همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

دیــــــــوار

دیوار....

هیچ کســـ به اسم آزادے , دیوار خانه اش را برنمے دارد..

درب حیاطش را باز نمے گذارد

چون ممکن است دزدے در خانه اش رخنه کند و اموالش را به یغما ببرد

حجاب دیوارے است که راه را بر دزد عفاف مے بندد و زن را دیوار و حصار کرامت مصون میسازد....

این دیوار را برنیاندازیمـــــــــ...

دیــــــــوار

دیوار....

هیچ کســـ به اسم آزادے , دیوار خانه اش را برنمے دارد..

درب حیاطش را باز نمے گذارد

چون ممکن است دزدے در خانه اش رخنه کند و اموالش را به یغما ببرد

حجاب دیوارے است که راه را بر دزد عفاف مے بندد و زن را دیوار و حصار کرامت مصون میسازد....

این دیوار را برنیاندازیمـــــــــ...

453. راضی‌ام

نشستم دارم برای کارم فصلی را که در مورد «معماری» است می‌خوانم. رسیدم به شاخصه‌های معماری اسلامی-ایرانی و نویسنده دارد از دو رو داشتن معماری ما می‌گوید. یادم می‌افتد که «شاه‌عباسی‌»ای که کشیدم روی بشقاب «مینا»م، نیاز به تصحیح دارد. بلند می‌شوم از سماور آب داغ می‌ریزم توی کاسه که وقتی یخ کرد، بنشینم گلم را درست کنم. قبل از بیرون آمدن از آشپزخانه قابلمۀ آشی که بار گذاشتم چک می‌کنم که اوضاعش رو به راه باشد. با چوبک آنجاهایی از گل که بد کشیده‌ام پاک می‌کنم. بشقاب را می‌گذارم کنار. دوباره برمی‌گردم به معماری. نویسنده دارد می‌گوید بیرون معماری ما گنگ است و هر چه قال و مقال دارد، در درونش است. هانی نیرو دارد پشت سر هم تکرار می‌کند رفتم در میخانه حبیبم، خوردم دو سه پیمانه و از میان نوت‌های «موسیقی» صدای شکستن جام‌های باده می‌آید مثلا. معماری ِ که تمام شد، بعدش باید بروم سراغ «تراژدی» که تکلیف درسی‌ام است. از آن که فارغ شدم، اگر وقتی مانده بود، نوبت به «داستان» می‌رسد که این هم مشق است. آخر شب هم باید برسم به بشقاب مینا و شاه‌عباسی‌هاش.

هیچی. فقط خواستم بگویم راضی‌ام. از محاصره شدن بین این همه زیبایی راضی‌ام. این هم یک جور دانشجوی فلسفه بودن است!

453. راضی‌ام

نشستم دارم برای کارم فصلی را که در مورد «معماری» است می‌خوانم. رسیدم به شاخصه‌های معماری اسلامی-ایرانی و نویسنده دارد از دو رو داشتن معماری ما می‌گوید. یادم می‌افتد که «شاه‌عباسی‌»ای که کشیدم روی بشقاب «مینا»م، نیاز به تصحیح دارد. بلند می‌شوم از سماور آب داغ می‌ریزم توی کاسه که وقتی یخ کرد، بنشینم گلم را درست کنم. قبل از بیرون آمدن از آشپزخانه قابلمۀ آشی که بار گذاشتم چک می‌کنم که اوضاعش رو به راه باشد. با چوبک آنجاهایی از گل که بد کشیده‌ام پاک می‌کنم. بشقاب را می‌گذارم کنار. دوباره برمی‌گردم به معماری. نویسنده دارد می‌گوید بیرون معماری ما گنگ است و هر چه قال و مقال دارد، در درونش است. هانی نیرو دارد پشت سر هم تکرار می‌کند رفتم در میخانه حبیبم، خوردم دو سه پیمانه و از میان نوت‌های «موسیقی» صدای شکستن جام‌های باده می‌آید مثلا. معماری ِ که تمام شد، بعدش باید بروم سراغ «تراژدی» که تکلیف درسی‌ام است. از آن که فارغ شدم، اگر وقتی مانده بود، نوبت به «داستان» می‌رسد که این هم مشق است. آخر شب هم باید برسم به بشقاب مینا و شاه‌عباسی‌هاش.

هیچی. فقط خواستم بگویم راضی‌ام. از محاصره شدن بین این همه زیبایی راضی‌ام. این هم یک جور دانشجوی فلسفه بودن است!

گابریل

گاﺑﺮﯾﻞ ﮔﺎﺭﺳﯿﺎ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻫﺮﮔﺰ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ، ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ...
ﭼﻮﻥ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﻮ ﺷﻮﺩ ...
.
ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻣﺎﺍﺍﺍﺍﺍ
.
ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﻧﺸﺪ؟؟؟؟
.
ﻧﺒﻮﺩﺩ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﯾﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍ؟؟؟؟؟؟
.
ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﻮﺩ؟؟؟؟؟
.
ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﭼﯽ؟؟؟؟؟؟ !!!
.
ﭖَ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﺎﺑﺮﯾﻞ؟؟؟؟
ﻭﺍﻻ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺑﺎ ﺭﻭﺣﻮ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