همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

همه چیز از همه جا

جدیدترین اخبار روز ، دانلود آهنگ جدید ، دانلود جدیدترین فیلم ها و سریال ها ، دانلود عکس و مقاله ، دانلود نرم افزار

ریمیکس زیبا تکدست وحید فلاح

دنــلود ریمیکس تکدست زیبـا از وحیــد فــلاح

دانلود ریمیکس تکدست شمالی جدید و فوق العاده زیبا با صدای وحید فلاح

تنظیم صدا: رضاغلامی ، پخش:سایت همنوا آمل ، نوازنده:مسلم سالاری

سایت استریو همنوا/ بروزترین سایت پخش و دانلود آهنگهای مازندرانی

http://dl.shomal-music.com/Mp3/Fallah.jpg

رمان اشک های خفته فصل 2

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان اشک های خفته

نویسنده : زهره افراخته

فصل : 2

........................................................................................

ساحل در حالی که صدایش می لرز ید و ازگفتن کلماتش وحشت داشت گفت: اگر حدیث از این موضوع باخبر شود صددرصد از ازدواج با لاله منصرف می شود و غوغا یی بپا می کند، واین کار او مساوی است با بدبختی و بردن آبروی من توسط زن پدرم که واسطه این ازدواج بود. اگر خانواده حدیث بفهمند او قصد دارد با من ازدواج کند بی برو برگشت مخالفت می کنند چون آنقدر زن پدرم مرا نزد آنها بی حرمت و بی ارزش کرده که سابقه ذهنی آنها نسبت به من خراب شده است. فقط پگاه مثل خانواده اش فکر نمی کند.

رمان اشک های خفته فصل 3

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان اشک های خفته

نویسنده : زهره افراخته

فصل : 3

........................................................................................

رخساره و ساحل با وجد به حرف های عمه گوهر گوش می کردند و خواب از سرشان به کلی پریده بود. آن دو عمه را تحسین کردند و مورد تعریف و تمجید وستایش قرار دادند. رخساره باکمی تردید ازعمه پرسید: عمه گوهر، آیا آقا عادل هنوز از زنان زیبا فراری است؟ 
‏عمه خندید وگفت:گفتم که ذهنیت او پاک خراب شده بود و ما نتوانستیم کاری بکنیم. عادل با این که جوان تحصیل کرده ای شده هنوز هم از زنان زیبا متنفر است و از دخترانی که می دانم چقدر بخاطر او سر و دست می شکنند دوری می کند.

رمان اشک های خفته فصل 4 (آخر)

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان اشک های خفته

نویسنده : زهره افراخته

فصل : 4 (آخر)

........................................................................................

رخساره آهی بلند کشید و ساحل را در آغوش کشید و گفت : ساحل مهر بدبختی بر پیشانیمان خورده و باید شکست را بپذیریم . نجات ما مثل تیری میماند در تاریکی .
ساحل سکوت کرد و خود را روی تخت انداخت .
ساجد به عادل که مشغول کشیدن نقشه یک ساختمان بود نگاه کرد و گفت : ساحل و رخساره به راحتی میتوانستند در مکانی مخفی شوند که دست سهند به آنها نرسد از اینکه موفق نشدند که خودشان را نجات بدهند خیلی ناراحتم . سهند بدجوری ساحل را کتک زد اگر جلویش را نمی گرفتم

رمان امانت عشق فصل 1

http://up.vbiran.ir/uploads/39739140885324432506_secret_book.png

رمان امانت عشق

نویسنده : فریده شجاعی

منبع : www.98ia.com

فصل : 1

........................................................................................

دوشنبه بیست آذر ماه و ساعت دو و پنجاه دقیقه بود . ان ساعت ریاضی داشتیم . تا یادم می آید همیشه سر زنگ ریاضی نیم ساعت آخر که می رسید کلافه می شدم . آنقدر به ساعت نگاه کردم که صدای فریبا بغل دستی ام در آمد : ((سپیده چکار میکنی؟ مرتب خواسم رو پرت میکنی)) .