همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

حیوانات بهشتی!!

حیوانات بهشتی!!

دنباله حیوانات بهشتی:

1 - شتر عرفات در مراسم حج ، یکی از آنها شتر «امام سجاد»(ع) است. که آنحضرت وصیت فرمود آن را دفن کنند چنانچه در حج آن حضرت نوشته شده است.

2 - الاغ جناب «عزیر» که داستان مفصلی دارد که انشاالله به آن خواهیم پرداخت.

3 - ناقه حضرت «صالح»(ع) پیامبر قوم «ثمود»

4 - شتر رسول‌ خدا حضرت «محمد»(ص) که نامش «غضبا» بود.

5 - ذوالجناح، اسب فداکار امام «حسین»(ع) در روز عاشورا.

6 - شتری که سیدالشهداء(ع) صبح عاشورا بر آن سوار شده ، در برابر لشکر کوفه خطبه خواند.

 

گیاهان در قرآن

 

گیاهان در قرآن( انار)

در آن دو، میوه هست و نخل هست و انار هست.

      "رحمن/68"

نام قرآنی: رُمّان

 

اشارات قرآنی:

1- وهوالذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراکبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون والرمانمشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلکم لایات لقوم یومنون. (انعام/99)

اوست خدایی که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هر گونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه ای سبز و از آن دانه هایی بر یکدیگر چیده و نیز از جوانه های نخل، خوشه هایی سر فروهشته پدید آوردیم، و نیز بستانهایی از تاکها و زیتون و انار، همانند و ناهمانند. به میوه هایش آنگاه که پدید می آیند و آنگاه که می رسند بنگرید که در آنها عبرتهاست برای آنان که ایمان می آورند.

2- و هوالذی انشا جنات معروشات و غیرمعروشات والنخل و الزرع مختلفا اکله و الزیتون والرمان متشابها و غیرمتشابه کلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقه یوم حصاده ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین.( انعام/141)

و اوست که باغهایی آفرید نیازمند به داربست و بی نیاز از داربست، و درخت خرماو کشتزار، با طعمهای گوناگون، و زیتون و انار، همانند، در عین حال ناهمانند. چون ثمره آوردند از آنها بخورید و در روز درو حق آن را نیز بپردازید و اسراف مکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد.

3- فیهما فاکهة و نخل و رمان.( رحمن/68)

در آن دو، میوه هست و نخل هست و انار هست.

در قرآن مجید سه جا از رمان نام برده است. در سوره انعام/141 درباره میوه این درختان توصیه مهمی شده است. در آن ذکر شده: چون ثمر آوردند از آنها بخورید و در روز درو، حق آن را بپردازید؛ معنی این دستور آن است که خداوند انحصار یا مالکیت فردی محصولات کشاورزی و نباتی را نمی پسندد.

 

گسل چیست ؟

این مقاله در مورد گسل به معنی شکستگی‌های روی پوستهٔ زمین است. برای کاربردهای دیگر گسل (ابهام‌زدایی) را ببینید.
 
A. گسل معکوس B. گسل عادی C. گسل امتدادلغز

گسل یا گسله (به انگلیسی: Fault) به شکستگی‌هایی اطلاق می‌شود که سنگ‌های دو طرف صفحهٔ شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت کرده‌ باشند. این جابه‌جایی می‌تواند از چند میلی‌متر تا صدها متر باشد. انرژی آزادشده به هنگام حرکت سریع گسل‌های فعال، عامل وقوع اغلب زمین‌لرزه‌ها است.[۱]

گسل‌های بزرگ در پوسته زمین نتیجه حرکت برشی زمین هستند و زمین‌لرزه‌ها نیز نتیجه نیروی رهاشده در حین لغزش سریع لبه‌های یک گسل به هم است. بزرگ‌ترین نمونه‌های گسل، مرزهای میان ورقه‌های زمین‌ساختی کره زمین است. از آنجا که یک گسل معمولاً از یک شیار مستقیم و مرتب تشکیل نشده و ناحیه‌ای از تغییر شکل‌های پیچیده زمین را در بر می‌گیرد معمولاً بجای گسل از «منطقه گسلی» صحبت می‌کنند.بزرگ‌ترین گسل ایران گسل زاگرس می‌باشد

