همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

انواع حرکات پوسته زمین

انواع حرکات پوسته زمین در ایران که باعث وقوع زلزله میشود

http://www.asemooni.com/img/how-do-the-plates-move.jpg

زمین شناسان در دهه ۱۹۶۰، به این نتیجه رسیدندکه لایه صلب خارجی زمین(پوسته و لایه صلب خارجی گوشته) قطعه یکپارچه ای نیست و به۱۲ قطعه بزرگ شکسته شده که به آنها ورقه گفته می شود.

وجود ساخت و سازهای غیر استاندارد در تهران

http://tebna.ir/image-artx14197534796922569_0.jpg

رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران با اشاره به وجود ساخت و سازهای غیر استاندارد در پایتخت، از قوه قضائیه خواست در زمینه فراهم کردن الزامات اجرایی قانون مدیریت بحران با رویکرد نوسازی بافت فرسوده به متولیان این بخش کمک کند

صلوات بر محمد.....

بسم الله الرحمن الرحیم

فضیلت صلوات فرستادن بر پیامبر و حضرت زهرا سلام الله علیها

 

 

 


  دلیل دیگرى که «ولیةاللَّه» بودن حضرت صدیقه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها را اثبات مى‏کند، استقلال اوست در موضوع صلوات فرستادن بر آن حضرت و کیفیت زیارتش، که همانند صلوات بر پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین و حسنین و زیارات آنان است؛ یعنى همانگونه که به صلوات بر آن چهار وجود مقدس و زیارتشان امر شده است، نسبت به حضرت زهرا نیز در این موارد، همگان مأمور و ماجورند. فاطمه علیهالسلام که مشمول آیه‏ى تطهیر و از اهل‏بیت پیامبر اکرم- یعنى آل‏محمد است- کیفیت صلوات بر او را رسول خدا بصراحت چنین بیان داشته است:
«لا تصلوا على الصلوة البتراء، فقالوا: و ما الصلاه البتراء؟ قال: تقولون اللهم صل على محمد و تمسکون، بل قولوا: اللهم صل على محمد و آل‏محمد». (1)
«بر من صلوات بتراء (ناقص، دم بریده و بریده شده) نفرستید. سوال شد: یا رسول‏اللَّه صلوات بتراء (بریده شده) چیست؟ فرمود: اینکه (بر من صلوات بفرستید و بگویید «اللهم صل على محمد»، ولى درباره‏ى آل من (2) ساکت باشید. شما باید بگویید اللهم صل على محمد و آل‏محمد».
صلواتى که شامل على، فاطمه و حسنین علیهم‏السلام نباشد، مقطوع و بریده و مورد قبول خدا و رسولش نمى‏باشد. لذا حضرت صدیقه‏ى زهرا هم‏ردیف و برابر افرادى است که جمیع مسلمین باایمان جهان- از شیعه و سنى- هر شبانه روز در تشهد نمازهاى پنجگانه بر او درود مى‏فرستند؛ و او در این مقام، همتاى محمد بن عبداللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم، و على و حسنین علیهم‏السلام است؛ و همین لزوم صلوات بر فاطمه علیهاالسلام در هنگام اقامه‏ى نماز یک منقبت و فضیلت ساده نیست، بلکه نشانگر مرتبه‏ى اعلى و منصب والاى آن حضرت است که این چنین در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته است. بدون تردید باید فاطمه خود ولیةاللَّه و داراى مقام ولایت بوده باشد، تا هم‏ردیف و همتاى اولیاء خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جمیع مؤمنین جهان در هر زمان و مکان باشد.
پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم مى‏فرماید:
«من صلى علیک یا فاطمة غفر اللَّه له والحقه بى حیث کنت من الجنة». (3)
«یا فاطمه هرکس بر تو صلوات فرستد، خداى تعالى از او درگذرد، و او را در بهشت به من ملحق گرداند».
