همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

یه جک درباره ی مسی و رونالدو

 
 

در  یک کنفرانس فوتبالی قبل از بازی رئال مادرید و بارسلونا ، رونالدو در پاسخ به سوالی گفت : من فکر میکنم که خدای فوتبال من را فرستاده است که به زمین بیایم و به جهانیان نشان دهم که چطور فوتبال را بازی میکنند.

خلاصه ، هنگامی که نوبت کنفرانس مطبوعاتی لیونل مسی رسید .
خبرنگاری از مسی پرسید : لیو ، شنیده ای که رونالدو چه گفت ؟
مسی گفت : نه !
خبرنگار گفت : رونالدو گفت خدای فوتبال من را فرستاده تا به جهان نشان دهم که چطور فوتبال را بازی میکنند!
مسی نیز در جواب گفت : من یادم نمی آید که او را فرستاده باشم !

ایرانسل

اس ام اس جدید ایرانسل:                                                               

مشترک گرامی                                                                                 

به خدا اگه بفهمم رفتی رایتل خریدی باهات کات میکنم                 

1 بار باهمراه اول بهم خیانت کردی                                                 

بسه دیگه تحملشو ندارم!

 

ترازوی مرد فقیر

ترازوی مرد فقیر

مرﺩ ﻓﻘﯿﺮﻯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮐﺮﻩ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ، ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮﯾﻰ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ .

ﻣﺮﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺑﻘﺎﻟﻰ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﯾﺪ .

ﺭﻭﺯﻯ ﻣﺮﺩ ﺑﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﺮﺩ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﺮ ﮐﺮﻩ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ .

ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﻰ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﮔﻔﺖ:

ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﻧﻤﻰ ﺧﺮﻡ، ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺘﻰ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻭﺯﻥ ﺁﻥ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ . ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ

ﻭ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:

ﻣﺎ ﺗﺮﺍﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺷﮑﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﺮﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺷﮑﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺯﻧﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﯾﻢ .

ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ: ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻰ ﮔﯿﺮﯾﻢ.

دل تنگتون شدم

سلام ب روی ماهه همه دوستای خوب و نازنینم

143 روزه که وبلاگم رو آپ نکردم

شاید ب نظر خیلی نباشه ولی واسه  من خیلی طولانی بود

تواین 143 روز خیلیامون دلمون شکست

خیلیا از دلامون رفتن

خیلیا پا روی قلبمون گذاشتن

و خیلیا تو قلبمون جا باز کردن 

خیلی اتفاقا افتاده چه روزهای خوبی که همه داشتیم

وچه روزهای سخت  و بد و تلخی ک از سرمون گذشته 

که امیدوارم خوبی ها همه جای بدی هارو بگیره

و همه ی روزای تلخ فراموش شه 

143 روز ب سرعت برق و باد گذشت

و بیشتر از ابن نتونستم تحمل کنم 

دلم بد جور هوای وبلاگم روکرده بود

که بیام دوباره دلتنگیامو بگم شادی هامو ابراز کنم 

و از لطف و محبت همیشگی شما دوستای گل و وفادارم بازم غرق خوشحالی شم 

به امید روزای خوب و اینکه بتونم بهترین پستهارو واستون بزارم که شما هم دوست داشته باشید .

خدایا.......

دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها............

یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان.............

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن................

من و بچگیم

یادمه وقتی بچه بودم، یه پسره بود خیلی زورش بیشتر بود. اوایل منو میزد. ولی بعدن یاد گرفتم وقتی میومد پیشم، کلی چرت میگفتمو میخندوندمش تاذهنش منحرف شه و منو نزنه.

البته وقتیم بقیه بچها رو جلو من اذیت میکرد، بخاطر این که اذیتم نکنه، تاییدش میکردمو مطابق سلیقه اون جلو میرفتم...

بله..اینقد آدم سیاست بازی بودم من