با عجله کیفش را برداشت که برود مدرسه. گفتم : «مادر جان صبحانه نخوردی! » گفت : «مدرسه ام دیر می شه» ظهر که برگشت خانه سریع وضو گرفت و آماده شد. گفتم :«ناهار آماده است» گفت : «از نماز عقب می مونم» ناهار نخورده رفت مسجد. روزه بود. نمی خواست کسی بفهمد. شهید رضا صفری
منبع : فهمیده های کلاس - روایت هایی کوتاه از
زندگی دانش آموزان شهید
گم شد...مثل دنباله ی راه شیری یک رویای دوست داشتنی در اسمان خواب
نمیدانم کفه ی خوشحالیم سنگین تر است یا کفه ی غمم
کم چیزی نیست گذشتن از هریک برای رسیدن به دیگری
دیریست دارم در اموختن یک درس ، مشق بسیار میکنم اما تا همین چند روز اخیر نتوانسته بودم درکش کنم
تا از غم نگذرم به شادی نخواهم رسید
بگذارم هر چیزی همانگونه که بوده بگذرد، سختش نکنم زندگی و حواث تلخ و شیرینش را،تنها لذت ببرم از هر ثانیه اش
دیروز خاطره شد، یادش بخیر.فردا می اید، توکل برخدا
مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه، به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن
خواستنی ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق.
چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جام بلور، تنها یک بار می شکند.
می توان شکسته اش را، تکه هایش را، نگه داشت.
اما شکسته های جام، آن تکه های تیز برنده، دیگر جام نیست.
احتیاط باید کرد.
همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم، عشق نیز.
بهانه ها، جای حس عاشقانه را خوب می گیرند ...
نادر ابراهیمی
مراسم تموم شده بود!
داشت با خودش فکر میکرد که چقدر مداح بد خوند ! اصلا گریه ش نیومد
سخنرانم بد روضه خوند ، به دلش نچسبید
تو همین افکار بود که از دور دوستش رو دید که داره میاد
دوستش تا رسید گفت : عجب هیئتی بود . . . خیلی حال داد.دمشون گرم.
یه کم تعجب کرد که ناگهان دوست دومش رسید و گفت : عجب سخنران توپی بود اما مداحش به دلم ننشست.
دوست سومش که رسید از خیسی صورتش میشد فهمید که چه حالی داشته تو مجلس !
باخودش کمی فکر کرد که ما همه توی یه مجلس بودیم همه یه روضه شنیدیم ...
خوب که دقت کرد فهمید مشکل جای دیگست...
مهم ظرف دله!
یکی ظرفش بزرگه یکی کوچیک ، یکی ظرفش کثیفه،یکی ظرفش ....
بله... مجلس امام حسین که بری به اندازه ظرف دلت استفاده میکنی ، سخنران و مداح یک سنگ نشانیست که ره گم نشود.باید خودت باشی و امام خودت...
اونوقت دیگه منتظر نمیشی ببینی مداح چه جوری روضه میخونه