 

چشم در راهیم...

http://s5.picofile.com/file/8121200576/048.jpg

چشم در راهیم اما قاصدی در راه نیست
جمعه هم آمد ولی آن جمعه دلخواه نیست



ما کجا و نورباران شب دریا کجا!
قطره در خواب و خیالِ جذر و مد ماه نیست



ما کجا و بارگاه حضرت خوبان کجا!
هر گدایی، لایق هم صحبتی با شاه نیست



عشق، اینجا بین آدم ها غریب افتاده است
پایمردی کن برادر! یوسفی در چاه نیست



بارمان را آب برد و تازه فهمیدیم که
در بساط خالی ما، آه حتی آه نیست



ریشه در خاکیم و دم از آسمان ها می زنیم
بت پرستانیم و مثل ما کسی گمراه نیست



تک سوار قصه ها، یک روز می آید ولی
جز خدا از پشت پرده، هیچ کس آگاه نیست

کتاب آه

ابوخالد خرما فروش خبر داد و گفت:
با میثم بودم در فرات، روز جمعه، که بادی بوزید _ و او در کشتی زیبا و نیکویی نشسته بود.
بیرون آمد و به باد نگریست و گفت: کشتی را استوار بندید که بادی سخت می وزد! ودر این ساعت معاویه بمرد.
چون جمعه ی دیگر شد بریدی از شام برسید، من اورا دیدار کردم، گفتم ای بنده ی خدا ، خبر چیست؟
گفت: مردم را حال نیکوست. امیرالمومنین درگذشت و مردم با یزید بیعت کردند.
گفتم: کدام روز درگذشت؟
گفت: روز جمعه.

چون حسن بن علی(ع) از دنیا رحلت کرد، شیعیان در عراق به جنبش آمدند  و به حسین(ع) نامه نوشتند در خلع معاویه و بیعت با او. اما او امتناع کرد که: میان ما و معاویه پیمان و عقدی است که شکستن آن روا نباشد تا مدت آن سر آید. و چون معاویه بمیرد، در این کار باید نگریست.

معاویه به حمام رفت و لاغری تن خویش بدید. بگریست که رفتنی شده است و مشرف به امر ناگزیر که بر مردمان واقع شود. این ابیات خواندن گرفت:
میبینم که شب و روز
شتابان
می کاهند مرا
پاره ای از تنم را گرفتهاند ازمن
و پاره ای را برایم گذاشته اند
ذره ذره ی تنم 
ناله می زند
و زمینم می زند
بعد عمری که سر پا و سالار بودم.

معاویه خطبه خواند و گفت: من چون کشتی هستم به درو رسیده و امارت من بر شما دراز کشید، چنان که من از شما ملول شدم و شما از من، ومن در آرزوی جدایی از شمایم و شما در آرزوی جدای از من. و از پس من کسی بر شما امیر نشود مگر آن که من از او بهتر باشم، چنان که پیشینیان من به از من بودند.
و گفت هر کس لقای خدا را دوست دارد، بار خدایا من لقای تو را دوست دارم، پس لقای مرا دوست دار و آن را برای من مبارک گردان.

