برنامه راهبردی شهر
Urban Strategic Plan
قانونمند ساختن زندگی شهرها، شهرنشینی و رشد کالبدی و فضایی شهرها، دلمشغولی مهمی بشمار رفته است. تجربه طرحهای جامع که زمانی تلاش میکرد تا کلیت شهر را در دورههای زمانی مختلف، یکجا بنگرد و تحولات آن را در چارچوب قواعدی منظم به پیش برد و مدیریت کند، با فرایند پویا و زنده شهری همخوان به نظر نرسید. از قضا، تبعیت از طرح جامع سبب مقابله با پویایی یادشده که در تجربهای که بیش از نیم قرن سابقه دارد، همواره پیشبینی تمامی اجزای آن غیرممکن بود، محسوب گردید. پس از آن، چنین تصور شد که اگر طرح جامع با طرح تفصیلی همراه شود، کل و جز یکجا پوشش داده خواهد شد. ولی بازهم، خیلی زود، مشخص شد که طرح جامع و طرح تفصیلی، که به مدرک کاربری زمین و تحولات آن تقلیل یافته بود، نمیتواند تحولات شهری را هدایت کند. ازاینرو، و در پاسخ به کاستیهای طرح جامع و تفصیلی، بالاخره سخن از طرح برنامههای راهبردی شهر پیش آمد. برنامههای راهبردی شهر، چون هر برنامه راهبردی دیگر، از تدوین اهداف و سپس استنتاج راهبردها براساس اهداف و بالاخره، برنامه عمل تشکیل میشود. اخیراً جزء چهارمی، تحت عنوان سنجش دستاوردها یا عملکرد نیز به 3 جزء گذشته اضافه شده است. با بازنگری اجزاء یادشده، این پرسش مطرح گردید که اهدافی که پایه اصلی برنامه راهبردی شهریند، بر چه اساس مستندی استوارند؟ در پاسخ به این پرسش، تجزیه و تحلیل و ارزیابی موقعیتی یا شناخت وضع موجود نیز بهعنوان مرحلهای مهم در برنامهریزی راهبردی شهر، اضافه شد، گو اینکه برخی از برنامهریزان چنین تجزیه و تحلیل و ارزیابی را مرحلة ماقبل برنامهریزی بشمار میآورند.
در فرایندی که برنامه راهبردی را دربر میگیرد، ابتدا براساس تجزیه و تحلیل وضع موجود، شناخت کاستیها و تحولات محیط شهری، چشماندازی برای آینده شهر تعریف میگردد و آنگاه چارچوب مأموریتی که تحقق چشمانداز را ممکن میسازد، مشخص میشود. چشمانداز شهر، معمولاً آیندهای طولانیتر را دربر میگیرد که 20 ساله است. چشمانداز یادشده بر پایه آمال و خواستهای کلّی شکل میگیرد. چشماندازها و آمال کلی آن، به اهداف مشخصتری خُرد میگردد و در رابطه با هر هدف، تعدادی راهبرد در نظر گرفته میشود. در مرحله بعدی، کنشهایی که بهطور متداول در قالب طرحهای پیشنهادی تبلور پیدا میکند، مشخص میشود. در درون هر طرح نیز تعدادی پروژه عملیاتی در نظر گرفته میشود. بر پایه کنشهای در نظر گرفته شده، وظایف پیشنهادی تعریف میگردد و تیم عملیاتی برای انجام وظایف تجهیز میگردد. برنامه عمل به راهبردها، تحقق کنشها و انجام وظایف نهایی است. برنامه عمل، درواقع، ورود از عرصه برنامهریزی به اجرا در شهر است. راهبردها که قالب زمانی 5 ساله دارند، با برنامه عمل سالیانه در مرحله اجراء، تعریف عملیاتی میشوند. بر پایه تمامی مراحل یادشده، بودجه سالیانه تعیین و به اجزای مختلف برنامه اختصاص مییابد.