چنانکه در موضوعهاى قبلى مشروحا بیان شد، مقصود از تعبیرات «هم‏درجه شدن با رسول‏اللَّه»، یا «ملحق شدن به پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم در بهشت»، و یا «همسایه بودن با آن حضرت» که در روایات مکرر بکار رفته است، جمع شدن مؤمنین در مرتبه‏ى «درجة الایمان» است که جامع تمام آن کسانى است که با عقائد درست، و باایمان به آنچه از رسول خدا به ما رسیده است، از جهان رفته‏اند. در آن درجه همه‏ى مؤمنین یکسانند و در کنار هم مى‏باشند؛ ولى جاى هیچگونه تردیدى نیست که مراتب و درجات دیگر که شمار آنها برابر تعداد بشر و بسیار متفاوت است، کاملإ؛66ّّ ملحوظ بوده، و مقام هرکس مخصوص به خود او مى‏باشد.
در روایتى حضرت رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم یکى از فضائل حضرت فاطمه را چنین بیان مى‏فرماید:
«... اتانى الروح؛ قال: ان فاطمه اذا قبضت و دفنت یسالها الملکان فى قبرها: من ربک؟ فتقول: اللَّه ربى. فیقولان: فمن نبیک؟ فتقول: ابى. فیقولان: فمن ولیک؟ فتقول: هذا القائم على شفیر قبرى على بن ابى‏طالب؛ الا و ازیدکم من فضلها؟! ان اللَّه قد و کل بها رعیلا من الملائکه یحفوظنها من بین یدیها و من خلفها و عن یمینها و عن شمالها و هم معها فى حیاتها، و عند قبرها و عند موتها یکثرون الصلاه علیها و على ابیها و بعلها و بنیها.
فمن زارنى بعد وفاتى فکانما زارنى فى حیاتى، و من زار فاطمه فکانما زارنى، و من زار على بن ابى‏طالب فکانما زار فاطمه، و من زار الحسن والحسین فکانما زار علیا، و من زار ذریتهما فکانما زارهما...». (4)
«... جبرئیل (روح) به نزد من آمد و گفت: هنگامى که فاطمه قبض روح مى‏شود و دفن مى‏گردد، دو ملک در قبر از او سؤال مى‏کنند: پروردگار تو کیست؟ مى‏فرماید: اللَّه پروردگار من است. سپس مى‏پرسند پیامبرت کیست؟ در پاسخ مى‏فرماید: پدرم. آنگاه سؤال مى‏کنند ولى تو کیست؟ در جواب مى‏گوید: على بن ابى‏طالب، همین کسى که در کنار قبرم ایستاده است. (سپس پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم مى‏فرماید): آیا باز هم فضائل دیگر زهرا را بیان کنم؟ (شاید پیامبر اکرم مى‏خواهد به این وسیله تذکر دهد که: در این عالم، فاطمه تنها کسى است که پدرش «رسول‏اللَّه» و همسرش «ولى اللَّه» است. پیامبر اکرم در ادامه‏ى سخن خویش مى‏فرماید):
همانا خداى تعالى یک دسته از فرشتگان را براى محافظت فاطمه گماشته است، تا از چهار طرف نگهبان او باشند؛ و این ملائک در حال حیات، و هنگام مرگ او، و کنار قبرش پیوسته در خدمت او هستند، و کارشان صلوات فرستادن بر فاطمه و پدرش و همسر و فرزندان اوست. (یعنى در منطق ملائک و لسان فرشتگان صلوات بر پیامبر اکرم و على و حسنین همواره باید با صلوات بر فاطمه علیهاالسلام توام باشد، و در این منقبت نیز آن حضرت برابر و هم‏ردیف آن چهار وجود مقدس دیگر مى‏باشد. سپس پیامبر اکرم چنین به سخن ادامه مى‏دهد):
هرکس مرا بعد از وفاتم زیارت کند، مثل این است که مرا در حال حیات زیارت کرده است؛ و کسى که فاطمه را زیارت کند، گویى مرا زیارت نموده است؛ و هرکس على را زیارت نماید مثل زیارت کردن حسنین است؛ و آن کسى که زیارت کند ذریة آنان را، همانند زیارت خود آنان است...».
لذا زیارت حضرت عبدالعظیم را در شهر رى، با زیارت حسین بن على در کربلا همانند دانسته‏اند، (5)و این مطلب را (که صلوات بر اهل‏بیت پیامبر برابر با صلوات بر پیامبر است) علماى عامه هم عنوان کرده‏اند، مخصوصا موضوع صلوات بر فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها را، چنانکه سهیلى در کتاب الروض الانف در ذیل مطلبى مى‏نویسد:
«و من صلى علیها فقد صلى على ابیها». (6)
«هرکس بر فاطمه صلوات فرستد، در حقیقت بر پدر او صلوات فرستاده است».
از حدیثى که نقل شد نیز ولیه‏اللَّه بودن حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیها استنباط مى‏شود.


