همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

عشق جدید

سلام به همه چند مدتی نبودم و سرم خیلی شلوغ بود ولی الان بهترین روزای زندگیمو دارم تجربه میکنم یه عشق جدید خدا بهم داده که زندگیمو عوض کرده طوری که کمتر وقت میکنم به عشق قدیمیم(حامد) توجه میکنم خیلی به عشق جدیدم وابسته هستم و خیلی دوسش دارم هر روز میبوسمش! خدایا شکرت... امیدوارم حامد از رفتار من ناراحت نشه، خب چه میشه کرد کار دله دیگه پانیذ جونم دختر گلم دوست دارم:-P

ویولن

این ویولن ملودی سکوت می نوازد
می دانم خواندن این شعر درگوشت
محال است ولی می نویسم
تا شاید شاپرکی شیدا
قصد مهاجرت روی گل سرت داشته باشد
چشمانت دیکتاتوری بودند که
زبانم را بند می آوردند
زانوانم از ترس دیدن چشمانت قفل می شد
و زمان می ایستاد و تو بودی و تو
و پروانه ای که در حضورت
خودش را
گُم می کرد
و چمن زار ها برایت
سمفونی رقص به پا می کردند
با این باور که باد
برای تو می خواند
و هر بار که صدایش اوج می گرفت
گیسوانت در آسمان به پرواز در می آمد
و این ویولن ملودی سکوت می نوازد....
تا به تو نشان دهد زمان دست توست
و واژه ی احساس در چشمانت
تجلی می کرد تا مانند مومی به آن شکل دهی
که باران می بارید
قطراتش به سبقت می نشستند
تا به تو برسند
و این خیال افسانه ای
با سقوطی تاریک همراه شد
آنجا که باران روی زمین از هم می پاشید
و می گسست
در روز هایی که عاشقی خریدار نداشت
من عاشق فرو پاشیده ی تو بودم
و آن قطره های بارانی که
بر روی خاکت عاشقانه جان می داد
و دفن می شد
به نقش تیشه ی فرهاد بر روی بیستون می ماند
و من همانند آن
بارها باریدم و دفن شدم
بی آنکه بدانی
نگاه کردنت چه تماشایی می شود
در حضور باران و لبخند
آنجا که به تنه ی درخت تکیه داده ای
و محو دوردست ها شدی و من محو تو
آری این ویولن دیگر نمی نوازد
و به خواب رفت
زمانی که صاحبش در نبودت
سمفونی مرگ را هر شب
روی تار هایش کوک می کرد

چگونه رونالدو، بهترین بازیکن دنیا شد؟

فیفا فهرست نهایی توپ طلا را اعلام کرد و رونالدو، ستاره رئال، برای اینکه برای دومین بار پیاپی و برای سومین بار در مجموع بتواند به این جایزه دست پیدا کند، باید نویر، دروازه بان بایرن و تیم ملی آلمان و مسی، ستاره آرژانتینی بارسا را پشت سر بگذارد.


به گزارش "ورزش سه"، اما در حالی که هنوز چند هفته تا مراسم توپ طلا در زوریخ باقی مانده، نشریه معتبر فور فور تو به سنت هر سال، 100 بازیکن برتر سال را معرفی کرد که در این بین، کریس رونالدو مانند سال قبل در رتبه نخست قرار دارد. به همین دلیل، مایکل کاکس، یکی از معروف ترین آنالیزورهای دنیای فوتبال، نگاهی داشته به روند صعودی رونالدو در دوران حرفه ای اش:

اولین درخشش

کریس رونالدو در سال های اخیر به کامل ترین بازیکن هجومی دنیا تبدیل شد اما شاید بد نباشد که به یاد داشته باشیم او در اولین سال حضورش در فوتبال انگلیس، دچار مشکل شده بود. هرچند او درخششی مقطعی داشت؛ هم مقابل منچستریونایتد و هم برای این تیم. فرگوسن در اتوبیوگرافی اش در مورد نمایش کریس رونالدو مقابل شیاطین سرخ در دیدار دوستانه اسپورتینگ لیسبون برابر منچستریونایتد به طور مفصل نوشته بود؛ به ویژه در این مورد که چطور جان اوشی توانایی مهار رونالدو را نداشت و چطور او با تکنیکی عالی و پا عوض کردن های خیره کننده، مدافع ایرلندی را حسابی به دردسر انداخت. پیتر کنیون، مدیر اجرایی آن زمان منچستریونایتد، گفته بود:" ما اینجا را تنها زمانی ترک می کنیم که این پسر را بخریم."