امروزه، برنامههای راهبردی شهر با برنامهریزی مشارکتی تلفیق شده، نهادهای مردم یا شهروندبنیاد در کنار عامه مردم از بررسی وضع موجود تا ارزیابی بازخوردها، نتایج حاصله و تا بازبینی و ارزیابی، حضور و مشارکتی فعال دارند. منظور از مشارکت فعال، کنترل و تصمیمگیری شهروندی است؛ یعنی بالاترین پله در نردبان مشارکت شری آرلشتین. برای تحقق چنین مشارکتی، برنامه راهبردی آموزش، توانمندسازی و مقتدرسازی شهروندان نیز همزمان طراحی و اجرا میشود، تا عامه مردم قادر باشند، نقش خود را در برنامهریزی راهبردی شهر ایفا نمایند.
شهرداری تهران، با توجه به تجارب ناموفق طرح جامع و طرحهای تفصیلی شهری، از چند سال پیش، برنامه راهبردی مناطق 22 گانه تهران را آغاز کرده است. در تجربه ایران، برنامه عمل حالت طرح تفصیلی به خود گرفته و کاربریهای شهری را جزء به جزء تعریف کرده است.
توسعه شهر نشینی و پیامد های آن
( با تکیه بر مورد ایران)
چکیده
شهرنشینی یکی از مهمترین پدیده های عصر حاضر است. تا جائیکه صحبت از انقلاب شهری در دنیا می شود. در ایران تحول شهرنشینی بسیار شتابان و سریع بوده است. متوسط رشد شهرنشینی در دوره مورد بررسی 4/4 درصد بوده است در حالیکه رشد تولید ناخالص داخلی در همین دوره 4/1 بوده است. از سوی دیگر یک قانون ساده جامعه شناختی می گوید هر تحول و تغییر خارج از قاعده و سازمانی منجر به پیامدهای ناخواسته بسیاری می شود. الگوی توسعه شهری در ایران الگوی تسلط تک شهری و نیز تمرکز گرایانه بوده است. در سه چهار دهه اخیر ایران چندین بوم (Boom) مختلف را پشت سر گذاشته از آن جمله بوم نفت، بوم شهرنشینی و بوم زایشهای بسیار (جمعیت). در چنین شرایطی شهرنشینی با پیامدهای بسیاری همراه خواهد بود از جمله توزیع بیعدالتی، گسترش آسیبهای اجتماعی و ناهمگونی فزاینده اجتماعی و کمک به گسترش انواع بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی.
واژگان کلیدی
شهرنشینی، پیامدهای شهرنشینی، توسعه انسانی، امید زندگی، بوم، تولید ناخالص داخلی، مشارکت، آسیبهای اجتماعی، نوگرائی
مقدمه
مطالعه شهر در معنای امروزی رشته جدیدی ست ، اگرچه شهر وتوجه به آن از قدمت بیشتری برخوردار است .در معنای اخیرپس از انقلاب صنعتی ست که شهر در کانون توجه متفکران قرار می گیرد ، با این حال، شهر همیشه مشغله فکری بشر بوده است: در دنیای کهن مطالعه شهر در آثار ارسطو ،افلاطون و آگوستین، در قرون میانه در نظریات ماکیاولی همچنین در آثار فیلسوفان قرن 17 مانند "بودن" مطرح شده است و در طول قرن 18 شهر در تئوری اجتماعی ژان ژاک روسو بازتاب مییابد، ... اما هویت جامعه و شهر پس از انقلاب صنعتی است که تغییر اساسی پیدا میکند (.(ennett,1970:5 پس از این تغییرات ،شهر در کانون توجهات صاحبنظران رشته های مختلف جامعه شناسی، جغرافیا، اقتصاد، برنامه ریزی و ... قرار می گیرد. متفکران هنگامی که راجع به عوامل و نیروهای راشد شهرها و امکان پیش بینی تحولات آتی آنها صحبت میکنند، دو نوع تئوری وجود دارد:
1ـ تئوری توضیحی[4] : آنچه را که هست به توصیف میکشاند و سعی در نمایاندن علتهایش میکند.
2ـ تئوری هنجاری[5] :هدف تعیین آن چیزی ست که باید باشد، یعنی یافتن بهترین جایگزینها برای شرایط موجود (ادیبی 2536: 112) .
اما همچنان که از راسل آکوف نقل شده است در عمل معمولاً این دو نظریه یا نگرش با هم ادغام میشود وی یادآور میشود که برای بررسی رابطه دو پدیدة (مانند شهرنشینی و توسعه اقتصادی) سه رابطه متصور است:
1ـ رابطه علی، یعنی یکی علت دیگر است.
