همونی که گریه میکردیم با صداش ...
همونیکه کلی خاطره داریم با آهنگ هاش
پر کشید و رفت !
همونیکه یادمون آورد یکی هسسسسست !!
همونی که یادمون داد عاشقی جاده یک طرفست !!
مرتضی ؟؟؟ چرا نیستی ببینی
مثل عصر پاییزی شده رنگ و رومون !!!
متنفریم از این جمعه نحس که تو رو از ما گرفت
خوبه که بهمون حق میدی که داریم دل میزنیم ، دق میکنیم کم کم !!
تو همونی بودی که نبض احساسمون تو دستاش بود ...!
چرا ؟؟؟ چرا حالا نیستی که بازم با شعرات گریه کنیم و خاطره بسازیم
چجوری باید یکشنبه تو رو به خاکی بسپریم که سرردهه ؟؟؟
به قول خودت ... داریم میبازیمت ...رفتی ولی .. بد رفتی !
روحت شاد مرتضی عزیز


به گزارش رودآور جواد اسدبیگی در این بار اظهار کرد: در هفدهمین برنامه معلم پژوهنده توسط دو فرهنگی محمدعلی ترکاشوند ومحمدصادق گمار با ارائه (طرح چگونه می توانیم میزان یادگیری دانش آموزان رادردرس هم نهشتی مثلت ها بهبود بخشیم) رتبه کشوری راکسب کنند.
وی فراهم ساختن زمینه ارتقای دانش پژوهی معلمان، مستندسازی تجربه های مفید آنان برای استفاده تمام دست اندرکاران آموزش و پرورش و کوتاه کردن فاصله نظر و عمل و کمک در راستای کاربست یافت های پژوهش را از دیگر اهداف اجرای این طرح ذکر کرد.
پروتئینهایی با ملوکول کوچک که با ساختار مشابه انسولین هستند. که در بدن در پاسخ به هورمون رشد GH آزاد شده و در رشد و متابولیسم سلولهای زیادی دخیل هستند و در واقع عواملی هستند که از طریق آنها هورمون رشد اثرات خود را القاء می کند همچنین نوعی سیتوکین به شمار می آیند . (سیتوکینها دستهای از مولکولهای پروتئینیمحلول در آبهستند که از سلولهای گوناگون و بیشتر در پاسخ به یک تحریک٬ ترشح میشوند و وظیفهٔ انتقال پیام بین سلولهارا برعهده دارند. پیآمد حضور سیتوکین٬ تغییر در رفتار سلولهای دارای گیرنده سیتوکین ترشح شده از جمله رشد٬ تغییر و یا مرگ سلول است. کنش و اثر سیتوکین تولید شده از یک سلول بیشتر بر سلولهای پیرامون همان سلول را شامل میگردد ولی میتواند کنشسیستمی و اثر بر تمامی ارگانیزم را بدنبال داشته باشد. سیتوکین دارای اثر اتوکراین و پاراکراین بوده و میتواند مانند یک هورمون اثراتی بر سلولهای بسیار دورتر از خود نیز داشته باشد.)
به فاکتور های رشد شبه انسولینی سوماتو مدین نیز گفته می شوند و بر همین اساس که این مواد واسطه عمل هورمون رشد هستند به هورمون رشد سوماتو تروپ گفته می شود زیرا هورمون رشد محرک آزاد سازی سوماتومدین ها یا IGFها بوده و از این فاکتور ها به عنوان واسطه اثرات رشدی خود سود می برد به دلیل اینکه سوماتومدین ها اثراتی شبیه انسولین بر سلول ها دارند (اثرات آنابولیکی ) ،فاکتور های رشد شبه انسولینی نامیده شده اند این فاکتور ها باعث تحریک و افزایش ورود گلوکز به سلول و تحریک پروتئین سازی در سلول و محرک آزاد سازی اسید های چرب و فرا خوانی اسید های چرب از بافت های چربی به خون می باشد در واقع می توان گفت که اثرات متابولیک هورمون رشد یعنی تحریک پروتئین سازی وافزایش متابولیسم چربی ها به نوعی اثرات IGF یا سوماتومدین است . با کلیک ادامه مطلب بقیه مطالب را پیگیری کنید.
خاموش کننده اعجاب انگیز منجا فوکو
آتش خاموش کن منجا ساخت شرکت منجا فوکو ایتالیا و نسل جدیدی از اطفاء گرهای حریق می باشد. این محصول کوچک، کم وزن، غیر سمی، دوست دار محیط زیست و دارای ظرفیت بر جسته ای بوده که متمایز با نسل های سنتی اطفاء گران می باشد.
منجا حاوی گاز نبوده و فشرده نیز نمی باشد، بلکه دارای مواد جامد و ثابتی است که جریان خروجی آن به گاز شبیه است ولی در اصل یک نمک خنثی می باشد و گازی را که در جو وجود دارد منتشر می کند. منجا فوکو با قطع زنجیره آتش به کار خود ادامه می دهد و در اصل یک کاتالیزور خاموش کنندگی آتش محسوب می شود. این روش به منجا فوکو اجازه می دهد که از طریق روند اشباع هر نوع آتش را خاموش کند و همچنین خاصیت انحطاط زیستی آرام و کند آن در محیط باعث اطفاء بیشتر آتش می شود.
دستهایم را به هم میسایم
دنیا از چشمانم آویزان میشود
و همهچیزها و کسانی که در من راه رفتهاند و میروند
در تظاهراتی به تاراجم میبرند.
به باروی بیپاسبانی میمانم که تنها خشتهای روی هم مانده شهری ویران است.
آری تو گفتی، نباید
من گفتم، نمیتوان از خود فرار کرد
اما تاکی چُنین خود را کُشت و هرروز بر مصیبت ازدستدادن خود مویه سر داد
خودِ من شهری است که هرروز در آن انتحار میکنم
دستهایم را به هم میسایم
قربانیانم از سقف تن و روانم آویزان میشوند
خودِ من چرنوبیلی است که گلهسگهای گرسنه بیشماری در آن، بینایی برای پارسیدن حتا، سرگردانند
خودِ من شهر مسمومی است که هیچ خزنده و پرنده و رویندهای در امکان بودن و شدن نمییابد
آه مهتاب! تو را چه سود که پرچم فتح بر آوارهای این شهر ویران برافرازی
خودِ من تویی که ممکن بود مادر، خواهر، همسر یا دوست دخترم باشی
تویی که سالهاست لب و دهانی برای بوسیدن و دلی برای دوست داشتن ندارد.
تو که گلهای اطلسی را از یاد بردهای
تو که ترانه و باران را فراموشیدهای
تو که بزرگترین آرزویت، شبانهروزی بیگزندی بر تن و روان سپردن است.
خود من سالها پیش دلش را در شیشهای بر اقیانوسی رها کرده است
برای معشوق ناشناسی
برای او که کرگدن بدمست حاکم بر جان و جهانم را نمیشناسد.
دستهای مجرمم را به هم میسایم و
خودم را در تابوتی در بلندترین جای زمین میگذارم و منتظر میمانم تا کرکسهای مهربان فرارسند.