وقتی رونالدو به منچستریونایتد پیوست، در اولین بازی اش فوق العاده ظاهر شد. در دیدار مقابل بولتون بود که فرگوسن در 30 دقیقه پایانی بازی او را به میدان فرستاد؛ در حالی که یونایتدها 1-0 پیش بودند. در پایان شیاطین سرخ با درخشش رونالدو 4-0 پیروز شدند و نمایش درخشان او باعث شد تا هواداران حسابی او را تشویق کنند. فرگوسن بعد از آن بازی گفت:" به نظر می رسد هواداران یک ستاره جدید پیدا کرده اند. برای اولین بازی، فوق العاده بود؛ تقریبا باورنکردنی. فکر می کنم نفوذهای او می تواند برای ما سرنوشت ساز باشد. باید مراقب این پسر باشیم. نباید فراموش کرد که او تنها 18 سال دارد و باید مراقبت او باشیم."

فراز و نشیب پرتغالی

البته همه بازی های رونالدو در اولین روزهای حضورش در منچستریونایتد مانند دیدار مقابل بولتون نبود زیرا او برای جا افتادن در لیگ برتر مشکلاتی داشت. ضمن اینکه، او زمانی به الدترافورد رسید که شیاطین سرخ یک دوران گذار را در سبک بازی شان طی می کردند و 4 سال طول کشید تا او قهرمانی در لیگ برتر را تجربه کرد.شاید این برای خیلی از باشگاه ها زمانی طولانی نباشد اما برای منچستریونایتد، این طولانی ترین دوره ناکامی در تاریخ لیگ برتر بود. آرسنالی ها تیم شکست ناپذیرشان را در آن سال ها شکل داده بودند و چلسی هم با حضور ژوزه مورینیو، در حال اوج گرفتن بود. به این ترتیب، منچستریونایتد به تیم سوم لیگ تبدیل شد.

اولین فصل حضور رونالدو در انگلیس، با همان مشکلات کلیشه ای همیشگی بازیکنان جوان خارجی سپری شد؛ او نه تنها از نظر فیزیکی برای هماهنگی با بازی های درگیرانه لیگ برتر مشکل داشت، بلکه آب و هوای بارانی منچستر هم او را دچار مشکل کرد. او فصل را خوب شروع کرد و به پایان رساند اما در زمستان، افت محسوسی داشت. یکی از دیدارهای خارج از خانه منچستریونایتد مقابل میدلزبورو احتمالا بیش از بقیه در یادها مانده است. رونالدو که به عنوان بازیکن ذخیره، در بال راست به کار گرفته شد، دائما تلاش می کرد با پا عوض کردن، بازیکنان حریف را جا بگذارد اما تکل های بازیکنان حریف و ترک پست های او، بیشتر فرصت ضد حمله را به میدلزبورو می داد.

شاید این ادعا اکنون مسخره به نظر برسد اما در بعضی از بازی ها، رونالدو بیشتر از اینکه به تیمش کمک کند، به ضرر تیمش کار می کرد و پا عوض کردن های او در خیلی از موارد با واکنش های منفی روبرو می شد.پیشرفت خیره کننده بخش مهمی از پیشرفت رونالدو در زمین، حاصل پیشرفت شرایط فیزیکی او بود. او زمانی یک بازیکن لاغر و ضعیف محسوب می شد که با کمترین فشاری از سوی بازیکنان حریف، نقش زمین می شد. اما با سپری شدن زمان، او یاد گرفت که از نظر فیزیکی باید بهتر شود. رونالدو زمان زیادی را در سالن های بدنسازی سپری کرد و حجم ماهیچه هایش را به میزان قابل توجهی افزایش داد؛ ضمن اینکه قد بلندش نیز کمک زیادی به او کرد. او دیگر یک بازیکن لاغر و استخوانی نبود؛ بلکه یک بازیکن همه کاره و قوی بود که می توانست در پست های مختلف بازی کند.