2ـ علت احتمالی که مجموعهای از علل معلول مشخص را ایجاد میکنند.
3ـ رابطه همبستگی بین دو پدیده. در این حالت تغییر مجموعهای از پدیدهها با تغییر عدهای دیگر همزمان است ولی بین آنها رابطه علی وجود ندارد.
در تحقیقات شهری نوع سوم رایجترین رابطهای است که بین پدیدهها یافت میشود ولی در خیلی از موارد در اثر تحقیقات تجربی میتوان به توضیح رابطه علی نیز پرداخت (همان مأخذ 112
در گزارش حاضر دیدگاه سوم بیشتر مورد تأکید واقع شده است و رابطه شهرنشینی با سایر پدیدههای اقتصادی ـ سیاسی و اجتماعی مورد کنکاش قرار گرفته است.
شهرنشینی پدیدة قرون جدید است، گر چه شهر و شهرنشینی از حدود 7 هزار سال قبل از میلاد وجود داشته است ولی معنای جدید و توسعه فزاینده آن متعلق به قرون معاصر و جدید است. تعداد شهرهای بیش از 100 هزار نفری که بشر تا قرن 5 بعد از میلاد از زمان پیدایش شهرنشینی ساخته است 67 شهر بوده است، این تعداد در طول چهار قرن بعدی (تا قرن دهم میلادی) به 61 شهر تبدیل شده و تا قرن 15 میلادی تنها به 75 شهر رسیده است. یعنی در فاصله 20 قرن (5 قبل از میلاد تا 15 ب م) تنها 8 شهر به شهرهای با بیش از یکصد هزار نفر جمعیت جهان اضافه شده است. در حالیکه در فاصله 400 سال اخیر از قرن 16 تا قرن بیستم 75 شهر یاد شده به 144 شهر افزایش یافته است. (یعنی 69 شهر اضافه شده است). که نشانگر انقلابی در زمینه توسعه شهر و شهرنشینی است.
شهرنشینی بیش از پنج هزار سال قدمت دارد. تا سال 1900 از هر هشت نفر، فقط یکی در مناطق شهری زندگی میکرد. اما در پایان قرن کنونی نیمی از جمعیت جهان شهرنشین (بودند) دو سوم از این جمعیت 3 میلیاردی در کشورهای جهان سوم زندگی میکنند (گیلبرت وگاگلر، 1375:7). گسترش شهرنشینی بخصوص در دوره معاصر سبب دل مشغولی بسیاری از نخبگان و صاحبنظران گوناگون به مسائل و پیامدهای ناشی از توسعه شهر وشهرنشینی شده است:گسترش شهرنشینی به عنوان یک پدیده معمول در جوامع، موجب شده که مسئله "شهر" یکی از مسائل مهم جامعهشناسی شود (ممتاز،1379:3 ).
بیان مسئله
یافته های این بررسی نشان می دهد[6]، طی یکدوره 80 ساله میزان شهرنشینی در کشور ما بیش از دو برابر شده است و از 28 درصد در سال 1300 به 61.3 درصد در سال 1375 و سرانجام به 65 درصد در سال 1380 رسیده است (نتایج سرشماریهای مختلف) و تعداد شهرهای کشور از 199 در 1335 به 614 شهر در 1375 افزایش یافته است (میرزائی و دیگران 1378 :49) و در نتیجه ترکیب جمعیت کشور از یک وضعیت غالباً روستائی و عشایری به یک ترکیب دیگر: "اکثریت شهرنشین" مبدل شده است. چنیینوضعیتی در همه کشورهای جهان سوم از سال1950 میلادی به بعد مشاهده می شود. هرچند آهنگ تغییر و رشد شهرنشینی میان کشورها و مناطق متفاوت است، اما تقریباً همه کشورهای جهان (از جمله ایران) بسرعت در حال شهری شدن می باشند. این مسئله مطالعه شهر و پویشهای شهرنشینی را بیش از پیش ضروری می سازد: جامعه ما بتازگی قدم در مسیر شهری شدن نهاده است، لذا مسائل و مشکلات اجتماعی، قومی و فرهنگی شهرها روزبروز اهمیت بیشتر خواهد یافت (دیکنز، 1377 :8).
