همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

Bezar Man On Yek دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

1 دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نام رمان : بذار من اون یک نفر باشم

2 دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نویسنده : جان کریستوفر کاربر انجمن نودهشتیا

3 دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) حجم کتاب : ۵٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۰ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

11 دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

4 دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) تعداد صفحات : ۶۶۱

14 دانلود رمان بذار من اون یک نفر باشم | جان کریستوفر کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) خلاصه داستان :

این داستان فانتزی – تخیلی است البته شخصیت های اون واقعی هستن داستان درباره رابطه دو تا دختر ایرانی به نام های سحر و سارا با اعضای گروه موسیقی معروف کره ای SS501 است که طی یک سفر به تایلند اتفاق می افته . داستان مجموعی از حوادث تلخ و شیرین و اتفاقات جالب است …

 

براشون متاسفم

تصمیم گرفتم انقدر محکم باشم تا هیچکسی و هیچ چیزی نتونه منو ناراحت کنه

همین تصمیم باعث شده کارای خیلی از اطرافیانمو بهتر هضم کنم اما خودشونو از زندگیمون خط بزنم واقعن یه عده برام تموم شدن ، هم اونایی که از زندگی عقبمون میندازن اما نمی دونن یه خدایی اون بالا هست که شش دانگ حواسش به منو توء هم اونایی که تلاش می کنن بدترین ضربه هارو از روی حسادتشون بهمون بزنن ، تنها کاری که در قبالشون از دستم برمیاد اینه که دعا کنم به خودشون بیان چون منم اگر از کارا و حرفاشون گذشت کنم خدا هرگز نمی گذره و توی زندگیشون خیر نمی بینن

خدارو صدهزار بار شکر که دختری نیستم دنبال حاشیه و حرف باشم سرم به کار خودمه و دنبال هدف خودمم توی زندگی وگرنه که باید یه چوب برمیداشتم هرروز میزدم تو سر کسایی که باهام بد می کنن

 

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پنجره‌های تشنه» در کربلا رونمایی می‌شود

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پنجره‌های تشنه» که شامل سفرنامه مهدی قزلی از انتقال ضریح مطهر امام حسین (ع) است در کربلای معلی رونمایی می‌شود.

بر اساس این گزارش، مراسم رونمایی از این اثر روز سه‌شنبه 18 آذر ماه با حضور جمعی از مسئولان ایرانی و عراقی برگزار خواهد شد.

این مراسم به صورت زنده توسط یکی از شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شود.

قزلی پیش از این درباره این تقریظ گفته بود، امسال هم مثل سه چهار سال اخیر برای نوشتن گزارش حاشیه دیدار شاعران با رهبری به بیت رفته بودم. وقتی که حضرت آقا برای صرف افطار به داخل می‌رفتند صدایم کردند: «سلام آقای قزلی» و بعد تبسمی فرمودند. من هم خودم را معرفی کردم. در ادامه فرمودند: «کتابتان را خواندم. الحمد الله خیلی کتاب خوبی بود» و  رفتند در جای خودشان و افطار میل کردند. من هم  نشسته بودم و مثل همیشه حواسم بود که چه کسانی می‌آیند و می‌روند که در گزارشم بیاید.

مدتی که گذشت دیدم حضرت آقا اشاره‌ کردند که خدمتشان بروم. دور و اطرافم را نگاه کردم. دیدم نه، منظورشان با من است. خدمتشان رفتم. فرمودند: شما ترک هستید یا فارس؟ گفتم: حاج آقا ما تُرک هستیم و از اسم‌مان هم مشخص است، قزلی یعنی طلایی.

در ادامه آقا گپی زدند درباره کتاب که خوابی که آن خانم دیده بود خیلی خوب شده یا سوال پرسیدند که چرا هیات امنا در مقدمه فلان جمله را آورده... که برایم معلوم شد ایشان همه کتاب را و با دقت خوانده اند. به نکاتشان جواب دادم و برای اینکه حرفی هم زده باشم پرسیدم: آقا چیزی هم در کتاب نوشتید؟ فرمودند بله اتفاقا نوشته‌ام. گفتم اگر می‌شود من هم متنتان را داشته باشم. قبول کردند، اطرافشان را نگاه کردند اما کسی نبود که بگویند این کار را انجام بدهد.

