم که عده ای به عنوان اسلام به اسم داعش فعالیتهایی می کنند و تاکید داریم که باید به طور خاص به مسئله زنان در این موضوعات بپردازیم. راکعی اظهار کرد: زنان همیشه در کابینه و مجلس حضور جدی داشتند و ما امروز توقع داریم نیمی از لسیت اصلاح طلبان به آنها اختصاص یابد و این هدف را دنبال می کنیم و از احزاب اصلاح طلب هم خواستاریم که این موضوع را دنبال کنند که حداقل به سرانه جهانی که 30 درصد است برسیم.

انتخابات مدیون هیچ فرد و گروه اصلاح طلب یا اصولگرا یا اعتدال نیست..ما همه مدیون انقلاب و خون شهدا و

انتخابات مدیون هیچ فرد و گروه اصلاح طلب یا اصولگرا یا اعتدال  نیست..ما همه مدیون انقلاب و خون شهدا و ایثارگران هستیم.اادارستانی فعال مدنی ..کارشناس حقوق بین الملل خصوصی

http://www.astara.ir/uploads/emam2_307.jpg

 

قطعا روحانی پیروزی خود در انتخابات را مدیون فردی نیست"، روحانی در انتخابات یک کاندیدا بود که همه بنا بر وظیفه و تشخیص خود از وی حمایت کردند، بنابراین روحانی مدیون کل رای دهندگان و مردم و پا برنهگان  است  و هی هاشمی و خاتمی  مدعی نباشند..اگر  هاشمی راست می گوید چرا در انتخابات مجلس تهران و ریاست جمهوری 84 شکست خورد ..اگر می گویند در انتخابات تقلب شده ..مسول انتخابات 1384 خاتمی دوست عزیز هاشمی بوده است  و اگر می گوید احمدی نژاد در سال 1388 تقلب کرد و پس چرا در سال 1392 روحانی از صندوق در آمد مسئول انتخابات 92 که دولت احمدی نژاد بود..از هاشمی و اصلاح طلب ها خواهش داریم یک نعل و یکی به میخ نزنند..در انتخابات بیشترین رای مردم به روحانی اصولگرایان و طرفداران انقلب بودند من مثالش را می زنم..بیشتر مشارکتی  و اصلاح طلب ها انتخابات را تحریم کرده بودند ..این پا برهنگان افراد بی طرف بودند که سال 1388 به احمدی نژا د  رای دادند و سال 1392 به روحانی رای دادند.. انقلاب وانتخابات مدیون کسی نیست و اگر در کشور ریس جمهور و مسئول شده استفاده مادی و معنوی برده است و اگر نظام شاهنشاهی یا نهضت آزادی درکشور بود مطمن باشند بعضی آقایون تخمخ فروش یا و..در خیابانهای شهرشان بودند ...این نعمت انقلبا بود که آنها شدند نخست وزیر و ریس مجلس و ریس جمهور و وزیر و وکیل ....واما

 

معتقدم رای بدنه اجتماعی اصولگرا و پا برهنگان  بود که باعث پیروزی روحانی شد. همانطوریکه احمدی نزاد را ریس جمهور کردند و “اگر و اگر” بدنه اجتماعی اصولگرایان و پا برهنگان  به سمت آقای روحانی نرفته بود آقای روحانی با کمک هاشمی و خاتمی فی نفسه یکی شش میلیون  رای بیشتر نداشت.

وقتی مهره اصلی احمدی نژاد مشایی رد صلاحیت شد..احمدی نژاد رسما در انتخابات شرکت نکرد و بیطرف شد  و کلا کار بکار انتخابات نداشتند بقولی یک اعتراض به رد صلاحیت مشایی بود و بدنه اصلی مردم درانتخابات که دیدند احمدی نژاد مهره ای ندارنند بطرف روحانی متمایل شدند و اگر حمایت هاشمی از روحانی نبود ازاین رای که روحانی داشت نزدیک 12 میلیون بخاطر هاشمی به روحانی رای ندانند و اگر هاشمی پشت روحانی نبود روحانی بالای چهل میلیون رای داشت