نظام شهرنشینی و روند سریع آن در کشور های در حال توسعه سبب هجوم گسترده به شهرها و پیدایش بخش خدمات متورم، حاشیه نشینی گسترده، بیکاری پنهان، پیدایش دوگانگی شبکه های اجتماعی مهاجرین در شهرها می گردد. شهرهای کشورهای رشد نیافته نهادهای دورگهای هستند که در نتیجه دو واکنش پدید آمدهاند: اول واکنش به تقسیم کار اجتماعی که پدیده ای بومی است و دوم واکنش به ادغام در اقتصاد جهانی (گیلبرت و گاگلر 1375 : 31).
در کشورهای در حال توسعه بر خلاف کشور های توسعه یافته مراحل انتقال جمعیت بسرعت طی شده است. ورود دستاوردهای تکنولوژی جدید موجب کاهش نرخ مرگ ومیر و در عین حال به دلیل عدم همزمانی رشد شاخصهای اجتماعی ـ فرهنگی همانند باسوادی کل جامعه بخصوص باسوادی زنان وجمعیت قابل توجه روستائی نرخ زاد و ولدها در حد دوره ماقبل صنعت باقی مانده است و این امر سبب پیشی گرفتن رشد زاد و ولد بر میزان مرگ ومیر و در نتیجه افزایش جمعیت شده است (ازکیا 1374 :7).همزمان با این تحول رویداد دیگری درمناطق روستائی کشور پدیدار شده، در نتیجه اجرای اصلاحات ارضی و استفاده بخش کشاورزی از فن آوری روز ـ تراکتور، کمباین ـ نیروی مازاد فراوانی در جامعه روستائی ظاهر گشته، این جمعیت مازاد به دنبال فرصتی برای کار و فعالیت و سراب زندگی بهتر راهــــــی منــــاطق شهری شـــده و چــــون شهرهـــا آمـــادگی پذیـــــرش ایــــن میهمانــــان میلیونی ناخوانده را نداشت (زیرا نرخ رشد جمعیت در منـــــاطق شهــــــری نیـــز بالا بوده و شهر حتـــی برای پاسخگوئــــی بــــه افزایش طبیعی ساکنان خود نیز دچار مشکل بوده است.) لذا، این مناطق در کشورهای در حال توسعه به آشفته بازار اجتماعی از مشاغل کاذب، ناهنجاریهای اجتماعی، شکاف طبقاتی تبدیل گردیده است.
همچنین بررسی تحولات شهرنشینی کشورها نشان می دهد که کلان شهرهای محدودی بخش عمده ا ی از جمعیت مناطق شهری و امکانات توسعه اقتصادی کشور را به خود جلب و جذب نمودند و چون زیر ساخت های آماده ای وجود نداشت لذا تبعات اقتصادی ـ اجتماعی ناخواستة فراوانی را بر نظام اجتماعی این کشورها تحمیل کرده است. زیرا در محیط شهر سازمان اجتماعی، نوع احساسات، ذهنیات و نظام معیشت با جوامع پیشین تفاوت اساسی پیدا می کند (گی روشه ,1375: صص85- 95 )
در ایران پایتخت به عنوان مادر شهراصلی بتنهایی حدود یک چهارم از جمعیت شهرنشین و حدود یک چهارم از واحدهای مسکونی را در خود جای داده است(طالقانی1369 :1) و کلان شهرهای دیگری چون مشهد، اصفهان، تبریز، کرج، شیراز و اهواز به دنبال آن در حال رشد هستند. 8 شهر بیش از 500 هزار نفر جمعیت بتنهائی حدود نیمی از جمعیت شهرنشین کشور را در خود جای داده اند.
این مجموعه، الگوی شهرنشینی که از آن به " الگوی شتابان شهرنشینی" (پیران 1367:85) یاد می شود،علل رشد، مکانیزم و چگونگی تحولات آن را مورد کنکاش قرار داده و پیامدهای ناشی از گسترش شهرنشینی که در زبان میلور از آن به" مسائل شهری"[7] تعبیر شده است (Mellor,1970) را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده است. شهرنشینی در کشور ما همانند بسیاری از جوامع در حال توسعه با سرعت فوق العاده زیادی گسترش یافته است. دلیل این گرایش افراطی به شهر در ایران، این است که شهر نشینی مساوی با برخورداری بیشتر از امکانات و فرصتهای بیشتر و بهتر برای زندگی است. یک قانون ساده جامعه شناسی می گوید: هر نوع تغییر سریع و خارج از قاعده ای در جامعه انسانی می تواند موجد آشفتگی و نابسامانی ـ تئوری آنومی اجتماعی ـ گردد (رفیع پور 1379:13).
