
مدتها بود که به ناخنام دست می زدم و مدام می کندمشون
تا این که یه روز مامانی یه اسپری بچه گونه واسم خرید و قرار شد هر روز که به ناخنام دست نزنم یه ستاره بگیرم و وقتی ستاره هام 8 تا شد اسپری مال من بشه. منم عزممو جزم کردم که ستاره ها رو یکی یکی بگیرم. هر چند یکی دو روز، شیطون منو گول زد اما در نهایت مثل یه قهرمان موفق شدم شیطون رو شکست بدم و در شادی و شعف، اسپری خودمو گرفتم. خیلی خوشحالم و سر از پا نمیشناسم. چون هم فهمیدم توی این کوچولوییم اراده کردم کاری رو انجام بدم و تونستم و هم این که واسه اولین بار واسه خودم اسپری دارم.
اینم از عکسای یادگاری من با ستاره هام و اسپری خودم
دولت برای توانمند سازی اقتصادی روستاها تسهیلات کم بهره با کارمزد چهار درصد را برای فعالیت های اقتصادی و سرمایهگذاری در روستاهای کشور در دستور کار خود قرار داده است.
مزار "بیبی بشناز"، زیارتگاهیست در بشاگرد
این زیارتگاه روی تپه ای و مقابل رودخانه در روستای تیدر حوزه بخش گوهران، بشاگرد قرار گرفتهاست.
عامه مردم هم بر این اعتقادند که در روزگاران گذشته سیدهای با برادر خود سرگرم شبانی بوده که مردی قصدآزارشو داشته، دختر گریه میکند و پا به فرار میگذارد تا به جایگاه الان زیارتگاه میرسد و از شدت خستگی در همان مکان متوقف میشوند و دعا میکند که ای زمین مرا دریاب و زمین هم به خاطر پاکی و صداقتش، دهانش را باز میکند و آن را در دل خاک مخفی میکند.
در حالی که گوشهای از چادرش بیرون میماند. از آن زمان به بعد جایگاه فرو رفتن او در زمین، به زیارتگاه تبدیل میشود و پاکی و نجابت آن دختر سیده، زبانزد همگان میشود
در حال حاضر روی مقبره با پارچه سبز رنگ پوشیده شده و عدهای هم به قصد نذر و تبرک آن را میبرند و در صورت اجابت درخواستشان، به جاش شال سبز رنگ دیگری پهن میکنند.
عروس و دامادهای منطقه هم به رسم موجود، روز سوم پس از ازدواج، برای دعا و درخواست خوشبختی در زندگی به زیارت این مکان میروند و اگر نذری به گردن داشته باشند ادا میکنند و برای تداوم خوشبختی در زندگی، اجناسی مانند کفش و پارچه به این مکان میبرند و بعضی هم گوسفد را برای نذورات ضبح میکنند.
مزار "بیبی بشناز"، زیارتگاهیست در بشاگرد
این زیارتگاه روی تپه ای و مقابل رودخانه در روستای تیدر حوزه بخش گوهران، بشاگرد قرار گرفتهاست.
عامه مردم هم بر این اعتقادند که در روزگاران گذشته سیدهای با برادر خود سرگرم شبانی بوده که مردی قصدآزارشو داشته، دختر گریه میکند و پا به فرار میگذارد تا به جایگاه الان زیارتگاه میرسد و از شدت خستگی در همان مکان متوقف میشوند و دعا میکند که ای زمین مرا دریاب و زمین هم به خاطر پاکی و صداقتش، دهانش را باز میکند و آن را در دل خاک مخفی میکند.
در حالی که گوشهای از چادرش بیرون میماند. از آن زمان به بعد جایگاه فرو رفتن او در زمین، به زیارتگاه تبدیل میشود و پاکی و نجابت آن دختر سیده، زبانزد همگان میشود
در حال حاضر روی مقبره با پارچه سبز رنگ پوشیده شده و عدهای هم به قصد نذر و تبرک آن را میبرند و در صورت اجابت درخواستشان، به جاش شال سبز رنگ دیگری پهن میکنند.
عروس و دامادهای منطقه هم به رسم موجود، روز سوم پس از ازدواج، برای دعا و درخواست خوشبختی در زندگی به زیارت این مکان میروند و اگر نذری به گردن داشته باشند ادا میکنند و برای تداوم خوشبختی در زندگی، اجناسی مانند کفش و پارچه به این مکان میبرند و بعضی هم گوسفد را برای نذورات ضبح میکنند.