او در منچستریونایتد در پست های مختلفی بازی کرد و با سپری شدن هر فصل، به نظر می رسید که او می تواند کارهای جدیدی انجام بدهد. او دیگر یک بازیکن صرفا دربیل زن نبود؛ بلکه به بازیکنی باگذشت تبدیل شد که پاس های هوشمندانه ای می داد؛ ضمن اینکه در زدن شوت های از راه دور هم تبحر زیادی پیدا کرد. او با ایجاد یک سبک منحصر به فرد در زدن ضربات آزاد، به یکی از متخصصان این ضربات تبدیل شد و کم کم گلزنی با پای چپ را هم آغاز کرد. او پنالتی زن اول تیمش شد و با قراردادن خود در موقعیت های مناسب، بارها دروازه حریفان را با ضربه هایی ساده و خشک باز کرد؛ حالا او به یک بازیکن همه کاره تبدیل شده بود.

این ویژگی های رونالدو در یونیت هجومی انعطاف پذیر منچستریونایتد بسیار به کار می آمد. در دوره ای که یونایتدها نتایج بسیار خوبی در رقابت های اروپایی کسب می کردند، بسیار دشوار بود که از روی ترکیب اولیه شان حدس زد که آنها چطور بازی خواهند کرد.

رونالدو، وین رونی و کارلوس تبس، هر سه می توانستند هم در راست بازی کنند، هم در چپ و هم درمیانه زمین. این انعطاف پذیری به ویژه به سود رونالدو بود زیرا این جابجایی به او اجازه می داد تا به منطقه ای که می خواهد برود؛ به جایی که نقطه ضعف حریف به حساب می آمد. او همچنین در بازی در نوک حمله هم تبحر پیدا کرد و این را بیش از همه، در دیدار مقابل رم در سال 2008 نشان داد.

در حال حاضر پست اصلی رونالدو، سمت چپ سپر هجومی است. او از نظر فیزیک، تکنیک و شیوه بازی تغییر زیادی کرده و دیگر تصور حضور او در سمت راست زمین، کمی دشوار است زیرا بازی بیش از همه به گل هایی که به ثمر می رساند، بستگی پیدا کرده است. این را هم نباید فراموش کرد که او یک پرتغالی است؛ کشوری که در فوتبال آن به "بال" ها بیش از مهاجمان اهمیت می دهند. او در جام جهانی 2014، در دیدار مقابل آمریکا، برای دقایقی به سمت راست رفت و با یک ارسال دیدنی، گل تساوی بخش ثانیه های پایانی سیلوستره والرا را پایه گذاری کرد؛ تنها برای همان چند دقیقه، او به رونالدو قدیمی تبدیل شد.

دوران همکاری با ژوزه

از زمان پیوستن به رئال، رونالدو در محیطی قرار گرفت که مربیانش ساختاری تیم را براساس بازی او پی ریزی می کنند و این یک موهبت بزرگ برای CR7 بود. این مسئله به ویژه در دوران ژوزه مورینیو بیش از همه نمود داشت؛ زمانی که رونالدو این اجازه را داشت که علی رغم بازی در پست بال چپ در سیستم 1-3-2-4، کاملا نزدیک به دروازه حریف بازی کند. مورینیو را خیلی ها را با علاقه اش به ساختار دفاعی می شناسند و "بال" های کمی در تیم های او، بدون وظایف تدافعی" بازی کردند.

با این وجود، آقای خاص برای رونالدو سیستمی را طراحی کرد که به او اجازه می داد تا در زمین حریف بماند و برای ضد حملات آماده باشد. گاهی اوقات، مدافع راست حریف، بدون اینکه تحت فشار قرار بگیرد، به راحتی از سمت او عبور می کرد و فرصت ارسال را به دست می آورد. مورینیو برای این موضوع یک راه حل پیدا کرد؛ مسوت اوزیل به سمت چپ متمایل می شد و آنخل دی ماریا هم کمی عقب تر بازی می کرد تا توازن دو سمت زمین حفظ شود.

