همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

داستان کریم خان زند و درویش

درویشی تهی‌‌دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند.
کریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟
درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم.
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟

کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه می‌خواهی؟
درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت.
خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد.
پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد.
روزگاری سپری شد. درویش دوباره گذرش به کنار باغ افتاد.
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد.

کریم خان در همان حال که قلیان میکشید پشتش را به آن درویش کرد و زیر لب گفت : دیوس خوشش اومده هی بالا پایین میپرد و دستی تکان میدهد.فکر کرده است اوسکول گیر آورده.سپس دستور داد با سنگ درویش را بزنند و از باغ دورش کنند تا دیگر او باشد اشارت نکند !

کبوتری زائرم که از دیاری دور آمدم"سمانه سادات فقیه "

 

آقا سلام؛ سلامی به آستان قدسیت کبوتری بی قرارم پر و بالم زدست زمانه شکسته صدها سال ره پیمودم تا لحظه‌ای در حرمت آرام گیرم   آقا؛ اذن دخول می‌خواهم نفس زنان، خیزان و افتان از دیاری دور آمدم   آقا؛ آمدم ، گرد گنبدت پر و بال بگشایم طواف عشق کنم و در آستانت سر تعظیم فرود آورم لحظه‌ای بر ضریحت بوسه عشق زنم   آقا؛ تو غریبی! غریب‌نوازی کن کبوتری زائرم که از دیاری دور آمدم   آقا؛ پنجره فولادت ماوای عاشقان غریب غریب‌نوازی کن! کبوتری خسته غریبم   آقا؛ لحظه‌ای سر بر آستانت می‌نهم تا دمی در سایه گلدسته‌هایت بیاسایم.

دلنوشته دخترانه

من همینم...
دختری باتبسمی برلب..
بوی ادکلنم ازهزارمتری مستت نمی کند...
خنده هایم دلت رانمی لرزاند...
غروردخترانه ام رابرای دلربایی پســـران شهرزیرپانمی گذارم...
من همینم...
خدایم راباتمام دنیاعوض نمیکنم...
جمله ی"دوستت دارم"رافقط برای همسرم خرج میکنم...
نه کفش پاشنه بلندمیپوشم...
ونه عشوه میریزم...
دنیای من کتانی هایم هستن وساده زیستنم..

دل نوشته001

**********

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ . ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ. ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﺩ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ. ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮﻭﯾﻢ ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮﯾم....

 

خدایـا بـفهمـانـم کـه بـی تـو چـه میشـوم امـا نشـانـم نـده!!!
خدایـا هـم بـفهمـانـم و هـم نشـانـم بـده کـه بـا تـو چـه خـواهـم شـد!!!

 

 

غم و اندوه اگر هم روزی ، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق

زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا چتر شادی واکن

و بگو با دل خود که خدا هست

خدا هست هنوز

 

 

خدایا سالهاست به این نتیجه رسیده ام که «تو» آن «مشترک» مورد نظر هستی که همیشه در «دسترسی»...

 

 

استعاذه ای دیگر از استاد منشاوی

اگر دامنه ی فرکانسی صوت شما چندان وسیع نیست که به راحتی بتوانید از شیوه ی سه مرحله ای استاد منشاوی در اوج گیری استفاده کنید و در عین حال با احتیاط اقدام به اکتاو خوانی می کنید ،‌ بهتر است که انتقال یک پرده ای استعاذه ی تلاوت خود را حذف کنید و تمام این جمله را هم سطح ادا کنید تا در نهایت تلاوت شما یک پرده پایین تر از روال عادی استاد قرار بگیرد. گاهی اوقات همین یک پرده در فرازهای بالای تلاوت شما گره گشا خواهد بود. استاد منشاوی در قریب به اتفاق تلاوت های خود حین ادای جمله ی استعاذه و در الف مدی کلمه ی شیطان انتقالی یک پرده ای نسبت به ابتدای جمله دارند که بعد از این انتقال و طی سه مرحله اوج گیری که قبلا توضیح داده شده است در مجموع تلاوت خود را به اندازه ی 1+6 پرده بالاتر از شروع کار قرار می دهند که اگر شما همین یک پرده را با تغییر مدل استعاذه برای خود ذخیره کنید ، اصل تلاوت در مجموع همان 6 پرده یا به عبارت دیگر یک اکتاو کامل بالا خواهد رفت. به عنوان مثال به این دو استعاذه توجه کنید که هر دو در نت B شروع می شوند اما اولی یک پرده بالاتر یعنی در نت #C ختم می شود و دومی در انتها همان پرده ی شروع یعنی نت B را داراست.

01        02

1393.09.18