تب شهرنشینی بویژه از دهه چهل به بعد در ایران آغاز و تا امروز بسیاری را مبتلا ساخته است و هنوز هستند بسیاری دیگر که در راه رسیدن به "سراب شهر" دچار این تب هستند. صنایع، دانشگاهها، دیوانسالاری و ارتباطات نوین، بهداشت و پزشکی تخصصی همگی شهری هستند. بنابراین، مطالعه و بررسی شهر و شهرنشینی در ایران در سه محور اساسی:
1ـ تحلیل علل رشد شتابان و سریع، 2ـ مطالعه روندها و مکانیزمهای تحول شهرنشینی در مناطق مختلف 3ـ بررسی پیامدهای ناشی از شهری شدن جامعه ایران مسئله اصلی این بررسی است. اما بلافاصله باید یادآور شد که مطالعه شهرنشینی بویژه در ایران سکه دوروئی است که روی دیگر ان روستا و تحولات آن می باشد و تحلیل تحولات و مکانیزمهای شهری شدن بدون توجه به روی دیگر مقدور و ممکن نیست. نمودار شماره 1 روابط علت و معلولی و پیامدهای ناشی از رشد سریع پدیده شهرنشینی را در کشور و ارتباط بخشهای مختلف نظام اجتماعی از جمله روابط متقابل بین شهر و روستا از یکسو و سیاستهای توسعه یا گسترش شهرنشینی از سوی دیگر را بخوبی نشان می دهد
نمودار (1) چگونگی تحول وپیامد های شهر نشینی
|
افزایش درآمدهای شهری |
دکتر رضاپور : نمای بی هویت ،شهر را بی هویت می کند
نمای هر ساختمان در شکلدهی به مجموعه شهری که در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نمای یک ساختمان بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانهای شهر توجه شود، همگونی نمای شهری در مجموع از بین میرود.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری، بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال 50 میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه میشود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهههای گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد.
رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزایندهای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزیهای ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.
سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد بهدلیل اینکه بهدنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمانها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان بهدنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها میشود. البته در سالهای اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستانها همچنان انجام میشود.
چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر
چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت، قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.
در سالهای اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز میشوند، جنبه عمومی تر دارند.
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابانها یا میدانها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین میرود.
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی میتواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا میکند.
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بستهتر و محفوظتر باشد.
نمای ساختمان باید بهدنبال خلق یک کلیت هماهنگ بهوسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقفها، سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و... باشد. پنجرهها همواره با دیگر عناصر دیوار، سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمانهای چند طبقه، نظم کاملی به چشم میخورد. اما گاه بهعلت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده میشود و این نظم آهنگ خود را از دست میدهد.
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمانهای کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمانهای بلند عناصر باریک برتری خود رانشان میدهند. در و پنجره و نعل درگاهها تاثیر خاصی در نما میگذارند. ناودانها، سایه بانها، پیش آمدگیهای سقف و بالکنها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما میکنند.
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوتها است.
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمیتوان بالا و پایین پنجره و در را با هم همردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبتهای هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. میتوان پنجره ها را در گروههای کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد میکنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان میدهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.
ترکیب پنجره ها، ایوانها، درها و بهطور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر میکند. طراح میتواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار میگیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتابشکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام میشود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوالها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان میرسد؟ گوشههای ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج میتواند حالت عمود 90 درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.
نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی بهدست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. میتوانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان میکند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی بهکار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال میکنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابانها ومعابر میافتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد میتوانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.
عناصر پراهمیت درنما
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که میتوان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
لیکن بهدلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودیها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده میکنند.
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی میماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، بهنحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون میسازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنهای امکان پذیر میشود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار میگیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را بهطور مستقیم میبینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمانهایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، بهدلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی میشوند. همین موضوع موجب میشود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.