اما در تیم پرتغال، شرایط به این واضحی نبود و این به تیم ضربه می زد؛ به ویژه در دیدار مقابل دانمارک در یورو 2012، که هرچند شاگردان پائولو بنتو 3-2 پیروز شدند، اما شرکت نکردن رونالدو در کارهای دفاعی، به تیمش حسابی ضربه زد.

رونالدو هیچ علاقه ای به جلوگیری از نفوذهای لازس یاکوبسن، مدافع راست دانمارک نشان نداد و در موقعیت ضد حمله باقی می ماند. آن دیدار به یک دوئل تمام عیار بین رونالدو و یاکوبسن برای ایجاد موقعیت گلزنی تبدیل شد و جالب اینکه این بازیکن دانمارکی بود که بیش از ستاره پرتغالی موقعیت ایجاد کرد. در حالی که پرتغال 2-0 پیش بود، با دو ارسال یاکوبسن، دانمارک توانست بازی را به تساوی 2-2 بکشد و در فاصله دو گل تیم حریف، رونالدو یک موقعیت بسیار خوب را روی ضد حمله از دست داد. سرانجام پرتغال با گل دیرهنگام وارلا به پیروزی رسید اما ضعف رونالدو در کارهای دفاعی کاملا واضح بود. با این وجود، در اغلب اوقات، عدم حضور رونالدو در کارهای دفاعی، در حملات جبران می شد.

گری نویل زمانی گفته بود که بازیکنانی مانند رایان گیگز و دیوید بکام همیشه مسئولیت های دفاعی شان را به بهترین شکل به اجرا می گذاشتند و تایید کرده بود که رونالدو در مقایسه با دو بال دیگر شیاطین سرخ، در کارهای دفاعی ناامید کننده است.

با این وجود، تردیدی نیست که وقتی رونالدو اجازه پیدا می کند تا در موقعیت ضد حمله بماند، بسیارخطرناک و زهردار عمل می کند و مربیان ترجیح می دهند به جای اینکه انرژی او را صرف مهار بازیکن حریف کنند، او را در سمت دیگر زمین به کار بگیرند. تنها در دیدار مقابل بارسا و در مقابل دنی آلوس که مشکلات زیادی برای رئال ایجاد می کرد، مورینیو ترجیح می داد رونالدو را به سمت راست بیاورد و از دی ماریا در سمت چپ استفاده کند.در حالی که کارلو آنچلوتی ترجیح می دهد از سیستمی شبیه به 2-4-4 استفاده کند تا رونالدو، بدون اینکه سمت چپ تیمش آسیب پذیر شود، در نزدیکی دروازه حریف باقی بماند. رونالدو می تواند در سمت چپ بماند و از همان جا به سمت دروازه حریف حمله کند اما وظیفه ای برای دفاع کردن در سمت چپ ندارد.

سال های پیش رو

این جالب ترین سوالی است که می توان در مورد رونالدو پرسید؛ اینکه در سال های آینده چه انتظاری می توان از رونالدو داشت؟ او هنوز هیچ نشانی از افت ندارد و در همین فصل، تاکنون نزدیک به 30 گل برای رئال به ثمر رسانده است. با این وجود، مقطعی خواهد رسید که روند گلزنی های رونالدو، رو به افول خواهد گذاشت زیرا او دیگر آن توان انفجاری سابق برای عبور از حریفان را نخواهد داشت. رونالدو در ایجاد فضا برای خود عالی کار می کند و با چند متر تغییر جهت، می تواند ضربه نهایی را به حریف وارد کند.

