
رمان بانوی جنگل
نویسنده : فهیمه رحیمی
فصل : 9
........................................................................................
تحت تاثیر قرار میگیرم و قدرت تصمیمگیری را از دست میدهم.حالا بهنر است خود را آماده رفتن کنیم.صدای همهمه ای که از سالن به گوش میرسید نشانگر آن بود که مهمانان آهنگ بازگشت کرده اند.آن دو آخرین نگاه را در آینه بر لباس خود افکندند و شانه به شانه یکدیگر از اتاق خارج شدند با ورود آنها به تالار همهمه ها خاموش گشت

رمان بانوی جنگل
نویسنده : فهیمه رحیمی
فصل : 10
........................................................................................
آیا فرهاد خان همیشه تنهاست ؟بله بیشتر او قات.همیشه هم تنها نیستند مثل این چند روز که با فرزاد و فرزین هم خانه شده اند.شما اگر به راهروی سمت راست بپیچید وارد کتابخانه بزرگی میشوید که متعلق به فرهاد خان است او دوستانش را در آنجا ملاقات میکند.این راهروی سمت چپ که اکنون من و شما وارد آن میشویم

رمان بانوی جنگل
نویسنده : فهیمه رحیمی
فصل : 11
........................................................................................
نه عزیزم امروز وکیل خانواده به اینجا می اید و من میخواهم در مورد پاره ای از مسائل با او گفتگو کنم اما ناراحت نباش شیدا وشیده هم تو را همراهی میکنند...از نام آنها هدیه دریافت که قایقرانی روی سد نقشه فرزاد و فرزین بوده و در آن میان فرهاد دخالتی نداشته.با ورود دو خواهر همگی به جز عمه خود را آماده رفتن ساختند

رمان بانوی جنگل
نویسنده : فهیمه رحیمی
فصل : 12
........................................................................................
منظور من از دوست داشتن عشق است.آیا تو عاشق فرزاد نیستی؟
هرگز!من او را دوست دارم اما عاشقش نیستم محبتی که من نسبت به او دارم محبتی است که 2 فامیل میتوانند بهم داشته باشند.
فرهاد نفس بلندی کشید و گفت:این را میدانستم اما میخواستم خودت بگویی.

رمان بانوی جنگل
نویسنده : فهیمه رحیمی
فصل : 13
........................................................................................
هدیه دست از بازی با افکارش کشید و در حالیکه با بهت چشم به دهان فرهاد دوخته بود پرسید چه کسی را؟فرهاد شانه اش را کمی با کشید و گفت:چه میدانم همان جوانی که 18 ساله است.هدیه دریافت که فرهاد دچار سوءتفاهم شده خندید و گفت:من نگفتم که دوست 18 ساله ام پسر است من در رابطه با دوستی با شما گفتگو کردم