تراسها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم میآورند. بالکنها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور بهراحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوستهای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمیتواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همانطور که عنوان شد نمای ساختمانها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما بهدلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژهای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجستهترین افراد با تخصصهای مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمانها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند.
آنچه برای علاقهمندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرحهای ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانههای ساختمانی ضروری به نظر میرسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمانهای اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.
دکتر رضاپور
اگر مردم مشکل بزرگ بحران آب را بهتر بفهمند در نتیجه خود را برای درک موقعیت بهتری برای یک راه حل آماده می کنند.
بحث در مورد آن را با خانواده و دوستان همیشه در اولویت قرار می دهند.
نگاه کردن به اخبار و حقایق کمبود آب در مناطق بحران در رسانه ها باعث ایجاد انگیزه برای حفظ آب موجود و استفاده عاقلانه از آب می شود.

سوالات امتحانی درس زبان انگلیسی دوم هنرستان
1- واﮋگان ناقص را در پاسخ نامه به صورت کامل بنویسید. (نمره 5/ 3)
I do the pu - zle right. My bro - her is a sal –r . It has f- wer flat pla -es. You see a t- y train . You fe - l bad, Ito -ch your head. We go on a tr -p to the seas – de . Something has s - ared him. Tom ate the w - ole cake . He req - ires peace and qu-et.
2- پاسخ صحیح را انتخاب کنید. (نمره 2 )
1) Hiccups aren’t an ……
a) illness b) breath c) giggle d) loud noice
2) When we learn a language we should learn………..
a) vocabulary b) grammer c) social behavior d) all of them
'' illness'' means……… 3)
a) cure b) medicine c) disease d) hiccups
4) At night you can see…… .in the sky.
a) sun b) moon c) spaceship d) light
3- جمله های زیر را مرتب کنید. (نمره 3 )
5) Before - had washed – went - he - he - his face - to school.
6) old – mine - is - house – this – in – this – city ?
7) An – car - old – wants –he - clean – to.
4- کلمات مناسب را در جاهای خالی قرار دهید. (نمره 3 )
Lovely - museles - run out- around- fixed - scared
8) The loud noice……..the baby.
9) People say that he has a ………… idea.
10) She has a little cat. It is very………
11) One of the ………starts jerking.
12) She likes to go ……….the world.
13) Lets’ buy some tea. We have ……….of tea.
5-با کلمات داده شده پرسش یا پاسخ صحیح بدهید. (نمره 2 )
What would happen, if he didn’t study? (get bad marks) -1
She studied her lessons. They arrived (when) 2-
6- جملات زیر را با دانش خود پر کنید. (نمره 2 )
A person who works in a mine is called………
A big shop where you can buy food and other things is called………..
7- مکالمه زیر را کامل کنید. (نمره 5/2)
When is your appointment with the teacher? a)It is 2000 tomans-1
What month is it? b) Delhi, I think -2
That’s next. Sunday, isn’t it? c)Yes it is 3-
What s the capital of India? d)It is on the 14 4-
How much is that toy car? e)It is in Mehr 5-
8- کدام واﮋه از نظر تلفظ با حروفی که زیر آنها خط کشیده متفاوت است؟(نمره 2 )
a) book b) put c) boot d) push
a) noun b) house c) ground d) soup
9- شکل صحیح فعل های داخل پارانتز را بنوسیسد. (نمره 3 )
1-Ali was upset because he ………bad marks. (get)
I have promised……………. the letter soon. (answer) 2-
3-Most of the students have to ………….. so hard . ( to work )
10- متن زیر را بخوانید و به پرسش های زیر پاسخ دهید. (نمره 4 )
A Rainy, Windy Day
I am at home. It’s a rainy and windy day. The pretty autumn leaves are flying in my yard. They are beautiful. They are orange, red, brown, and gold. They are falling off the trees in my yard.
I like to watch the leaves fly. The rain and wind make the leaves come off the trees.
Where is the boy? 1-
What colors of the leaves does the boy see? 2-
What season is it? 3-
.4- Who like to watch the leaves fly?
11- جملات زیر را به انگلیسی و جمله سوم را به فارسی برگردانید . ( نمره 3 )
1- یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است .
2- علم را بجوئید هر چند در چین باشد .
3- I am learning English so that I can study in England.
موفق باشید رضاپور