همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

دفاع شرم آور کمیته ی مسلمانان فرانسوی برای دفاع ازحقوق اشرفیان از مناسبات برده داری

این کمیته ی دست ساز فرقه ی رجوی که درمقر مریم درفرانسه کنفرانس بی مسمای " مسلمانان متحد در برابر سوء استفاده افراط‌گرایان از اسلام " برپا داشته ، دراصل قضیه ، خود از تمامیت خواهی ، رواج کیش شخصیت بنفع مسعود رجوی- کسی که نه تنها معصوم نیست بلکه جنایتکاری کم نظیرهم هست – ومناسبات برده داری موجود دراشرف سابق ولیبرتی فعلی به مدافعه برمیخیزند، چه قرابتی با اسلام روادار ودموکراتیک میتوانند داشته باشند؟ آیا این کنفرانس با این مشخصات چیزی جز ملکوک کردن چهره ی اسلام انجام داده است؟
آیا این گروه رجوی جمع کرده ، از روابط حرمسرایی موجود که با خواست رجوی شهوت ران ومریم رجوی دلاله ی محبت وپیشکار اصلی مسعود اطلاعی دارند؟
اگر دارد چرا با شرکت دراین نوع مراسم به لاپوشانی جنایات مخوفی که در فرقه ی رجوی روی داده ومیدهد وفریب افکار عمومی جهان شریک جرم میشود؟
آیا این است همان اسلام مداراگر که ادعایش را دارند؟ اینکه برضر هرچه اسلام ومسلمانی است بوده وسعدی بزرگ برسر همین مسائل است که فغان بر میآورد:
" گرتو قرآن بدین نمط خوانی        ببری رونق مسلمانی"!...

برای مطالعه کامل به ادامه مطلب مراجعه شود

نگاهی به تاریخچه تحول لپ تاپ ها و دستگاه های قابل حمل!

سال 1981 و در نمایشگاه COMDEX که در لاس وگاس آمریکا برگزار شده بود، Epson HX-20 توجهات زیادی را به سمت خود جلب کرد، زیرا دستگاهی با ظاهر جدید و قدرتمند بود که با باتری کار می‌کرد، حافظه داخلی داشت، مجهز به صفحه نمایش ال‌سی‌دی و یک کیبورد کامل بود، به اندازه یک چمدان ساخته شده و کاربر می‌توانست هر جا که می‌خواست آن را همراهش داشته باشد.

مدتها بود که گنجشک با خدا هیچ سخنی نمی گفت

مدتها بود که گنجشک با خدا هیچ سخنی نمی گفت......

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند ، و هر بار خدا به فرشتگان می گفت:

من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود ، و یگانه قلبی که دردهایش را در خود نگه می دارد

سرانجام گنجشک روی شاخه از درختان دنیا نشست ، فرشتگان چشم به لب هایش دوختند...

گنجشک هیچ نگفت...

وخدا لب به سخن گشود و گفت:

با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست

گنجشک گفت:لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام!

طوفانت آن را از من گرفت!...

تنها داراییم همان لانه محقر بود، که آن هم!....

و سنگینی بغض راه را بر کلامش بست.... سکوتی در عرش طنین انداز شد.....

همه فرشتگان سر بر زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود و تو خواب بودی. به باد گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.

گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود

خدا گفت: چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

دشمنی ام برخاستی....!!!

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.

های هایِ گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد .......

بۆ مانگرتنی هەڵۆکانی نێو زیندانەکانی ئێران!

بۆ مانگرتنی هەڵۆکانی نێو زیندانەکانی ئێران! بە تایبەت مانگرتنی گیراوانی زیندانی ورمێ..

