وقتی که مال و ثروت زیاد می شود ـ دعای پیامبر در مورد مال و ثروت

« ... وقتی جناب پیغمبر در مدینه ی طیبه هجرت می فرمودند در بین راه رسیدند به شبانی ، از او شیر طلب نمودند .
گفت : که آنچه صبح دوشیدم قبیله خوردند و آنچه در پستان آنها است از عصر قبیله است .
حضرت عرض کرد : خداوندا مال او را زیاده فرما ، از آنجا گذشتند ، به شبان دیگر رسیدند شیر طلب فرمودند ، قدری شیر آورد ، گوسفندی هم ، بنا بر بعضی اخبار آورد از برای حضرت ، آن حضرت عرض کرد : خداوندا روزیِ او را به قدر کفاف مرحمت فرما !!
بعضی که حاضر بودند عرضکردند اولی که شیر نداد دعا فرمودید که مال او زیاده شود و دوم را دعا فرمودید که روزی او بقدر کفاف باشد ؟!
حضرت فرمودند : همینکه مال زیاده می شود زحمت و وبال صاحب خود را در دنیا زیاده می نماید و حسرت و ندامت و حساب او را در آخرت زیاد می کند و همینکه بقدر کفاف باشد در دنیا و عقبی آسوده است ... » 1 .
1 ـ کتاب :« گفتار وعاظ » جلد 2 / مولف : محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ / ناشر : دفتر نشر ممتاز / چاپ دوازدهم 1378 / سخنرانی فقید سعید مرحوم آقای ملا محمد باقر فشارکی ( از اصفهان ) / صفحه 313
برای مطالعه بیشتر در مورد ثروت و مال بر روی سایت ظفرمند کلیک کنید !
بخاطر دینم
بخاطر آن کودک تشنه دیارم
بخاطر طبیعت زیبایم
بخاطر آن غنچه قشنگ درون باغچه ام
بخاطر خودم و خودت ..........

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

[ صداقت پیامبر با مردم :
یکی از فرزندان پیامبر (ص) ، به نام ابراهیم در کودکی از دنیا رفت ، اندکی پس از مرگ او خورشید گرفت ، مردم گمان کردند که این خورشید گرفتگی به خاطر فوت ابراهیم است . ولی پیامبر (ص) فوراً مردم را جمع نمود و فرمود : گرفتن خورشید به خاطر مرگ فرزندم نبوده است . او بدین وسیله مردم را از جهل و خرافه حفظ نمود . در حالی که اگر هر سیاستمداری بود با شعار « هدف وسیله را توجیه می کند » از این تصور و فکر غلط مردم سوء استفاده می کرد و علاقه ناروای آنان را می ستود .
قاطعیت پیامبر :
[ عده ای خدمت آن حضرت رسیدند و گفتند : ما به تو ایمان می آوریم به شرط اینکه نماز نخوانیم .
اما پیامبر (ص) نپذیرفت زیرا حاضر نبود به قیمت زیاد شدن پیروان گوشه ای از مکتب آسیب ببیند . این دیگرانند که برای به دست آوردن پیروان زیاد تر هر لحظه به شکلی و نامی و آرمی تغییر روش می دهند و همچون تجار دنبال پیدا کردن مشتری هستند ]1 .
1 ـ کتاب : سیره پیامبر اکرم (ص) با نگاهی به قرآن کریم / مولف : محسن قرائتی / ناشر : مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن / چاپ سوم ۱۳۸۵/ صفحه 42 و 44
برای خواندن ادامه مطلب بر روی سایت ظفرمند کلیک کنید !
![]()