نامه جمعی از شهروندان در حمایت از دکتر م
شاید بارها در ذهن من و شما خطور کرده باشد،چگونه باوجود استعداد های سرشار بومی و خیل عظیم دانش آموختگان جوان و عناصر زبده و کار آزموده لیک در راس هرم برخی مدیریت ها ی اجرایی شهر مان افراد غیر بومی قرار دارند؟
معمولا" در این زمینه خصوصا" در آستانه انتخابات مجلس بسیاری از انتخاب شوندگان برای جلب
آراء شهروندان شعار مذکور را بشکل استفهامی علم می کنند.اما با گذشت اندک مدتی از فضای تبلیغاتی همان افراد نیز برای دستیابی به منافع زودگذر فردی و گروهی بدنبال نیروهای غیربومی می روند.
مدیریت غیربومی فی نفسه مذموم و پدیده ای نامانوس نیست بلکه بسیاری از مردم بر این باورند با وجود عناصر کارآمد و شایسته و تحصیل کرده بومی دیگر نیازی به سپردن مدیریت دستگاههای اجرایی مناطق مختلف به مدیران غیربومی نیست.
مدیران غیربومی آسیبهای فرهنگی اجتماعی منطقه را نمیشناسند و لذا برای رفع آنها نمیتوانند تلاش کنند. و وقتی شناخت نباشد برنامهای برای پیشگیری و درمان هم وجود ندارد و در مدت زمان کوتاهی متوجه میشویم که آسیبها به تهدید تبدیل شدهاند.
مدیران غیربومی در جهت نخبهپروری و استفاده از نیروهای متخصص تلاش چندانی ندارند چرا که میترسند با وجود نیروهای توانمند بومی جایگاه خویش را از دست بدهند. اما این مدیران بــومی هستند که آغوش خود را در جهت تربیت فرزندان خود میگشایند و در حمایت و پشتیبانی آنها از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند.
مدیران غیربومی انگیزه کافی در جهت ارتقای حوزه تحت مسؤولیت خود ندارند در حالی که این انگیزه در مدیران بومی بسیار بالا است.خدای نکرده قصد جسارت به نیروهای زحمت کش غیر بومی را نداریم ولی با اندک تأملی این شائبه به وجود می آید که چرا با وجود داشتن نیروهای مستعد بومی در منطقه شاهد حضور این عزیزان غیر بومی هستیم ؟
*متاسفانه در لابه لای خبرها از گوشه کنار شنیده میشود که برادر فرهیخته و بزرگمان دکتر سید رضا موسوی نیا از اساتید برجسته دانشگاه و رزمنده دوران هشت سال دفاع مقدس در اوج بی مهری مسئولین در استانه عزل قرار دارد.که این خبر باعث ناراحتی ودلسردی بسیاری از دانشجویان و اساتید دانشگاه و جامعه فرهنگی شده است.جالب تر ان است که خبر های رسیده حاکی از گزینه های غیر بومی برای ریاست دانشگاه ازاد می باشد.
شایسته است نماینده عزیزو مسئولین محترم امر نسیت به فرایند تغییر در حوزه مدیران به ویژه دانشگاه ازاد اسلامی که مهمترین و پویا ترین نهاد فرهنگی در این شهرستان می باشد توجه ونظارت دقیق تری داشته باشند.تا رئیس اینده این واحد دانشگاهی برتر از رئیس فعلی باشد،هم به لحاظ درجه علمی و هم به لحاظ وجهات فرهنگی ،مذهبی و سیاسی،که بعید بنظر میرسد مدیر پیشنهادی برای تصدی این پست قابلیتهای جناب دکتر سیدرضا موسوی نیا را داشته باشدو برداشت همگان از این تغییر زیر بار نرفتن دکتر موسوی در راستای انتظارات سیاسی مسئولین باشد.
