علائم CVS
مهمترین علائم CVS عبارتند از: خستگی چشم، خشکی چشم، سوزش، اشک ریزش و تاری دید. CVS همچنین ممکن است سبب درد در گردن و شانه ها نیز بشود.
چشم انسان حروف چاپی را بهتر از حروف نمایش داده شده بر روی مانیتور می بینند. علت این امر این است که حروف چاپی کنتراست بیشتری با صفحه سفید زمینه داشته و لبه های آنها واضح تر است حال آنکه در مورد صفحه مانیتور چنین نیست و لبه ها به وضوح حروف چاپی نیستند بلکه حروف از یک مرکز با کنتراست بالا شروع شده و به تدریج کم رنگ تر می شوند و پس از تبدیل به خاکستری کمرنگ ناپدید می گردند. بنابراین لبه های حروف بر روی صفحه مانیتور وضوح حروف چاپی را ندارد.
یکی از مهمترین دلایل خشکی و سوزش چشم هنگام کار با کامپیوتر کاهش میزان پلک زدن است بطوریکه افراد هنگام کار با کامپیوتر تقریبا1/5حالت عادی پلک می زنند. این مسأله به همراه خیره شدن به صفحه مانیتور و تمرکز بر روی موضوع کار سبب می شود تا پلک ها مدت بیشتری با بمانند و در نتیجه اشک روی سطحچشم سریعتر تبخیر می شود.
10 توصیه برای کاهش علائم CVS
و نهایتا اینکه:
اگر همچنان بر اثر کار با کامپیوتر دچار مشکلات چشمی هستید بهتر است به یک چشم پزشک مراجعه کنید
برای توضیح جواب این سوال، به این مطالب توجه کنید:
1. فداکاریهای امام حسین (علیهالسلام)، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداکاریها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامیداشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.
2. مصیبت حضرت امام حسین (علیهالسلام)، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین(علیهالسلام)، از همه مصیبتها بزرگتر و سختتر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد چرا برای امام حسین(علیهالسلام) بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) عزاداری میکنیم و مراسم متعددی برپا میکنیم.
3. در ماه محرم سال 61ق. امام حسین (علیهالسلام)، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین (علیهالسلام) و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.
4. دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین (علیهالسلام)، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین(علیهالسلام) تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین(علیهالسلام) میآمدند، شکنجه میکردند و میکشتند. در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند؛ مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین (علیهالسلام)، منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده میکردند که یکی از این مناسبتها، حادثه روز اربعین است.
5. یکی از نشانههای مومن، زیارت امام حسین (علیهالسلام) در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسکری(علیهالسلام) روایت شده است که علامتهای مومن پنج چیز است؛ پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن1 و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده اند.
منبع. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ذیل اعمال اربعین.
امام جعفر صادق (ع) می فرمایند: همانا آسمان چهل صبح خون گریست، و زمین چهل صبح گریست، و خورشید چهل صبح با کسوف و به رنگ سرخ گریست... و فرشتگان نیز چهل صبح بر او (امام حسین) گریستند. (کامل الزیارات ابن قولویه)
از آنجا که مصائب امام حسین (ع) از حدّ تصور انسان بیرون است، به هیچ وجه نمی توان حق این مصیبت را ادا کرد و به همین خاطر است که این سنّت شریف (عزاداری) نباید متوقف شود و پایبندی به زیارت امام حسین (ع) نیز از جانب خاندان پاک وی زمینه ای را فراهم نموده، تا فاجعه عاشورا و درسهای عظیم آن به باد فراموشی سپرده نشود.
امام جعفر صادق (ع) می فرمایند: همانا آسمان چهل صبح خون گریست، و زمین چهل صبح گریست، و خورشید چهل صبح با کسوف و به رنگ سرخ گریست... و فرشتگان نیز چهل صبح بر او (امام حسین) گریستند. (کامل الزیارات ابن قولویه)
در بیان حوادث اربعین سیدالشهداء(ع) علاّمه مجلسی در مناقب به نقل از شریف مرتضی می گوید: سر امام حسین (ع) در اربعین، از شام به کربلا برگردانده شد و به بدنش ملحق گردید. (بحار الانوار علامه محمد باقر مجلسی)
سند اهمیت اربعین
در روایتی از امام حسن عسکری (ع) است که: از علامات مؤمن، خواندن زیارت اربعین است.