"هەڵۆی نێو رکە مانیان گرتووە"

پاییزە.. دار و دەوەن نیوەڕووت، بە گەڵاڕێزان ژانیان گرتووە

پاییزە و دیسان کالیسکەی زریان، بەربینگی رێگە و بانیان گرتووە

 

پاییزە.. زوقم، سیخوار و دووکەڵ، لە سەر پێڵووی شار سینگی داکوتا

بە با دەڕاژێ شلکەنەمامێک، پەرژین و شوورە شانیان گرتووە

 

پاییزە.. کۆڵان تەریک و چۆڵن، ئاهۆی گرتووە ئاپۆرەی خەڵک

ئۆتۆمبێل لە سەر شەقامی وەڕەس، تووڕە و هەراسان، سانیان گرتووە

 

پاییزە.. ژنێک سفرەی رادەخا، چاوی دەخووسێن، دەدوێ لە ژێڵڵا:

ئۆخەی چەند رۆژە داربەڕووی ماڵێ، نەوت و کارەبا و نانیان گرتووە

 

پاییزە.. تۆڕی هەواڵی زریان، مزگێنی دەدا؛ "... مەمرە، بەهارە!"

کەلەپچەی سەرما.. زللەی بەستەڵەک، گەرووی خۆپێشاندانیان گرتووە

 

کۆترەشینکەکان کەمتر هەڵدەفڕن.. لە ژێر شێروانیی بەندیخانەیەک↓

بێ ترس لە سیلەی ساچمەزەنی پیر، ئازا و دڵنیا لانیان گرتووە

 

لە حەوشەی زیندان دارێکی رووتەڵ، گەڵای شەهید و وەرینی سەوز

چەند تاپۆی ریشن لە ژێر سێدارە، رێگەی هەناسە-دانیان گرتووە

 

لەودیو میلەکان.. دیوار و قامچی... لەودیو میلەکان.. قفڵ و قەڕازە↓

ژەنگار و پەڵەی خوێنی چەند مەلی دیلی بێ ئاو و دانیان گرتووە

 

پاییزە.. هەوا و هەواڵی تازە، لە گەڵ زریانا شنەی دێ و دەڵێ:

هەڵۆی نێو رکە و زیندانی بەردین، دژی قەلەکان مانیان گرتووە

ئاوارە وڵات

٧-١٢-٢٠١٤

حوادث

صبح دیروز، پیرمردی که خارج از شهر، آرام مشغول قدم زدن بود، سرعت گرفت و به دیدار حق شتافت. به گزارش خبرگزاری صبح روز 22 آذر1400 هجری خورشیدی، یک پیرمرد سی ساله که برای اولین بار از تهران خارج شده بود، هنگامی که در چمنزار قدم می‌زد، دچار تنگی نفس شد و درگذشت. پزشکی قانونی دلیل فوت وی را کمبود ذرات معلق هوا از جمله سرب دانست و از شهروندان تهرانی عاجزانه خواهش کرد هنگام سفر، با کشیدن شلنگی از اگزوز ماشین تا دهان و بینی خود و تنفس عمیق دود، خود را از خطر مرگ نجات دهند. ناگفته نماند که تنی چند از هم‌وطنان نوع‌دوست از لحظه‌ی جان دادن وی گزارش تهیه کرده‌اند و با اینکار ضمن زنده نگه داشتن سنت دیرین فیلم برداری از لحظه‌ی مرگ، اعتراض خود را اعلام نموده‌اند.

در واکنش به این اتفاق ناگوار، بنابر پیشنهاد وزیر بهداشت و وزیر محیط زیست، سامانه‌ی تلفنی راه اندازی شد که مردم می توانند از طریق این سامانه، مشکلات خود را در مورد کمبود سرب یا هر گونه آلاینده اعلام نمایند. گزارش‌ها حاکی از آن است که پس از اعلام این سامانه‌، روزانه بالغ بر صدها تماس تلفنی دریافت می‌شود که اکثر آنها حامل پیام تشکر بابت عملکرد صحیح مسئولین است. بنابر آمار رسمی، بعد از اعلام این سامانه تلفنی، آمار ازدواج در وزارت بهداشت، محیط زیست و سازمان‌های تابعه، رشد چشمگیری داشته است.