همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

رمان بانوی جنگل فصل 3

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان بانوی جنگل

نویسنده : فهیمه رحیمی

فصل : 3

........................................................................................

از آن شب خواستگاری مدتها گذشت و آنها رفته رفته فراموش میکردند تا اینکه:
یک شب او به تنهایی به خانه آنها آمد و مجددا موضوع خواستگاری را مطرح کرد و در آن شب بود که اقرار کرد به مبارزه بر علیه خانواده اش برخاسته است و از عاطفه خواست تا همسر و شریک مبارزه اش گردد.

رمان بانوی جنگل فصل 4

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان بانوی جنگل

نویسنده : فهیمه رحیمی

فصل : 4

........................................................................................

صدای افتادن شیئی عاطفه را به خود آورد دیده گشود دفتر از میان دستش به روی زمین افتاده بود.دفتر را برداشت و به جای اولش بازگرداند .نگاهی به ساعت دیواری انداخت.

رمان بانوی جنگل فصل 5

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان بانوی جنگل

نویسنده : فهیمه رحیمی

فصل : 5

........................................................................................

ساعت 6 صبح هدیه با نغمه پرنده خوش الحانی بیدار شد.نسیم صبحگاهی که از پنجره نیمه باز داخل شده بود روحش را نوازش میکرد از بستر بلند  شد و در کنار پنجره ایستاد و نفس عمیقی کشید .نمیدانست در آن وقت صبح آیا کسی از خواب برخاسته است یا نه. لباس پوشید و به سالن وارد شد

رمان بانوی جنگل فصل 6

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان بانوی جنگل

نویسنده : فهیمه رحیمی

فصل : 6

........................................................................................

فرنگیس دست بر شانه هدیه گذاشت و گفت:فکر رفتن را از سرت بیرون کن میدانم اگر برادرم از این خانه خارج شود دیگر باز نمیگردد.مسئله کفش و بلاس را به من واگذار کن من بایت تهیه میکنم آیا قول میدهی که این موضع بین من و تو باشد؟

رمان بانوی جنگل فصل 7

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان بانوی جنگل

نویسنده : فهیمه رحیمی

فصل : 7

........................................................................................

با ورود مسافرین مهمانان به گردشان حلقه زده و به گفتگو با آنها پردهختند.برخورد 2 برادر با خانواده آرین نژاد بسیار صمیمی و دوستانه انجام گرفت.در فرصتی که پیش آمد دو برادر مادرشان را در میان گرفتند و سه نفری به کتابخانه وارد شدند.فرهاد در میان مهمانان باقی ماند و با آنها به صحبت نشست