با این وجود، او باید خود را با شرایط جدیدش وفق بدهد. در حالی که رقیب دیرینه رونالدو، مسی، احتمالا در سال های آینده کاملا به مرکز زمین منتقل خواهد شد و به عنوان هافبک به کار گرفته خواهد شد، رونالدو می تواند به یک مهاجم صرف که داخل محوطه جریمه بازی می کند، تبدیل شود؛ به ویژه اینکه او قدرت، شرایط فیزیکی و توانایی سرزنی لازم برای این پست را دارد. معمولا بازیکنان سرعتی، در سال های پایانی بازی شان، دچار مشکل می شوند اما رونالدو توانایی های دیگری هم دارد که می تواند او را برای مدت بیشتری در بالاترین سطح نگه دارد.

تکتیک بالا، شرایط فیزیکی فوق العاده و انگیزه او برای ماندن در بالاترین سطح فوتبال دنیا، می تواند این امیدواری را برای هوادارانش به وجود بیاورد که او همچنان یکی از بهترین های دنیا باقی بماند؛ همان طور که تنها جوان بااستعداد دریبل زدن شیاطین سرخ باقی نماند.

همه چیز درباره «عامل» کشتی ایران

 

گفت‌وگو کردن با مردی که شاید بعضی‌ها اسم یا چهره او را نشناسند اما صدای گرم و گزارش‌های خاص و حتی اگر کسی که یک بار هم مسابقات کشتی را ندیده باشد با شنیدن صدای گزارش او به وجد می‌آید؛ مردی که شاید بتوان گفت به تعداد موهای سپیدش فضای سالن و مسابقات کشتی را برایمان گزارش کرده!

به گزارش ایسنا، «باشگاه خبرنگاران» با این مقدمه ادامه داد: مردی از اهالی مشهد و همشهریان اخوان ثالث. هادی عامل فرزند دوم خانواده‌ای ورزشکار و ورزش‌دوست که از کودکی عاشق کشتی بوده تا الان. برادر بزرگ‌ترش چنگیز‌ هم قهرمان این رشته پرافتخار بوده و دو برادر کوچک‌تر از خودش هم در این عرصه فعال بوده‌اند.

هادی عامل: فقط 14 سالم بود که دستم آسیب دید و خوب شد، با همان دست و با اعتماد به نفس بالا کشتی می‌گرفتم. در آن مقطع زمانی، کشتی‌گیر ترک، آگ باشی که قهرمان المپیک بود با پایی که گویا با مادرزادی مشکل داشت کشتی می‌گرفت و من او را الگوی خودم می‌دانستم و خیلی سختی‌ها را تحمل کردم. 19 سالم بود که همان دستم دوباره آسیب دید و انگشتانم از کار افتادند. زمانی بود که داشتم به تیم ملی نزدیک می‌شدم. برای معالجه به آلمان رفتم، دستم برای کارهای روزمره خوب شده بود ولی دیگر مثل قبل خم و راست نمی‌شد و نمی‌توانستم کشتی حرفه‌ای را ادامه دهم.

وارد دنیای هنر (موسیقی) شدم اما نتوانستم ادامه دهم. دنیایش برایم راضی‌کننده نبود. سال 63 در مشهد گزارشگری را آغاز کردم از نظر من کشتی ورزشی خاص است و پرافتخارترین رشته برای ما ایرانی‌هاست و آدم‌های بزرگی از جمله پوریای ولی و آقا تختی و ... در آن بودند و این ورزش از پدرانمان به ما رسیده و زبان خاصی هم دارد. من از اول، کشتی گزارش می‌کردم و علاقه چندانی به گزارش کردن دیگر رشته‌ها ندارم اما در مسابقات سال 2006 قطر، مسابقه وزنه‌برداری رضازاده را گزارش کردم. دوست دارم صدایم فقط برای کشتی باشد. پسر بزرگم کشتی می گرفت اما کتفش آسیب دید و دیگر نتوانست ادامه دهد، دخترم هم بسکتبال را در سطح آموزشگاهی بازی می‌کرد و به ورزش خیلی علاقه داشت و پسر کوچکم هم دانشجوی هنر است.

* از اصطلاحات خاصی که به کار می‌برید کمی بگویید.