  1ـ الصواعق المحرقه ص 225، ینابیع الموده ص 295، رشفه الصادى ص 29.
2ـ علماى عامه اتفاق دارند که منظور از آل محمد: على و فاطمه و حسنین است.
ابن حجر در صواعق مى‏گوید: یقینا لفظ آل، همسران پیامبر را در بر نمى‏گیرد... (الصواعق المحرقه ص 225).
مامون در محاوره‏اى که بهمراهى علما با امام رضا علیه‏السلام داشته است از حضرت پرسید: آیا عترت پیامبر همان آل پیامبر است؟ حضرت فرمودند: بلى. مامون گفت: در احادیث پیامبر آمده است که پیامبر فرمودند: «امت من همان آل من هستند»، و صحابه هم مى‏گویند: «آل محمد، امت او هستند». حضرت رضا علیه‏السلام از مامون و حضار پرسیدند: آیا بر آل پیامبر صدقه حرام است؟ گفتند: خیر. امام رضا علیه‏السلام فرمودند: تفاوت میان آل پیامبر و امت همین است.... (امالى صدوق ص 422، عیون‏الاخبار ج 1/ 180، تحف‏العقول ص 426، بحارالانوار ج 25/ 221).
در همین محاوره حضرت رضا علیه‏السلام از مامون عباسى و علما پرسیدند: در آیه‏ى (یس- و القرآن الحکیم- انک لمن المرسلین- على صراط مستقیم (یس/ 1- 4) منظور خداوند از (یس) کیست؟ علما گفتند: (یس) محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم است و هیچکس در این موضوع شکى ندارد. حضرت رضا علیه‏السلام فرمودند: پس خداوند متعال به محمد و آل‏محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم فضلى عطا نموده است که کسى به حقیقت آن پى نخواهد برد مگر اینکه آن را (بخوبى) درک نماید، خداوند بر احدى سلام نفرستاده است مگر بر انبیا، چنانکه مى‏فرماید: (سلام على نوح فى العالمین (الصافات/ 79»، و مى‏فرماید: (سلام على ابراهیم (الصافات/ 109»، و مى‏فرماید: (سلام على موسى و هارون (الصافات/ 120». خداوند در قرآن نفرموده است «سلام على آل‏نوح»، و نفرموده است «سلام على آل‏ابراهیم» و نفرموده است: «سلام على آل‏موسى و هارون بلکه فرموده است: (سلام على آل‏یاسین (الصافات/ 130» یعنى سلام بر آل‏محمد. (امالى صدوق ص 426، 427، عیون الاخبار ج 1/ 185، تحف العقول ص 433، بحارالانوار ج 79/ 229).
یک تذکر: در خصوص قرائت آیه‏ى (سلام على آل‏یاسین) تحریفات بسیارى صورت گرفته است و در آنها سعى شده واژه‏ى «آل‏یاسین» بگونه‏هاى دیگرى قرائت شود. نقطه‏ى اوج این تحریفات این است که ابن خالویه در کتاب مختصر فى شواذ القرآن ص 128 مى‏گوید: «قرائت ابن مسعود (سلام على ادراسین)، و قرائت ابى بن کعب ( سلام على یاسین) بوده است». یعنى در این کتاب ادعا شده که در قرائت ابى اصلا کلمه‏ى «آل» وجود ندارد! این تحریفات حتى در دوره‏هاى معاصر نیز ادامه یافته است، بعنوان مثال سیوطى در درالمنثور از کتاب این ابى‏حاتم و طبرانى و ابن مردویه نقل کرده است که ابن عباس قرائت آیه را بصورت «آل‏یاسین» خوانده است ولى در کتاب معجم کبیر طبرانى- که در بیروت (دار احیاء التراث العربى) بطبع رسیده است- محقق کتاب (حمدى عبدالمجید سلفى) عبارت ابن عباس را تحریف نموده و آن را بصورت «ال‏یاسین» ضبط کرده است. خوانندگان محترم مى‏توانند متن درالمنثور ج 5/ 286 را با متن معجم کبیر طبرانى ج 11/ 56 مقابله نمایند و خود قضاوت بفرمایند.
3ـ بحارالانوار ج 43/ 55، ج 97/ 194.
4ـ بشاره المصطفى ص 139، بحارالانوار ج 43/ 58.
این حدیث را جابر بن عبداللَّه انصارى روایت نموده است و از آنجائیکه اصل روایت نسبتا مفصل است و حاوى مناقب بسیارى از حضرت فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام مى‏باشد لذا ما متن کامل حدیث را با ترجمه‏ى آن در تعلیق شماره‏ى 7 آورده‏ایم.
5ـ روایتى در کتاب کامل ابن قولویه مندرج است که متن آن چنین است:
«حدثنى على بن الحسین بن موسى بابویه، عن محمد بن یحیى العطار، عن بعض اهل الرى، قال: دخلت على ابى الحسن العسکرى، فقال: این کنت؟ فقلت: زرت الحسین بن على علیهاالسلام. فقال: اما انک لو زرت قبر عبدالعظیم عندکم لکنت کمن زار الحسین علیه‏السلام». (کامل الزیارات ص 324). مرحوم علامه امینى توضیحى درباره‏ى این حدیث دارند که در حاشیه‏ى کامل الزیارات ص 307 و 324 آمده است.
6ـ الروض الانف ج 2/ 196.