این گذشت تا چند روز قبل که فرصت شد در بیمارستان و برای نوشتن گزارشی از عیادت هنرمندان از ایشان دوباره خدمتشان برسم. من به دلیل اینکه از موضع گزارش‌گری آنجا بودم، کنار فیلم‌بردارها ایستاده بودم. وقتی داشتم می‌رفتم آقا صدایم زد: آقای قزلی بیا اینجا ببینمت. رفتم نزدیک و سلامی کردم و به ایشان گفتم که از دیدن لبخند بر لبشان خوشحالم. ایشان هم بی‌مقدمه دوباره فرمودند: چهار خطی در کتاب شما نوشته‌ام.

گفتنی است، چندی پیش در آستانه عاشورا و تاسوعای حسینی نسخه الکترونیک این اثر نیز روانه بازار شد.

پانزده نشانه سرطان که آقایان نادیده می گیرند


پانزده نشانه سرطان که آقایان نادیده می گیرند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


درصورتیکه آقایان از بعضی از نشانه های سرطان آگاه باشند و با هشیاری این نشانه ها را زیر نظر گرفته و در صورت اطلاع و آگاهی از هر نشانه خطرناک و جدی سرطان در بدن، سریعا به پزشک مراجعه نمایند، شانس بهتری برای درمان آن سرطان و شفا یافتن، دارند. بعضی از نشانه های سرطان در مردان، مخصوص است. این علایم براحتی نشان دهنده مشکل در بعضی از قسمت های بدن می باشند، اما بقیه انواع سرطان و علایمشان، ممکن است گنگ بوده و براحتی قابل تشخیص نباشند.

درد؛ نشانه اول سرطان در آقایان
هرچه افراد سنشان بالا می رود، میزان انواع درد و خشکی در آنها بیشتر می شود. هرچند درد نشانه‌ای مبهم و پیچیده است و معمولا کم تر بیشتر انواع درد نشانه سرطان نیستند، اما با اینحال امکان دارد بعضی از انواع درد نشانه های اولیه ابتلا به سرطان در آقایان باشد. طبق توصیه جامعه سرطان آمریکا هر درد ادامه دارد و مزمن باید توسط پزشک بررسی شود. حتی اگر مشکل و درد شما از سرطان نباشد، بازهم شما از مراجعه به دکتر سود می برید، چراکه ممکن است پزشک بتواند برای درد شما و مشکلی که باعث آن شده، درمانی مناسب پیدا نماید.

رمان وقتی به یک مرد مبتلا شدم - 1

 

 
قسمت 1 رمان ❤  وقتی به یک مرد مبتلا شدم

 

در ادامه مطلب

 

 


به قـلم زیبای : مامان نخودچی

 

 

منبع: سایت نود و هشتیا

 

فضای رمان کاملا واقعی ودر بستر خانواده های معمولی وسنتی وصمیمی روایت می شود!
رمان از زبان دختر شاد ومهربانی به نام ایرن است .استخوانبندی اصلی داستان را عشق ایرن به سروش پسرعمویش تشکیل می دهد اما در کنار این عشق، ایرن باورهایش به مرور تغییر می کند که این تغییر مثبت را مدیون چند نفر است.
در این رمان در لابلای قصه عشق ایرن به پسرعموی خود ،سرگذشت عشق عده ای از ادم های دور واطراف ایرن را نیز می خوانیم ،گاهی تلخ و گاهی شیرین !
سعی کردم طنز لطیفی را در رمان قرار بدم .در این رمان به طلاق ومهریه ،رباخواری ،بی بند وباری ،صبر واحترام به بزرگترها بویژه مادربزرگها ی عزیز پرداختم.