در بعضی مواقع فضای سالن باعث به زبان آوردن بعضی جملات کلمات می‌شوند؛ مثل کشتی‌گیر سالن را به غوغاکده‌ای تبدیل کرده یا سالن به غم خانه ای تبدیل شد و ... و بیان عشق و احساسات می تواند برخی از کلمات را به زبانم بیاورد، خود کلمات آنقدر مهم نیستند بلکه نوع گویش آن را مهم می‌سازد همیشه زمانی که مسابقات را گزارش می‌کنم این حس را دارم که در کنار مردم نشسته‌ام!

گاهی اوقات باخت ورزشکار را جوری گزارش می‌کنم که کمی کمرنگ‌تر به نظر برسد. نه اینکه باخت آن کشتی‌گیر کم‌اهمیت بوده باشد، بلکه می‌خواهم مردم کمتر ناراحت شوند. ناراحتی مردم را دوست ندارم.

* از روزهای خوبتان بگویید.

تمام خاطرات زندگی‌ام ورزشی‌اند! سال 2003 برای مسابقات جهانی مسافرتی رفته بودم، قرار بود همسر و دخترم به سفر حج مشرف شوند و من خیلی درگیر مسابقات بودم. زمانی که رسیدم فرصت خیلی کمی داشتم و خیلی دوست داشتم همراه آنها می‌رفتم. از امام رضا (ع) خواستم که همراه خانواده‌ام باشم و بالاخره رفتم. این جزو خاطرات خوبم است. می‌توانم بگویم بهترین سفر عمرم. روزی هم برای گزارش کشتی در سالنی بودم که استادم آقای بهمنش را دیدم که به عنوان خبرنگار وارد سالن شد. نوبت من بود که گزارش کنم، رفتم خدمت استاد برای دست‌بوسی و رخصت گرفتم. آن لحظه خیلی برایم خاص بود.

* از جو مسابقات المپیک کمی بگویید.

المپیک، اوج کار ورزشکاران است و انتخاب بهترین خاطرات خیلی سخت. در مرحله نیمه‌نهایی کشتی المپیک 2000 سیدنی علیرضا دبیر با قهرمان جهان کشتی می‌گرفت، رفتار حریفش بسیار ناجوانمردانه بود و از خطا استفاده می‌کرد و علیرضا اصلا مثل او نبود و نماد یک پهلوان ایرانی را در جهان به نمایش گذاشت و حریفش را شکست داد و به فینال رسید و طلا گرفت.

زمان توزیع مدال‌ها، علیرضا اول سمت حریفش رفت و با او دست داد، رویش را بوسید و بعد روی سکو رفت. پس از آن حریفش گفت: «این قهرمان ایرانی مرا متحول کرد، او هم برنده کشتی بود و هم اخلاق.»

در مسابقات 2006 قطر، دو تکواندو در محل برگزاری مسابقات فقط یک شیاپچانگ پوشش تلویزیونی داشت و از شانس مبارزه‌ هادی ساعی پوشش نداشت و قرار شد خودمان تصویربرداری کنیم. به سالن برگزاری که رسیدم، تصویربردارمان گفت که فراموش کرده CD برای ضبط مبارزه همراهش بیاورد! محل اسکان ما تا مکان برگزاری مسابقات تقریبا یک ساعت فاصله‌ زمانی داشت و رفت و برگشتمان یک امر غیر ممکن بود چون مبارزه‌ هادی تمام می‌شد. در آن سالن یک تصویربردار ژاپنی هم بود. به سمتش رفتم از او درخواست یک CD کردم و او دو تا CD داد. این هم جزو خاطرات خوب من است.

* از بازی در سریال پایتخت بگویید.

در طول سریال تمام فن و حرکات را خود نقی (محسن تنابنده) اجرا می‌کرد و خیلی بااستعداد است. اگر کشتی را ادامه می‌داد حتما موفق می‌شد. جو سریال دقیقا مثل بازی‌های پیشکسوتان بود، طوری که خودم هم باورم شده بود!

* کمی از تصادف در جاده‌ همدان بگویید.

من به همراه آقای رحمانی (خبرنگار) و آقای اصغری (تهیه‌کننده) برای مسابقات جوانان کشور راهی آن شهر شدیم، در بین راه لاستیک ماشین ترکید و از مسیرمان منحرف شدیم و به گاردریل برخورد کردیم. خدا را شکر چپ نکردیم. ماشین اصلا تعادل نداشت و هر لحظه امکان داشت ماشین دیگری برسد و تصادف شود.