نمازو عبادت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عشق و علاقه حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله) به نماز و عبادت 

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله عشق و علاقه بسیار زیادی به نماز داشت.‌ هرگاه اندوهگین می‏شد، به نماز برمی‏خاست.‌ آن حضرت ساعت‏های طولانی شب‏زنده‏داری می‏کرد و به نماز و مناجات می‏پرداخت؛ ازاین‏رو، به رسول گرامی خطاب شد:

 

یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ، قُمِ اللَّیْلَ إِلاّ قَلیلاً، نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً، أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً.‌ (‌مزمل 1‌ ـ 4‌)

 

ای گلیم به خود پیچیده!‌ شب را برخیز مگر اندکی.‌ نیمی از شب یا کمی کمتر یا مقداری بیشتر از آن را به عبادت پروردگارت قیام کن و قرآن را شمرده شمرده بخوان.

 

نماز و دعا و ناله سحر بهترین شاهد برای اخلاص و صفای قلب و صدق ایمان است.‌ پیامبر خدا هرگاه به نماز می‏ایستاد، از خوف خداوند، رنگ چهره مبارکش دگرگون می‏شد.(1) شیفتگی وی به عبادت و نماز به‏گونه‏ای بود که هنگام نماز تنها به خداوند توجه می‏کرد و از هر چیزی غافل می‏شد.‌ یکی از همسران رسول اللّه‏ صلی الله علیه و آله می‏گوید:‌ «‌رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که سرگرم گفت‏وگو بود، چون وقت نماز می‏رسید، چنان حالش دگرگون می‏شد که گویا نه او ما را می‏شناخت و نه ما او را»‌.(2)

 

شوق عبادت و نماز از سیمای آن جناب ظاهر بود.‌ همواره چشم به راه رسیدن وقت نماز و بانگ اذان بود و بخشی از وقت خود را در خانه به عبادت اختصاص می‏داد.(3) شهید ثانی در این‏باره نقل می‏کند:

پیامبر برای وقت نماز انتظار می‏کشید و شوقش به عبادت افزون می‏شد و چشم به راه رسیدن وقت نماز بود.‌ نماز و عبادت را بسیار دوست می‏داشت و می‏فرمود:‌ «‌جُعِلَ قُرَّةُ عَینِی فِی الصَّلاةِ وَ الصَّومِ؛ روشنایی چشم من در نماز و روزه قرار داده شده است»‌.(4)

