همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

چیکار کنم خب

بابام زیاد کامپیوترش خوب نیست ، امروز زنگ زده میگه : کامران این آهنگای شجریان کجان ؟؟
من : بابا مای کامپیوتر رو باز کن 
بابام : خوب باز کردم 
من : خوب حالا یه درایو هست اسمش E دیدی ؟
بابام : آره 
من : خوب حالا برین توش ^_^
بابا : 0_o میرینم تو هفت جد پس و پیشت توله سگ ، مگه باهات شوخی دارم 
من : پدرمن چرا جو رو متشنج میکنی منظورم این بود واردش بشید (-: 
بابا : آهان ، خوب رفتم ، پوشه اول نوشته : آمریکایی بازش کنم ؟؟
من : اوه اوه این که فیلمای خاک برسریه داداشه، نه نه بابا نرین توش بابا نرین توش ^_^
بابام : میرینم . میرینم ، تو هفت جد پس و پیشت هم میرینم . جرات داری بیا خونه کر خر منو مسخر کردی ؟؟ 
مامانم میگفت بودم : یه بار که رفته بودیم خونه عمم اینا پسر عمم که کوچیک بوده رو  می گذارن تو بغل بابام اونم بهش جیش کرده بابام گذاشته بودش زمین روش آب داغ (جوش نه داغ) ریخته. یعنی در این حد با کسی شوخی نداره ^_^
حالا موندم برم خونه . تو جوب بخوابم . پناهندگی بگیرم ^_^ کامی بیچاره o_0

دروغ گفتم ؟

یه دختره اددم کرد ۵-۶ ماه پیش دوازده سال سن داره!

هر روزم عکس ِ بلک اند وایت پارتی و رد پارتی و واتر پارتی میذاره رو ای دیش
یه بار بهش گفتم من همسن ِ تو بودم تو حیاط خونمون از شیلنگ آب میخوردم.

برگشته میگه اخلاقتو درست کن خیلی بچه ای!!!

مرد بایس وقتی از سر کار اومد داد بزنه منزلللل کجایی ؟؟؟
زنش در حالی که مثل بید میلرزه بگه جانم سایه بالا سرم ؟؟خودش دهنشو باز کنه 
آقاشون جوراباشو کنه تو حلقش بگه برو بشور ^_^
در حالی که زنش داره جوراباشو تو تشت میشوره بیاد بالا سرش کمربندشو دربیاره بگه امروز سیاه و کبودت کنم یا جایتو بشکنم o_0
زنش بگه سایه بالا سرم امروز روز زوجه باید یه جامو بشکنی ^_^ و بعد شکستن دست پای زنش بره رو مبل لم بده . داد بزنه منزلللللللل چایی من چی شد ؟ 
زنش که چایی رو آورد چایی رو بپاچه تو صورتش بگه این که کم رنگه پاشو بریم طلاقت بدم زنش به پاش بیفته بگه آقام بزار کلفتیتو کنم و وقتی رفت دوباره چایی آورد لیوان رو تو صورتش خورد کنه بگه ضعیفه این که پر رنگ بودددد
نفس : کامرانننننننننن؟ 
من : جججججج جانم ؟
نفس : توله سگ باز که تو رفتی تو خیال . این چایی من چی شددددددد

من : آوردم آوردم نفسم . دلیل زندگیم 
نفس : کامرن برنج نسوزه ها . اصلا تو جورابای منو شستییییییی؟ 
اوه اوه بچه ها من برم به کارام برسم فعلا بای ^_^

پیش بابام و داداشم نشستم ، بشون میگم : پدر من ،برادر من اینقدر زن ذلیل نباشید (-: مثلا خود من . مردم مرددددد . زنم ازم حساب میبره . حرف حرف منه . مثلا صبر کنید تا نشونتون بدم ،زنگ زدم نفس
من : نفس امشب قرار بریم خونه عموت ؟؟؟؟
نفس : اوره آماده شدی ؟ 
من : نفس میدونی احساس میکنم عموت زیاد از من خوشش نمیاد ، همه رو ماچ میکنه غیر از منو ^_^ 
نفس : چرا دروغ میگی اون که همیشه باهات روبوسی میکنه0_o
من : نفس حس میکنم . از دستم ناراحته دیدی اون بار رفتیم خونشون هشت موز خوردم گفت: بچه کم موز بخور . هشتا موز که این حرفارو نداشت . 

نفس: خوب 0_o 
من : خو عزیز من چرا در مقابل فهمیدن مقاوت میکنی خو دوس ندارم بیام دی :^_^ نفس: کامران تو به من گفتی نفهم ؟؟؟ 
من : نه به خدا خواستم شوخی کنم 
نفس: کامران یعنی تو شوخی شوخی به من گفتی نفهمم ؟؟ حالا شوخیت شده به من بگی نفهم ؟؟؟ (با حالت گودزیلا مانند )کامران میای بریم خونه عموم یا نه ؟؟ اگر دوس نداری بگو ؟؟دوس ندارم مجبورت کنم 
من : عزیزم حالا که دوس نداری مجبورم کنی حقیقتش دوس ندارم بیام . 
نفس : کامران ؟؟
من : جان دلم ؟؟؟ 
نفس : پا میشیییییی میایییییییی یا بیاممممممم چکیت کنم ببرمت 
من : o_0 هر چی فکر میکنم میبنم دوس دارم بیام نفس : آفرین آفرین موش کوچولوم عاشقتم عجیقم 
من : اهوم اهوم اهوم 
نفس : کامران داری گریه میکنی ؟؟
من :( با گریه) اشک شوقه ، چقدر دلم واسه عمو تنگ شده بود . 
نفس : دوست دارم منتظرم خدافظ کوچولو 
بابام و داداشم : o_0 0_o 
بابام : پاشو گم شو بیرون موش کوچولوش تا نیومده خونه رو رو سرمون خراب نکرده

marjan

ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ " ﺩﻭﺳﺘـــــــــــــﺸﺎﻥ" ﺩﺍﺭﻡ

 

" ﻏﻤﮕﯿـــــــــــــــــﻨﻢ" ﻣﯿﮑﻨﺪ...

 

ﮔﺎﻫﯽ "ﺩﻟــــــــــــــــــﻢ" ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﻢ،

 

ﮔﻮﺷﻪ "ﻟﺒـــــــــــــــــﺸﺎﻥ" ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﻡ ﺗﺎ

 

ﺷﺎﯾﺪ" ﺧﻨـــــــــــــــﺪﻩ" ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺑﯿﺎﯾﺪ ...

 

ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ" ﺩﺳﺘـــــــــــــــﻢ" ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ،

 

ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻭﺭﻡ ﺑﻪ " ﺩﻧـــــــــــــــــــﯿﺎ" ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،

 

ﻋﺠﯿﺐ " ﺗـــــــــــــــــﻠﺦ" ﺍﺳﺖ...