در آن لحظه دست به دامان ائمه شدم، از جمله امام رضا (ع). تقریبا بیست سی ثانیه اصلا خودرویی از آن جاد رد نشد. قداست خاص امام رضا و لطف خدا شامل حال ما شد و از حادثه‌ای خطرناک جان سالم به در بردیم.

* از آرزوهایتان بگویید.

دوست دارم روی کره‌ زمین هیچ وقت جنگ و آدمکشی نباشد و آدم‌ها به هر دلیلی که همدیگر را از بین می‌برند بدانند که خداوند را آزرده می‌کنند. دوست دارم در سراسر این کره خاکی، صلح و دوستی و محبت حکمفرما باشد.

چه نهادی مجوز راهپیمایی می‌دهد؟

1730896_980

بر اساس آنچه روز گذشته توسط نمایندگان مجلس مطرح شده است، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر مسئول صدور مجوز برای تجمع‌هایی با همین موضوع است. اما این تصمیم از چند منظر باید مورد توجه قرار گیرد. به موجب اصل هشتم قانون اساسی «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای است همگانی و متقابل برعهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می‌کند». در اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی، همه مردم را متساوی‌الحقوق و به‌طور یکسان در حمایت قانون اعلام کرده است، بنابراین واضح است وظیفه و حق امر به معروف و نهی از منکر -نسبت به کل منکرات و محاسن- در انحصار هیچ فرد و گروهی نمی‌تواند باشد و همگان حق دارند بلکه موظف هستند که مفاد اصل هشتم را آنچنان که خود درک می‌کنند اجرا کنند. باید به‌معنای نزدیک و قریب کلمه «تجمع» در متن طرح توجه کرد. مقصود از «تجمع» این است که عده‌ای در جایی جمع شوند و به‌عنوان مثال با سخنرانی و شعاردادن، نظر خود را نسبت به موضوعی اعلام کنند. تجمع‌کنندگان بیش از این هیچ حقی ندارند و چنانچه از این مقدار تجاوز کنند حسب مورد قابل تعقیب و مجازات خواهند بود. تبصره۲ ماده۶ قانون فعالیت احزاب، مقرر می‌دارد که «برگزاری راهپیمایی‌ها با اطلاع وزارت کشور بدون حمل سلاح و درصورتی که به تشخیص کمیسیون ماده ۱۰ مخل به مبانی اسلام نباشد‌ و نیز تشکیل اجتماعات در میادین و پارک‌های عمومی با کسب مجوز از وزارت کشور، آزاد است». بر اساس اصل تفکیک قوا اختیارات وزارت کشور را نمی‌توان به ستاد احیای امر به معروف تفویض کرد. منظور این تبصره آن است که وزارت کشور علاوه بر صدور مجوز، مسئول امنیت و حفظ آزادی بیان و اجتماعات نیز در این موارد هست و چون نیروی انتظامی از جهت اداری تابع وزارت کشور است این وزارتخانه می‌تواند- و باید- امنیت این راهپیمایی‌ها و تجمعات را تأمین و حفظ کند. ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر دارای اختیارات وزارت کشور نیست. چنین اختیاراتی را با توجه به تفکیک قوا، نمی‌توان به آن تفویض کرد، بنابراین از یک‌سو چنانچه این ستاد چنین مجوزی را صادر کند قادر به حفظ امنیت راهپیمایی‌ها و تجمعات نیست. موضوع دیگر آنکه این ستاد به لحاظ در اختیار نداشتن امکانات و نیروی انسانی نمی‌تواند از خروج افراد راهپیما و تجمع‌کننده از حد تعیینی جلوگیری کند. تفویض اختیارات وزارت کشور درباره تجمعات و راهپیمایی‌ها به موجب قانون به ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، مستلزم تشکیل و برپایی وزارتخانه‌ای در حد وزارت کشور است و از این‌رو هیچ توجیه منطقی ندارد.