پیامبر گرامی اسلام، نماز را محبوب خداوند می‏دانست.‌ روزی در پاسخ به ابن مسعود که از محبوب‏ترین کارها نزد خداوند متعال پرسیده بود، فرمود:‌ نمازِ به وقت.‌ وی می‏گوید:‌ عرض کردم پس از آن چه؟ حضرت فرمود:‌ «‌نیکی به پدر و مادر.‌»(5) ایشان چهره دین‏داری را در نماز می‏جست و می‏فرمود:‌ «‌لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَجْهٌ وَ وَجهُ دِینِکُمُ الصَّلاةُ؛ هر چیزی چهره‏ای دارد و چهره دین شما نماز است.‌»(6) ایشان در وصیت خود به ابوذر، تشبیه بسیار زیبایی درباره نماز دارد:

مادُمْتَ فِی الصَّلاةِ فَإِنَّکَ تَقْرَعُ بابَ الْمَلِکِ الجَبّارِ وَ مَنْ یُکثِرْ قَرْعَ بابِ المَلِکِ یُفْتَحْ لَهُ.(7)

تا زمانی که در حال نماز هستی، درِ خانه پادشاهی مقتدر را می‏کوبی و هر که در خانه پادشاه را بسیار بکوبد، (‌سرانجام)‌ آن در به رویش باز می‏شود.

باید دانست رسول اللّه‏ صلی الله علیه و آله ، نمازی را ارزشمند می‏داند که با شرایط زیر همراه باشد:

1.لایَقْبَلُ اللّه‏ُ صَلاةَ عَبْدٍ لایَحضُرُ قَلبُهُ مَعَ بَدَنِهِ.(8)

خداوند، نماز بنده‏ای را که را دلش با بدنش همراه نباشد، نمی‏پذیرد.

2. مَنْ لَمْ‏تَنْهَهُ صَلاتُهُ عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنْکَرِ لَمْ‏یَزدَدْ مِن اللّه‏ِ إِلاّ بُعْدا.(9)

هر که نمازش، او را از کار زشت و ناپسند باز ندارد، جز بر دوری او از خدا افزوده نشود.

3.لا صَلاةَ لِمَنْ لایَتَخَشَّعُ فِی صَلاتِهِ.(10)

کسی که در نمازش خشوع ندارد، نمازش، نماز نیست.

4.مَنِ اغْتابَ مُسلِما أَو مُسْلِمَةً لَمْ‏یَقْبَلِ اللّه‏ُ تَعالی صَلاتَهُ وَ لا صِیامَهُ أَرْبَعینَ یَوما وَ لَیْلَةً إِلاّ أَن یَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ.(11)

هر که از مرد یا زن مسلمانی غیبت کند، خداوند تعالی تا چهل شبانه‏روز، نه نمازش را می‏پذیرد و نه روزه‏اش را، مگر اینکه غیبت شونده او را ببخشد.

5.رَکعَتانِ خَفیفانِ فیِ التَّفَکُّرِ خَیرٌ مِن قِیامِ لَیْلَةٍ.(12)

دو رکعت نماز ساده و سبک، ولی همراه با تفکر، بهتر است از شبی را تا به صبح نماز گزاردن.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله به ابوذر غفاری می‏فرمود:

ای ابوذر!‌ خداوند، نماز را محبوب من ساخته است هم‏چنان‏که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب شخص تشنه.‌ گرسنه هرگاه غذا بخورد، سیر می‏شود و تشنه با نوشیدن آب سیراب می‏گردد، ولی من از نماز سیر نمی‏شوم.(13)

آیت الله جنتی! من هم عوضی‌ام؟

موافقان رفع حصر عوضی نیستند؛ از بزرگان نظامند 
 
آیت الله جنتی روز گذشته گفت: «ما باید در دهان آنهایی بزنیم که می گویند حصر باید شکسته شود، آنهایی که می گویند حصر باید شکسته شود به دنبال آن هستند تا فتنه گران دوباره بیرون آمده و فتنه انگیزی کنند و مردم باید در 22 بهمن با حضور گسترده خود این نقشه فتنه گران را فاش و آن را محکوم کنند؛ چرا که اگر 4 آدم عوضی شروع به حرف زدن در این زمینه کنند آیا این حرف 75 میلیون نفر ایرانی است؟ این مساله از مسائل کلی نظام است و مسائل جزئی نیست که هر کسی در مورد آن اظهارنظر کند و شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی تا آنجا که می تواند این مطلب را عریان نشان خواهد داد که دشمن چه فکری در این زمینه در سر می پروراند».