قابل ذکر است که اقای دکتر موسوی در دانشگاه ازاد اسلامی اندیمشک بستری برای حضور همه نیروهای سیاسی محیا نمودند که تاکنون هیچ رئیسی مثل ایشان در جذب اساتید فراجناحی عمل نکردند ودر واقع دکتر سیدرضا موسوی الگوی مناسبی برای مدیریت سالم واثبات رویه عدالت محوری در حوزه مدیریت شهرستان می باشد. و برای ایشان و همه مدیران عدالت محور ارزوی توفیق و سربلندی در همه زمینه های علمی و فرهنگی را داریم.
از طرف جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامی اندیمشک
کشور ایران به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی ویژه خود همواره مورد توجه و تجاوز کشورهای مختلفی نظیر روسیه، انگلستان و عثمانی بوده است. این سه کشور از زمان حکومت قاجاریه در سال 1193هـ. ق. جهت پیشبرد مقاصد خود با هم به رقابت میپرداختند و در زمان حکومت پهلوی نیز پس از وقوع جنگ جهانی دوم علی رغم اعلام بیطرفی ایران در سوم شهریور 1320 نیروهای متفقین به اشغال ایران پرداختند. اسناد موجود هم دلالت دارد بر نحوه اشغال خاک ایران توسط دولتهای انگلیس و روسیه با هدف دستیابی به خاک هندوستان و تحت نفوذ قرار دادن آن کشور از طریق عبور از مرز ایران و تصرف نقاطی از خاک ایران در نواحی مرزی مانند مرو، هرات، سیستان و بلوچستان و تقسیم خاک ایران به دو منطقه سیاسی و نفوذی شمالی و جنوبی. همچنین گزارشهایی از چگونگی اشغال ایران توسط نیروهای متفقین وجود دارد که سبب بروز خساراتی فراوان از جمله قحطی، گرانی، ناامنی و خرابی عمارات و کارخانهها بر این کشور گردید.
بعضیها فکر میکنند که برد موشک ما بیشتر شود این اقتدار است. البته که هست، ارتش و سپاه و بسیج و نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی اقتدار ما هستند. اما اگر در کشور ما انواع سلاح و امکانات نظامی داشتیم ولی برای گندم و جو و گوشت و روغن و شکر به دیگران نیازمند باشیم، میشود اقتدار؟ اقتدار آن زمانی است که لااقل در بسیاری از محصولات در مرزهای نزدیک خودکفایی پیش برویم.
طهرانی مقدم ها برای برداشتشان از اقتدار این مملکت کار
کردند...
شما برای برداشتت از اقتدار (خودکفایی درمحصولات)چه اقدامی
کردی؟
به گزارش ناظرنیوز، پایگاه خبری رای الیوم به نقل از یکی ازعشایرعراق خاطرنشان کرد: گروه دولت اسلامی (داعش) برای مقابله با حمله ارتش عراق که خود را برای حمله به این شهرآماده می کند، اقدام به حفر خندق پیرامون شهر تکریت از سمت جنوب کرده تا آن را به سمت غرب و شمال امتداد دهد.
این منبع عشایر که خواست نامش فاش نشود، گفت: عملیات حفر خندق پس از احداث صدها متر خاکریز در پایگاه های حساس، دومین اقدام این گروه در این شهر بوده است.
به گفته وی، گروه داعش در حال تحکیم استحکامات خود در تکریت است و در مناطقی که احتمال می رود نیروهای عراقی به عنوان گذرگاه برای ورود به شهر استفاده کنند، بمب و مین کار می گذارد.
منبع مذکور، درگیری آتی داعش در این شهر را "قطعی" توصیف کرد و گفت: ورود نیروهای عراقی به تکریت دشوار است و در صورت ورود، سالم بیرون رفتن از آن امکان نخواهد داشت.
نیروهای امنیتی مورد حمایت گروه های مردمی و عشایرعراق با اجرای عملیاتی، توانستند برخی از مناطق جنوب شهر تکریت در استان صلاح الدین را آزاد کنند، نیروهای پیشمرگه کُرد نیز توانستند به داخل تعدادی از شهرک های شهر سنجار واقع در شمال عراق پیشروی کنند.
