بهداد سلیمی دیروز وارد بیست و پنجمین سال زندگی خود شد.و در خانه پدری اش در قائمشهر جشن کوچکی برپا کرد

شمال اسپرت:بهداد سلیمی سال پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. او در رقابت های آسیایی اینچئون طلا گرفت و در شرایطی که پیش بینی می شد این موفقیت خود را در رقابت های جهانی قزاقستان هم تکرار کند این اتفاق نیفتاد. سلیمی در آلماتی قزاقستان و در حضور همسرش آیتکین که در سالن مسابقه حضور داشت در عین ناباوری و شگفتی موفق نشد دوباره قهرمان جهان شود و به مدال نقره رضایت داد.
به هر حال سلیمی که متولد سال 1368 در قائمشهر است دیروز در کنار پدر، مادر، تنها برادرش ونداد و البته همسرش جشن تولد کوچکی گرفت و بیست و پنجمین سال زندگی خود را جشن گرفت.
شمال اسپرت تولد 25 سالگی بهداد راتبریک میگوید بهداد جان انشااله 120 ساله بشوی.
خلاصه:
هرچند دستیابی به ارتباطات موثر در بازاریابی انقدرها هم دشوار نیست ،اما ماهیت حافظه به گونه ای است که ممکن است همه چیز را وارونه کند.تغییرات حافظه و فراموشی با گذشت زمان واقعیات غیر قابل انکار زندگی هستند.اما سوال مهم این است که ایا ما میتوانیم برای این مشکل کاری بکنیم؟ همانند اغلب چیزها اگر بخواهیم با این مشکلات حافظه و اثر انها بر ارتباطات در تبلیغ و بازاریابی مواجه شویم ، قبل از هر چیز باید بدانیم که دقیقا چه اتفاقی میافتد.
*** رجوع شود به ادامه مطلب ***
از راضی کردن کردن پدر و مادرم مخصوصا مادرم برای نبودن در کنار آنها در ایام عید تا حرکت به سمت محل قرار شاید چند روزی میشد.در تمام این مدت به این فکر کردم که چرا؟همیشه چرا مال ذهن من بود اما جواب،جواب های دیگران.من آدم جواب های دیگران نبودم،خودم می خواستم به جواب برسم.چقدر همه چیز برایم غیر قابل فهم و سنگین بود.اصلا حرکت با چه هدفی؟من آدم حرکت های بی هدف نبودم!از بچگی شنیده بودم آسمان همه جا یکرنگ است اما دیگران می گویند تفاوت اینجا و آنجا زمین است تا کهکشان.روز حرکت با چشمانم اتمام حجت کرده بودم برای کشیدن کار بسیار از آنها.قرار بود همه چیز راخوب نگاه کنم تا شاید جوابی شود بر چراهای ذهنم. هر چقدر که از کرمان دور تر می شدیم و به آنجا نزدیک تر،رنگ ها کمتر میشد اما آسمان آبی تر...
آیا میدانید....
اگر بعد از هر ✽ نماز ✽،هفت مرتبه ✔ لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم✔ گفته شود
باعث ★ قوت قلب ★ میشود...
نمازهایمان اگر ✽ نماز ✽ بود که موقع سفر، ذوق نمی کردیم از شکسته شدنش!
نمازهایمان اگر ✽ نماز ✽ بود که رکعت آخرش این قدر کیف نداشت!
اگر ✽ نماز ✽هایمان نماز بود، نمی خواندیمش، برای این که، خود را "خلاص" کرده باشیم...
اگر ✽ نماز ✽هایمان نماز بود که تبدیل نمی شد به نمایش پانتومیم برای نشان دادن آدرس شارژر گوشی...
اگر ✽ نماز ✽ مان نماز بود، که تبدیل نمی شد به یک فرصت طلایی برای خلق ایده های بکر!! تبدیل نمی شد به مناسب ترین زمان تحلیل رفتار فلان همکار! تبدیل نمی شد به ماشین حساب!!
نه. ✽ نماز✽ هایمان "نماز" نیست.✗ ♥•٠·
✔ اگر ✽ نماز ✽ بود، یک "کارواش قوی" می شد و با فشار می شست از دلمان همه ی سیاهی ها را، لکه ها را، پلشتی ها را.
✔ اگر ✽ نماز ✽ بود، می شد "کیمیا" و مس وجودمان را تبدیل می کرد به طلا...
✔ اگر ✽ نماز ✽مان نماز بود، می شد پل، می شد پناهگاه، می شد دارو، می شد مرهم، می شد درمان،می شد شاه کلید، می شد میعادگاه، می شد دانشگاه....