به گزارش انصاف نیوز، درباره‌ی نظرات آیت الله جنتی نسبت به افراد موافق رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به ویژه عبارت «4 تا عوضی» نکاتی قابل توجه است:

یکم: آیا اگر حتی یک نفر از 75 میلیون نفر ایرانی چنین نظری داشته باشد، باید در دهان او زد؟ آیا این سخن، برداشتی منفی از جمهوری اسلامی را بازتاب نمی‌دهد؟ آیا از نظر آیت الله جنتی کسی حق اظهارنظر در این باره را هم ندارد؟ چطور یکی از نمایندگان مجلس در حضور رهبری چنین درخواستی را مطرح کرده و کسی در دهان او نزد؟

دوم: این سخنان از چه موضعی زده شده است؟ پاسخ به این سوال کمک می‌کند که این نظر شخصی آیت الله تلقی شود، اما با عدم شفافیت این موضع گیری، متاسفانه معمولا برداشتی غیر از رسمی بودن آن در اذهان شکل نمی‌گیرد، در حالی که این نظرات شخصی ایشان است.

سوم: روز 22 بهمن ماه، روزی ملی برای یادآوری و تاکید بر شعارهای مشترک ایرانی‌هاست ولی فراخوان شعار علیه بخشی هر چند اندک از مردم، در صف اتحاد مردم اخلال ایجاد می‌کند؛ اتفاقی که متاسفانه در سخنان برخی سخنرانان مراسم‌های ملی و حتی قطعنامه‌ای که به نام شرکت کنندگان قرائت می‌شود نیز دیده شده است.

چهارم: به کار بردن عنوان «4 تا عوضی» چه توجیهی دارد؟ آیا استفاده از واژه‌های خس و خاشاک از سوی احمدی‌نژاد خطاب به معترضان سال 88 تجربه نشده که به قدری تحریک کننده بود و حتی شخصیت‌های اصولگرا هم آن را اشتباهی فاحش خوانده‌اند؟

عذرخواهی به خاطر سخن گفته شده، رفع کننده‌ی کامل آن اشتباه نیست اما ای کاش انجام شود. بهتر است که سخنران‌ها فکر روزی نامشخص در آینده را بکنند که حصر رفع شود؛ آیا آن روز هم معتقدند که موافقان را رفع حصر در آن روز، چنین صفاتی دارند؟!

پنجم: ادعای «4 تا عوضی»، مشخص نیست که بر مبنای نظرسنجی بوده یا خیر؛ اما به سادگی می‌تواند از درون جامعه متوجه شد که اینقدرها هم «ناچیز» نیستند؛ بخشی از اصلاح طلبان ازجمله سیدمحمد خاتمی، محمدرضا عارف، سیدهادی خامنه‌ای، ... همچنین نزدیکانی از آیت الله هاشمی رفسنجانی – رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بارها به صراحت چنین خواسته‌ای را مطرح کرده‌اند. و یا علی مطهری که جزو اصولگرایان معتدل است، نه تنها این رویکرد را دارد، بلکه بارها این خواسته را از تریبون مجلس نهم مطرح کرده است. همچنین به گفته‌ی مقامات عالی دولتی، حسن روحانی رییس جمهور نیز این مساله را پیگیری می‌کند.

ششم: کسانی که اینچنین در سخنانی به مخالفت 100 درصدی با رفع حصر تاکید دارند، به فکر روزی در آینده‌ای دور یا نزدیک باشند که شاید حصر رفع شود. آن روز چه توجیهی برای خاموشی و یا حتی همراهی با آن تصمیم خواهند داشت؟ به نظر می‌رسد که جدای از وزن کشی‌های نامشخص رسانه‌ای از تریبون‌ها از سوی کسانی که مسوولیتی در کشور دارند، دست مقامات عالی رتبه‌ی ذیربط برای تصمیم‌گیری ادامه یا خاتمه‌ی حصر باز گذاشته شود.