اسیران لیبرتی و پیام مسعود رجوی برای ماندگاری در عراق
منبع: کانون ایران قلم| شنبه ۶ دی ۱۳۹۳ چاپ
پس از نزدیک به ۱۲ سال سرنگونی صدام حسین و تغئیرات بنیادی در کشور
عراق مسعود رجوی همچنان بر ماندگاری در عراق تاکید میکند و از طرفی هم برای
جلوگیری از بی ابروئی بین اللملی مریم رجوی ادعا میکند که خواستار کمک برای خروج
از عراق هستیم .ما کدام ادعا را باید باور کنیم قسم حضرت عباس را یا دم خروس را .
مریم رجوی اعلام میکند که نزدیک به ۳۰۰۰ وکیل مجرب بدنبال حل مشکلات مربوط به خروج
ساکنان لیبرتی به کشور ثالث هستند همچنین اعلام میکنند که ما حاضریم هزینه نقل و
انتقال نفرات را به کشور ثالث بپردازیم .این قسم حضرت عباس
اما دم خروس از جای دیگری بیرون میزند و مسعود رجوی در اخرین پیامش میگوید که
لیبرتی رزمگاه مجاهدین است و هر کس توانش را ندارد میتواند درخواست کند و برود .
براستی این تناقض اشکار از کجا ناشی میشود به غیر از این است که تصمیم مسعود رجوی
این است که هیچ کس از عراق زنده خارج نشود چرا سازمان منافقین خلق به صراحت نمی
گوید استراتژی اش چیست ؟
مسعود رجوی در اخرین پیام خودش چهره واقعی خودش را نشان داده و اگر هم کسی نسبت به
این چهره شکی داشت در این پیام میتواند واقعیت او را ببیند. او سالهای سال زمانی
که صدام حسین زنده بود و حکومت میکرد زیر سایه چکمه های خون الود صدام حسین میگفت
خروجی نداریم و جواب کسی که بخواهد از سازمان خارج شود را با مشت اهنین میدهیم و
امروز ان پرده بر افتاده و دیگر نمی توانند از این چهره خشونت طلب و خونریز یک
امامزاده بسازند و بگویند که او حامل پیام رحمت و رهائ است براستی کدام پیامبر
رحمت و رهائی که ما میشناسیم اینچنین کرده که اگر کسی خواست از او جدا شود باید ۲
سال در زندان اشرف باشد و بعد ۸ سال به زندان مخوف ابوغریب برود و بعد هم مبادله
شود کدام پیامبری نیروهای خودش را به زندان داخل قرارگاه میبرد .
مسعود رجوی در اخرین پیامش سعی میکند با مقایسه لیبرتی و صحرای کربلای امام حسین
نیروهای اسیر لیبرتی را همچنان در ان کشور جنگ زده عراق نگه دارد تا یک موقع نفرات
لیبرتی ذهنشان را درگیر خارجه نکنند براستی مسعود رجوی چرا از خروج نفرات از
لیبرتی میترسد ایا خروج نفرات از لیبرتی پایانی بر ۳۰ سال خطای استراتژیکی و
انقلاب ایدئولوژیکی سازمان نخواهد بود؟ قطعا چنین است .
نکته مهم این است که نفرات گرفتار در لیبرتی نباید گول بازیهای سیاسی مسعود رجوی و
مریم رجوی را بخورند اگر بدست انها باشد میخواهند تمام نفرات در همان عراق دفن
شوند برای انها مرده افراد ارزش بیشتری از زنده شان دارد و تصمیم شان نیز این است
خوشبختانه تعدادی به کمک خانواده ها و سازمان ملل توانسته اند از عراق خارج شوند و
نفرات اسیر نیز باید خودشان تصمیم بگیرند که سرنوشتشان چه میشود و نباید سرنوشتشان
را بدست بی خدایانی همچون مسعود رجوی و مریم رجوی بسپارند که میخواهند انها را در
عراق دفن کنند.
با امید به خروج تمام نفرات از اسارتگاه لیبرتی و نه رزمگاه لیبرتی
منصور نظری