 

خدا شکر ..اصلاح طلبان تن به اعتدال داده‌اند و از افراط و تندرویی  دور شده‌اند

هرگونه پیشنهاد و طرحی که بخواهد در جریان اصلاحات مطرح شود باید در جمع دوستان و بزرگان اصلاح طلب مطرح شود و جمع به نتیجه برسد و به صورت انفرادی نباید هر فرد طرحی را ارائه کند و بر سر زبان ها بیاندازد که بعدا مشکل آفرین شود. این یک مسئله  مهمی است و همه دوستان باید حرمت اصلاح طلبی و بزرگان جبهه را حفظ کنند. واقعیت جامعه به اینجا رسیده است در دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب یک تعداد معدودی افراد افراطی هستند که قبلا در میان اصلاح طلب‌ها هم بودند که به حمدالله الان شاید یا وجود نداشته باشند یا اگر وجود دارند به ندرت هستند و همه تابع یک روش معتدل، میانه و مقبول شده‌اند. الان اصلاح طلب‌ها تن به اعتدال و روش فارغ از افراط و تفریط دادند. در میان اصولگراها هنوز مرزها مشخص نشده است. یک مجموعه ای از میان جریان اصولگرا به وجود آمده است که افراطی‌گری را ادامه می‌دهند که به هیچ وجه با عقل و منطق قابل پذیرش نیست.

تعامل بین اصلاح طلبان و اصولگرایان اگر در مقابل خطر افراطی گری قرار بگیرد باید عقلای قوم در کنار هم قرار گیرند و این خطر را از کشور و نظام دفع کنند بعد از جریان 88 بارهاگفتم تنها راه حل مشکلات کشور این است که از عقلای کشور استفاده کنیم و حتی برخی چهره ها را اسم بردم که عقلای اصلاح طلب و اصولگرا بنشینند و راه حلی برای مشکلات کشور در آن زمان ارائه کنند. الان هم در مقابل افراطی گری، اصولگرایان و اصلاح طلبان تعامل دارند اما اینکه اصلاح طلبان و اصولگرایان در کنار هم قرار بگیرند و اصولگرایان دست از اصولگرایی بردارند و اصلاح طلبان دست از اصلاحات این یک امر نشدنی است و منطقی نیست.


ما در رابطه با سیاست خارجی هیچ مشکلی نمی‌بینیم، دکتر ظریف همان مواضعی را دنبال می کند که روحانی وعده‌اش را داده بود. در مورد سیاست داخلی احساس می‌کنیم یک فاصله‌ای بین حرف‌ها و شعارهای روحانی و عملکردش خصوصا در عزل و نصب ها  وجود دارد. در برخورد با احزاب و تشکل‌های سیاسی یکی از شعارهای روحانی باز کردن فضای باز سیاسی و ایجاد امنیت فوق‌العاده در جامعه بود. نیاز بود افرادی که در راس وزارت کشور هستند این مسیر را دنبال کنند. افرادی که در استان‌ها منصوب می کنند کاملا با این تفکر هماهنگ باشند. در اینجا یک مقدار جای گله باقی مانده است که وامیدواریم با تذکرات و توجهاتی که رییس جمهوری دارد مقامات مسئول خودشان را به خصوص در استان‌ها هماهنگ‌تر کنند. بخصوص با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس وزارت کشور حساسیت های زیادی دارد و امیدواریم این وزارتخانه به آرمان‌های روحانی جامه عمل بپوشاند. استانداران، فرمانداران و معاونینی که با دولت هماهنگ نیستند، بدون تعارف با آنها برخورد شود و بدانند وقتی رئیس جمهور سیاستی را ابلاغ کرد خودشان را منطبق بکنند. وقتی جدی برخورد نشود شاهد جزایر مستقلی هستیم که هر استان یک خط مشی را دنبال می کند.
مثال ساده اش چند ماه به انتخابات مانده است هنوز معان سیاسی وز یر کشور معرفی نشده است آیا این اعتدال است نه...
ادامه داردdardnews.ir