و چون بیمار شد - به آن بیماری که در گذشت- پسر خویش ،یزید را بخواند و گفت ای پسرک من، رنج بار بستن و بدین سوی و آن سوی رفتن را از تو کفایت کردم و کارها را برای تو راست نمودم و دشمنان را خوار کردم و گردن عرب را برای تو خاضع ساختم و برای تو آن چیز فراهم کردم که هیچ کس نکرد." پس اهل حجاز را مراعات کن که اصل تو اند و هرکه از حجاز نزد تو آید او را گرامی دار و هرکس غایب باشد از او بپرس و مراعات اهل عراق کن و اگر از تو خواهند که هر روز عاملی عزل کنی، بکن، که عزل یک عامل بر تو آسان تر است از آن که صد هزار شمشیر بر روی تو  کشیده شود و اهل شام را رعایت کن که آنها باید راز دار تو باشند و اگر از دشمنی بیم داشتی، به اهل شام استعانت جوی و چون مقصود خویش حاصل کردی آنها را به بلاد شام باز گردان چون که اگر در غیر بلاد خویش بمانند اخلاق آنها بگردد."

"و من نمی ترسم که در این امر خلافت با تو کسی به نزاع برخیزد، مگر چهار کس از قریش؛ حسین ابن علی و عبدالله ابن عمر، عبدالله زبیر و عبدالرحمان ابی بکر. اما ابن عمر مردی است که عبادت او را از کار بیانداخته است و اگر کسی غیر او نماند با تو بیعت کند. اما حسین ابن علی مردی سبکخیز و تند مزاج است و مردم عراق او را رها نکنند تا به خروش وا دارندش. پس اگر بیرون آید و بر او ظفر یافتی، از او درگذر که رحم او به ما پیوسته است و حقی عظیم دارد و خویشی با پیغمبر. و اما ابن ابی بکر هرچه اصحاب بپسندند  او متابعت کند و همتی ندارد مگر در زنان و لهو. و اما آن کس که مانند شیر بر زانو نشسته، آماده جستن بر تو می باشد و مانند روباه تو را بازی دهد و اگر فرصتی یافت بر جهد، ابن زبیر است اگر این کار با تو کرد و بر او ظفر یافتی بند از بند او جدا ساز و خون کسان خود را تا بتوانی حفظ کن."

(و گویند یزید هم هنگام بیماری پدر و هم هنگام مرگ او غایب بود و معاویه ، ضحاک ابن قیس و مسلم ابن عقبه یمری را پیش خود خواند و این پیغام را بدان ها گفت تا به یزید برسانند.)

معاویه بمرد ، در نیمه رجب سال شصتم هجرت....

کتاب آه:بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهماالسلام

ویرایش یاسین حجازی 
579 صفحه (به پیوست واژه نامه و نقشه) 
ناشر: موسسه فرهنگی جام طهور 
چاپ پنجم: پاییز 1389 
تیراژ: 2000 نسخه 
قطع: پالتویی
قیمت: 7500 تومان 

کتاب آه همه تصویر و دیالوگ و نامه است: تصویرها و دیالوگ ها و نامه های ردوبدل شده میان شخصیت های دخیل در حادثه کربلای سال شصت و یک هجری. و چیزی بیش از این نیست.
کتاب آه حاصل بازخوانی و ویرایش مقتل «نفس المهموم» است ـ کتابی که غالب نقلهای صحیح مقاتل و کتب تاریخ را در خود گرد آورده و جزءجزء حادثه قتل حسین ابن علی را ـ از شش ماه پیشتر تا چند ماه بعدترش ـ ثبت کرده است. 
نفس المهموم بیش از 50 سال پیش به فارسی گردانده شد. 

گردی سخت سیاه و تاریک برخاست و بادی سرخ وزید که هیچ چیز پیدا نبود: آسمان سرخ گردید و آفتاب بگرفت چنانکه ستارگان در روز دیده شدند.
هیچ سنگی را برنداشتند، مگر زیر آن خون سرخ تازه بود.
مردم پنداشتند عذاب فرود آمد.
کسی در لشکر آمد و فریاد میزد.
او را از فریاد منع کردند.
گفت " چگونه فریاد نزنم و حال آن که می بینم رسول خدا را ، ایستاده نگاه به زمین می کند و جنگ شما را می نگرد و من می ترسم بر اهل زمین نفرین کند و من با آنها هلاک شوم...