رمان بانوی جنگل
نویسنده : فهیمه رحیمی
فصل : 3
........................................................................................
از آن شب خواستگاری مدتها گذشت و آنها رفته رفته فراموش میکردند تا اینکه:
یک شب او به تنهایی به خانه آنها آمد و مجددا موضوع خواستگاری را مطرح کرد و در آن شب بود که اقرار کرد به مبارزه بر علیه خانواده اش برخاسته است و از عاطفه خواست تا همسر و شریک مبارزه اش گردد.