(در حدیثی از امام حسن عسکری روایت شده که فرمود: علامات مؤمن پنچ چیز است: نمازهای یومیه همراه با نوافل، زیارت اربعین در اربعین شهادت امام حسین (ع)، انگشتر به دست راست کردن که سنّت پیامبر (ص) و اهل بیتش بوده است، و خاک آلود بودن پیشانی به خاطر سجده بر زمین، در خضوع و خشوع خدای تعالی و تضرّع به محضر قدسی او، و آشکار گفتن بسم الله الرّحمن الرّحیم که در نماز واجب است بلند بر زبان جاری شود.) بحار الأنوار علامه مجلسی
برای دیدین عکس روی لینک آبی رنگ کلیک کنید
http://dl.aviny.com/Article/yadasht/93/09/ahamiyat-arbaeen/3.jpg
برای شنیدن دعای اربعین حسینی روی لینک کلیک کنید
http://dl.aviny.com/Article/yadasht/93/09/ahamiyat-arbaeen/ahamiyat-arbaeen(Aviny.com).mp3
این علامت مؤمنی است که تسلیم اوامر خدای تعالی در پیروی از اولیایش می باشد، و در دوستی و مودّت با آنها پایبند است، خدایی که در سوره شورا آیه 23 به پیامبرش فرمود: «قل لا أسئلکم من أجر إلاّ المودّة فی القربی» و امام حسین (ع) از نزدیکترین کسان رسول الله (ص) و از مصادیق آیه مودّت است. اربعین، زنده نگه داشتن یاد او و همدردی با او، همراه با پیروی و اظهار عطوفت روحی و قلبی بر ماجرای کربلای اوست.
زیارت اربعین معانی بسیاری دارد و پیام روشنی برای طاغوتیان عالم است، فریادی است که بر سر ظالمان بلند می شود و زائران را به سوی زیارت کربلا، برای تجدید بیعت با امامشان بر می انگیزد، ندایی برای منکران است و بیانگر این مطلب است که ما تمسّک به باب حسین(ع) را تا ظهور امام حجّت (عج) از دست نمی دهیم.
بسیار فابل تأمل است که بدانیم خداوند متعال اگر براى زیارت کربلاى حسین(ع)، پاداش هزار حج و عمره مىدهد، زیرا که حج هم به برکت عاشورا باقى مانده است.حج را هم حسین زنده کرد.حیات اسلام در سایه خون پاک شهیدان کربلا بود.اگر نامى و سخنى از پیامبر و کعبه و قبله و دین و قرآن مانده است، به برکت وجود حسین و خون و شهادت اوست.اسلام، مدیونسید الشهداء است.از اینجاست که مىگوییم:کربلا، همه چیز ماست، چون اساس دین را حفظ کرد
پس، حق است که هر سال و بلکه هر روز یاد او در جانها زنده گردد و چشمها به جای اشک خون بگریند، که خود فرمود: (أنَا قَتیلُ العَبَرات، ما ذُکِرتُ عِندَ مُؤمنٍ إلاّ وَ دَمَعَتْ عَیناهُ)
من کشته اشکهایم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آنکه چشمانش اشک می ریزد.
یک محفل خواهرانه...
از آن جمع هایی که خاصه ی من و خواهر جان است...
محفلی که با وجود تمام خنده های سرخوشانه
همیشه انتهایش گره خورده به طعم گسی که بعد از 7ســــال هنوز هم برایمان گنگ است و غمناک...
اینبار اما کمی پیش تر از پایان رسیدیم به طعم روزگار هنوز نیامده...
همیشه گذشته گولمان می زد و اینبار اسیر آینده...
روزگاری که بوی آرزوهای بر باد رفته میداد...
تلاشمان برای یافتن سرّ آن روزها بی نتیجه بود...
باید بیاید...
بی خبر...
مثل همیشه...
...
خواهرجان رفت و مرا میان یک دنیا بهت و غم و دلتنگی تنها گذاشت...
رفت و بعد از رفتنش دل بازگشت به سمت اتاقم را نداشتم...
رفت و جای خالیه دستانش تمام آن شب و تمام روزهای بعدش به من دهن کجی می کردند...
رفت و...
...
بارانی که آن شب بارید
اشک آسمان
به مصیبت نیامده بود
...
به بهانه عصر یک جمعه دلگیر...اما گرم...