✽فوق العادستـــ ...
✽یک دانشمنـــد غیـــر مسلمانـــ (از اروپا ) تحقیقاتی انجامـــ داده استــــ ، شامل یافتــــن بهترین روش برای خارج کردنــــ امواج الکترومغناطیـــــسی کـــه به بدنــــ آسیبــــ میرساند .
با گذاشتــــن پیشانیــــتان بیش از یکــ بار بر زمیـــن ، زمیــــن امواج الکتـــرو مغناطیس مضـــر را تخلیــــه میکنـــد .
( این شبیــــه اتصال ساختمانـــــ ها با زمیــــن استــــ تا وقتی احتـــمال برخورد سیگنال های الکتریکی (ماننـــد رعــــد و برق) وجود دارد ، امواج از طریق زمیــــن تخلیه شـــود .)
آنچـــه این تحقیـــق را بیشتــــر شگفتـــ انگیــــز میکنـــد ، این استـــ کـــه بهتـــر استــــ پیشانیتــــان را بر خاک بگذاریــــد ...
چـــــرا که در این حالتــــ امواج الکتــــرومغناطیس بهتــــر تخلیـــه خواهد شـــد !!
و بیش تر تعجبــــ خواهیـــد کرد وقتی بدانیــــد بر اساس اصول علمی ثابتــــ شده استـــــ که شهــــر مکه مرکز زمین استــــ و کعبــــه درستــــ در مرکز زمیــــن قرار دارد!!
بنابراین سجــــده کردن در ★نماز★ ، بهتـــرین راه برای تخلیـــه سیگنال هایــــ مضـــر از بدن استـــ ...
پیشانیت را بر خاک بگذار :
(( سبحان ربی الاعلی و بحمده )
★نـمـاز★ اول وقــتــ حـضــور بــر سـر قــرار بـا
مــعــشـوقــ
اسـتـــ![]()
![]()
زیــرا قــراریــ کــه
مــعــشــوقــ
بــرای عــاشــقــ مــی گــذارد، در
هــنــگــامــهــ ★نــمـاز★ اول وقــتـــ مــی بــاشــد .![]()
لــذا انــســان نــمـازگــذار
بــایــد بــرایــ حــاضــر شــدنـــ بــر ســر قــرار،
خــود را آمــاده کــنــد و آنــ آمــاده بــودنــ جــهـتــ تــکــبــیــره الاحــرامــ در
اولــ وقــتــ مــی بــاشــد .![]()

یا رب المهدی به حق المهدی
اشف صدرالمهدی به ظهورالحجة
یا بقیه الله
من غروب عاشورا را دیده ام
زمین همه شهید…
آسمان همه آتش…
غربت بال و پر گشوده
عطش تاب و توان از همه ربوده
حرم بی پناه…
تنها و بی نگهبان
یا مهدی !
من دیده ام بازگشت اسبی
اشکریز و زین واژگون
من دیده ام خیمه ی شعله ور در غروب
من چشیده ام غربت و یتیمی را …
من دیده ام گودالی لبریز
خون و سنگ و نیزه را
بیا و بنگر داغ روی داغم را…
مهدیا !
ازکدام حادثه بگویم؟
از قتلگاه سنگ ریز و نیزه خیز…
از هفتاد و دو بار افتادن پدر
بر پاره پاره ی ستاره ها…
از هزار بار افتادن عمه
در ریزش تازیانه و کعب نیزه ها
منتقم خون شهیدان کربلا !
بیا …
یا مهدی!
ای امیر قیام
وای سالار ظهور قیام قیامت آسایت
رساترین لبیک به آوای
هَل مِن ناصِر سیدالشهدا است
یا مهدی !
از نیزه ها بپرس گریستن هایم را …
از کجاوه های کج بپرس افتادنم را
از کوچه های کوفه و شام بپرس
سنگ خوردنم را …
بیا و بنگر روی سیلی خورده ام را
یا مهدی !
ای خلاصه ی امامت بیا
و با قدم نورانی ات
امامت را ابدی ساز
و مرهمی از برای دل دردمندمان باش
ای قبله ی چهاردهم عشق…
منتظر حضور دستان آسمانی توایم
چشم های پاک
لایق نظاره بر جلوه های جمال حق اند…
و دیدگان ناپاک
سبب آلوده شدن قلب اند…
و آنان که دل
به آخرین ذخیره ی الهی بسته اند
باید مراقب نگاه خود باشند...
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان(عج)