آغا من یک سال و نیم پیش بینیمو عمل کرده بودم
متاسفانه پنج شنبه سر کلاس ضربه خورد و به شدت به خونریزی افتاد
دکترم گف باس مجدد عمل و ترمیم شه
شنبه عمل کردم و تا حالا تامپون و گچ داره:((
دکترم گفته باس دو هفته استراحت مطلق باشم
درس و کلاسم تعطیل:))
اومدم خبر بدم به اون دسته از دوستام که نگرانم بودن...
دلواپس من نباشین،خوبم
یه قنادی باز شد ..فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن
یه روز که تعدادی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن ،
یه گدای ژنده پوش وارد شد
و تموم جیبهاشو گشت
یه سنت پیدا کرد و گذاشت رو میز
گفت اینو شیرینی بهم بده !!!!
مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد
و با خوشحالی و لبخند حالش رو پرسید؟
و گفت :
قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید ...
پولتون رو بردارید و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنین !!!!
امروز مجانیه اینجا ...
پولدارا ازین حرکت ناراحت شدن و اعتراض کردن که
چرا با ما اینجوری برخورد نکرده ای تا حالا ؟
مدیر قنادی گفت :
شما هم اگه مثل این آقا ،تموم داراییتون رو ، رو میز میذاشتین ،جلوتون تعظیم میکردم ...
کاش همه ی ما دارایی هامون رو
که توانایی های ماست را رو میکردیم ...
تا دنیا جلومون تعظیم کنه ...
روی شیرین دارد اما کس چون او فرهاد نیست
عاشق است اما نه همچون عاشقان شهر ما
لایق است اما کسی در شأن او در یاد نیست
ذختری را میشناسم؛ دختر اردیبهشت
سرد و گرمش اعتدالی، دختر مرداد نیست
در بهار عمر خود این گل خزان ها دیده است
کم ازاین اسفند و آذر در دل خرداد نیست
دختری را می شناسم شاهدخت قصه ها
گرچه رخت غصه ها می پوشد و دلشاد نیست
کاش درسی از وفا مردان بیاموزند ازو
دختری که عاشق است و کمتر از استاد نیست